تبلیغات
چلچراغ هدایت - مطالب ایام الله

  عارف کامل میرزاجواد آقاملکی تبریزی(ره) در کتاب المراقبات در اعمال روز 17 ربیع الاول می آورد:

اولا – توسل به حمایت کنندگان این روز یعنی معصومین(ع) و سپردن عقل و قلب خود بلکه تسلیم تمامی وجود خود را (به وسیله آنها) به خدای تعالی باشد با توقع به اینکه آنان حال او را (در تمامی انقلابات و تطورات او) با خدای - جل جلاله – اصلاح نمایند و در جلب انوار و برکات این روز در تمام آنات و در تمام حرکات و سکنات و تطورات کمک نمایند و اگر وی در این توسل و تسلیم صادق باشد خدا هم در امانت خیانت نخواهد نمود و همچنین زیات آنحضرت(ص) را که سید اجل العزیز در «اقبال» به تفصیل روایت نموده بخواند و همچنین زیارت برادر و جانشین او (ع) را که نیز در «اقبال» روایت نموده است.


ثانیا – از مهمات، روزه این روز است که به شکرانه آن بگیرد و دو رکعت نماز که در هر رکعتی یک مرتبه حمد و ده مرتبه «سوره قدر» و ده مرتبه «سوره اخلاص» است بگزارد و پس از نماز در محل نماز بنشیند و دعائی که روایت شده است بخواند.


ثالثا – از کارهای مهم آنکه در این روز «مراسم معروفه شرعیه اعیاد بزرگ» را به جای آورد تا آنکه عوام و زنان و کودکان بدانند که «عید» است لیکن آنها را به عمل خود در اعیاد به آنچه موافق حقیقت «عید» است عادت دهد یعنی به آنچه در شرع وارد گشته نه آنچه خلاف مقررات شرع باشد همچنان که عادت و سنت پاره‌ای از نادانان است که به لهو و لعب بلکه پاره‌ای از افعال حرام می‌پردازند، چه عید عبارت از وقتی است که ملک الملوک – جل شانه- برای بار عام قرار داده و موسمی است که «نیکو کار و بدکار» را برای حضور در برابر خویش به عرض خاکساری و مسکنت و اظهار مراسم عبودیت خوانده تا در آن، جایزه و بخشش کند و لباس امان و خلعت بر آنها بپوشاند و ملک و سلطنت حواله فرماید؛ پس بر آن کس که این مراتب بداند شایسته است که تدارک حضور در این محضر جلیل شریف نماید و به آنچه ممکن و مقدورش باشد برای تهیه این مجلس سعید منیف، خود را مهیا سازد و به آنچه مرسوم زینت در برابر اهل این محضر نظیف باشد خود را زینت و آرایش دهد؛ زیرا برای هر مجلسی لباس مخصوصی و زینتی مناسب آن در خوراست و لباس شایسته اهل چنین مجلس، لباس تقوی و تاج آنها، تاج کرامت و وفار می‌باشد؛ یعنی لباس اهل این مجلس تخلق و اخلاق حسنه و تاج معارف ربانیه و تطهیر آنها، پاکیزه ساختن دل از اشتغال به غیر خدا و بوی خوش ایشان، ذکر خدا و درود بر رسول خدا و آل طاهرین او است؛ و زنهار! زنهار که در مجلس پاکان حاضر شوی و حال آنکه دلت چرکین و آلوده به ذکر دنیا و بدنت عاری از تقوی و سرت برهنه از عمامه مراقبت و بوی گند قازورات محبت دنیا از تو متصاعد و اخلاقت آمیخته با قبایح کردارهای زشت و سرت خالی از عقل و معرفت و قلبت خالی از ایمان و دیانت و چشمت پر و خسته از نظر به حرام و زیانت گنگ از تکلم در رضای خالق انام و گوشت‌کر از شنیدن ذکر باری و دستت بسته به بخل از کوشش در جود و سخا و داد ودهش در راه حق تعالی و فلج شده از توانائی بر جهاد در یاری دین خدا و شکمت پر از مال غیر و حرام و فرجت معمول در محارم الله و پایت عاجز از سعی در قضاء حوائج اولیاء الله و زمین‌گیر از حرکت به سوی خانه‌های خدا باشد.

پس اگر در مجالس این پادشاه آزاد و پاک با چنین حال اسفناک حضور یابی از چرکی لباس پست و پر آلایش و گرفتاری این عیوب و بد حالی و عدم آسایش، خود را رسوا کنی و خویشتن را مفتضح سازی.
پس بهتر آنکه ای مسکین در نفس گرامی و شریف خود تدبر کنی و بدانی که چگونه آن را به دست غفلت تباه ساخته‌ای و با اهانت و شعائر و حرمات خویشتن را دچار توهین و مذلت قرار داده‌ای و در میدان تحصیل کمال به سبب کسالت و اهمال از مسابقه با اقران و امثال به عقب افتاده و به آن خرسندی.

از امام حسن(ع) روایت است که چون در روز عید فطر به مردم نظر نموده و آنها را به حالت خنده و بازی بدید به اصحاب خود فرمود:

خداوند عز و جل «ماه رمضان» را برا یبندگان خود به منزله میدان مسابقه‌ای بیافرید که در آن به سبب طاعت و رضوان او بر یکدیگر سبقت جویند گروهی پیش افتادند و کامیاب شدند و دسته‌ای تخلف کردند و زیانکار گشتند. بسی‌جای شگفتی است که کسی در چنین روز که روز مزد گرفتن نیکو کاران و زیان دیدن مقصران است به خنده و بازی مشغول باشد، به خدا سوگند اگر پرده را برگیرند هر آینه نیکوکار بکار نیک خود و بدکار بکردار زشت خویش سرگرم باشند و در روایت دیگر فرمود:

به خدا سوگند اگر پرده گشوده شود محسن (به احسان خویش) و بدکار (به کار بد خود) چنان گرفتار است که به شانه کردن سر و آراستن لباس نپردازد چنانکه بقیه آن در عیدین بیاید ان شاء الله.

رابعا – از امور مهمه در این روز آنکه روز عید را به سلام برحامیان آن روز به پایان برساند و به درگاه آنها تضرع و الحاح نماید و آنها را برای استصلاح حال به اعمال یعنی طلب صلاح از بارگاه صاحب جلال و جمال شفیع گرداند و به مناسبت وقت تسلیم اعمال به حضرت سیدالمرسلین(ص) استرحام از آن بزرگوار را نیز به آن ضمیمه نماید که اگر آن روز مختص به او نباشد باز او را حق ثابتی در «روز نگهبانی» آل طاهرین و خلفای معصومین او (ص) خواهد بود ولی این استرحام و التجاء با حالتی آمیخته به شرمساری و حیاء از تقصیر در ادای حق شکر نعمت و قدر منت و با لطف در گفتار و الفاظ تضرع و ابتهال بوده باشد چه چنین ال را در قبولی اعمال و فرود آوردن فیض و خیر از معدن افضال اثر بزرگی است و تراست که به صاحب روز برای شفاعت در حضرت پروردگار توجه نمائی و به وسیله او – صلوات الله علیه و آله- اعمال خود را در حضرت الوهیت عرضه بداری تا از باب کرم و عفو خود ترا تراند و سئیات ترا به اضعاف از حسنات مبدل گرداند و به مکارم و عنایات مقبول و مرضی درگاه خویش سازد.

«فانه یفعل مایشاء ولایفعل ما یشاء احد غیره»

و تراست که از او مزید توفیق خود را در جد و اجتهاد و کوشش در خدمت مالک عباد و وفای به عهد با رسول عماد و آل امجاد برای ایام بعدی خویش خواستار شوی؛ چه وفای در ایام غیبت را به حکم عقل در نزد خردمندان با سادات و احباب، حقوق بزرگی است.
منبع: تسنیم



طبقه بندی: ایام الله،

تاریخ : دوشنبه 7 دی 1394 | 05:12 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات



طبقه بندی: ایام الله،

تاریخ : چهارشنبه 18 آذر 1394 | 09:51 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات



طبقه بندی: ایام الله،

تاریخ : چهارشنبه 18 آذر 1394 | 09:50 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات
امام سجاد علیه السلام: چون كار بر حسین بن على بن ابى طالب علیه السلام دشوار شد، همراهیان او بدو نگریستند و او را برخلاف خود یافتند، چه، هرگاه كار دشوار مى‌شد، رنگ آنها تغییر مى‌یافت و گوشت تنشان به لرزه و دلهاشان به تپش مى‌افتاد، در حالى كه حسین علیه السلام و برخى از نزدیكان او رنگشان مى‌درخشید و دل و جانشان آرام مى‌گرفت. 
آنها به یكدیگر مى‌گفتند: ببینید، از مرگ هیچ هراسى ندارد، و حسین علیه السلام بدیشان مى‌فرمود: شكیبایى، اى بزرگ زادگان! مرگ نیست مگر پلى كه شما را از بینوایى و سختى به بهشتهاى فراخ و نعمتهاى جاودان مى‌رسانَد.
كدام یك از شما خوش نمى دارد كه از زندان به قصر درآید؟! چنان كه مرگ براى دشمنان شما نیست، مگر در آمدن از كاخ به زندان و شكنجه. پدرم به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دنیا، زندان مؤمن و فردوس كافر است و مرگ، پل این جماعت است كه آنها را به بهشتشان و اینها را به دوزخشان مى رسانَد و من نه دروغ مى گویم و نه به من دروغ گفته شده است.

 متن حدیث: 


الإمام زین العابدین علیه السلام: لَمَّا اشتَدَّ الأَمرُ بِالحُسَینِ بنِ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ علیهماالسلامنَظَرَ إلَیهِ مَن كانَ مَعَهُ فَإِذا هُوَ بِخِلافِهِم ؛ لِأَنَّهُم كُلَّمَا اشتَدَّ الأَمرُ تَغَیَّرَت ألوانُهُم وَارتَعَدَت فَرائِصُهُم ووَجَبَت حدیث قُلوبُهُم. وكانَ الحُسَینُ علیه السلاموبَعضُ مَن مَعَهُ مِن خَصائِصِهِ تُشرِقُ ألوانُهُم وتَهدَأُ جَوارِحُهُم و تَسكُنُ نُفوسُهُم ، فَقالَ بَعضُهُم لِبَعضٍ : اُنظُروا، لا یُبالی بِالمَوتِ ! فَقالَ لَهُمُ الحُسَینُ علیه السلام : صَبرًا بَنِی الكِرامِ ، فَمَا المَوتُ إلاّ قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِكُم عَنِ البُؤسِ والضَّرّاءِ إلَى الجِنانِ الواسِعَةِ والنَّعیمِ الدّائِمَةِ ، فَأَیُّكُم یَكرَهُ أن یَنتَقِلَ مِن سِجنٍ إلى قَصرٍ ؟! وما هُوَ لِأَعدائِكُم إلاّ كَمَن یَنتَقِلُ مِن قَصرٍ إلى سِجنٍ وعَذابٍ . إنَّ أبی حَدَّثَنی عَن رَسولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله أنَّ الدُّنیا سِجنُ المُؤمِنِ وجَنَّةُ الكافِرِ ، والمَوتُ جِسرُ هؤُلاءِ إلى جَنّاتِهِم وجِسرُ هؤُلاءِ إلى جَحیمِهِم ، ما كَذَبتُ و لا كُذِبتُ.


«معانی الأخبار، صفحه 288»




طبقه بندی: ایام الله،

تاریخ : دوشنبه 4 آبان 1394 | 12:35 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات
Image result for ‫شور محرم‬‎Image result for ‫شور محرم‬‎Image result for ‫شور محرم‬‎Image result for ‫شور محرم‬‎Image result for ‫شور محرم‬‎


طبقه بندی: ایام الله،

تاریخ : سه شنبه 21 مهر 1394 | 09:36 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات

  21.  قال رسول الله صلى الله علیه واله: من أطاعنی فقد أطاع الله، ومن عصانی فقد عصى الله، ومن أطاع علیّاً فقد أطاعنی، ومن عصى علیّاً فقد عصانی. (المستدرك على الصحیحین: ج3 ص121)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: آن كس كه از من اطاعت كند، خداوند را اطاعت كرده است و آن كس كه از من نافرمانی كند، خدا را نافرمانی كرده است و آن كس كه علی را اطاعت كند، از من اطاعت كرده است و آن كس كه از علی نافرمانی كند، از من نافرمانی كرده است. 

  22. قال رسول الله صلى الله علیه واله: من آمن بی وصدّقنیّ فلیتولّ علیّ بن أبی طالب علیه السلام فإنّ ولایته ولایتی وولایتی ولایة الله. (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص 239)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر كس به من ایمان آورده و مرا تصدیق كرده است باید به ولایت علی بن ابی طالب گردن نهد چرا كه ولایت او ولایت من است و ولایت من ولایت خداوند است. 

  23. قال رسول الله صلى الله علیه واله: من سرّه أن یحیى حیاتی ویموت مماتی ویسكن جنات عدن التی غرس فیها قضیباً ربی، فلیوال علیاً ولیوال ولیه، ولیقتد بالأئمة من ولده من بعده، فإنهم عترتی خلقوا من طینتی، ورزقوا فهماً وعلماً، وویل للمكذبین بفضلهم من أُمتی، القاطعین فیهم صلتی، لا أنالهم الله شفاعتی. (ینابیع  المودة: ص151)
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر كه خوشحال می‌شود به زندگى من زنده باشد و به مرگ من بمیرد و ساکن بهشت عدنى شود كه درخت آن را پروردگارم غرس نموده، پس بعد از من علی را و دوست او را دوست بدارد و به ائمه بعد از او كه از نسل او هستند، اقتدا کند، زیرا ایشان عترت منند که از سرشت من خلق شده‌اند و فهم و علم روزیشان شده است. وای بر تکذیب کنندگان فضایلشان از امت من و قطع کنندگان رابطه من! خداوند شفاعت مرا به ایشان نرساند.

  24. قال رسول الله صلى الله علیه واله لعلی علیه السلام: إذا كان یوم القیامة، یؤتى بك یا علی بسریر من نور، وعلى رأسك تاج، قد أضاء نوره وكاد یخطف أبصار أهل الموقف، فیأتی النداء من عند الله جل جلاله: أین وصی محمد رسول الله؟ فتقول: ها أنا ذا. فینادی المنادی: أدخل من أحبك الجنة وأدخل من عاداك فی النار، فأنت قسیم الجنة والنار. (ینابیع  المودة: ص96)
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ به علی ـ علیه السلام ـ فرمود: وقتی هنگامه قیامت بر پا شود تو را با تختی از نور حاضر می كنند در حالی كه بر سرت تاجی از نور است كه نور آن چنان تابناك است كه نزدیك است چشمان اهل محشر را خیره و تار كند. پس صدایی از جانب خداوند می پرسد: جانشین محمد رسول خدا كجاست؟ تو می گویی: من اینجایم. آن گاه منادی ندا می دهد كه هر كسی را كه دوستت دارد به بهشت ببر و هر كس را با تو دشمنی ورزیده است به جهنم ببر كه تو تقسیم كننده بهشت و جهنم هستی. 

  25. نظر النبی صلى الله علیه واله إلى علی علیه السلام فقال: هذا وشیعته هم الفائزون یوم القیامة. (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص333)
پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام نظر كرد و فرمود: تنها علی و شیعه او رستگاران در روز قیامتند.  

   26. قال رسول الله صلى الله علیه واله: أوصی من آمن بی و صدّقنی بولایة علیّ بن أبی طالب، فمن تولاّه تولاّنی، ومن تولاّنی تولّى الله. (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص239)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر كس را كه به من ایمان آورده و مرا تصدیق كرده است، به ولایت علی بن ابی طالب سفارش می كنم. پس هر كس ولایت علی را بپذیرد ولایت من را پذیرفته و پذیرش ولایت من به معنای پذیرش ولایت خداوند است. 

چهل حدیث نبوی در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین از منابع اهل سنت

    27. قال رسول الله صلى الله علیه واله: علیّ خیر البشر، من أبى فقد كفر. (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص372)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: علی ـ علیه السلام ـ بهترین انسان است، هر كس از پذیرش ولایت او سرباز زند، كافر است. 

   28. وعن عائشة، قالت: قال رسول الله صلى الله علیه واله وهو فی بیتها لما حضره الموت: أدعوا لی حبیبی، فدعوت له أبابكر، فنظر إلیه ثم وضع رأسه، ثمّ قال: ادعوا لی حبیبی، فدعوا له عمر، فلمّا نظر إلیه وضع رأسه، ثم قال: ادعوا لی حبیبی، فقلت: ویلكم ادعوا له علیّ بن أبی طالب، فوالله ما یرید غیره، [فدعوا علیّاً فأتاه] فلمّا رآه أفرد الثوب الذی كان علیه ثم أدخله فیه، فلم یزل یحتضنه حتّى قبض صلى الله علیه واله ویده علیه (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42)
 از عائشه روایت شده كه گفت: چون وقت وفات پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرا رسید در حالی كه در خانه اش بود، فرمود: دوستم را به نزد من بخوانید. پس ابوبکر را صدا زدم. پیامبر نگاهی به ابوبکر انداخت سرش را برگرداند و دوباره فرمود: دوستم را به نزد من بخوانید. عمر را صدا زدند و چون نگاهش به عمر افتاد، دوباره فرمود: دوستم را به نزد من فرا بخوانید. پس من گفتم: وای بر شما. علی بن ابی طالب را صدا بزنید. به خدا قسم منظور پیامبر کسی غیر او نیست. چون علی ـ علیه السلام ـ را دید جامه ای که بر رویش بود به روی او کشید و او را وارد آن کرد و پیوسته در کنار پیامبر بود تا اینکه پیامبر جان داد در حالی که دست پیامبر بر بدن امیرالمؤمنین بود.

    29. قال رسول الله صلى الله علیه واله: ضربة علی یوم الخندق أفضل من أعمال أُمتی إلى یوم القیامة. (ینابیع المودة: ص163)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: ضربت علی در روز نبرد خندق از همه اعمال (نیك) امت من تا روز قیامت با فضیلت تر است. 

  30. عن البراء بن عازب قال: أقبلنا مع رسول الله صلى الله علیه واله فی حجته التی حج فنزل فی بعض الطریق فأمر الصلاة جامعة فأخذ بید علی علیه السلام فقال: ألست أولى بالمؤمنین من أنفسهم، قالوا: بلى، قال: ألست أولى بكل مؤمن من نفسه، قالوا: بلى، قال: فهذا ولی من أنا مولاه اللهم وال من والاه اللهم عاد من عاداه (سنن ابن ماجة: ج1 ص43 ـ مسند احمد، حدیث: 906)
براء بن عازب روایت می كند كه ما در حجة الوداع با رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ بودیم كه در میانه راه فرود آمد و فرمود تا همه حاجیان همراه او جمع شوند. آنگاه دست علی ـ علیه السلام ـ را گرفت و بلند كرد و فرمود: آیا من سزاوارتر به مؤمنین از خودشان نیستم؟ جمعیت فریاد زد: بله، باز حضرت فرمود: آیا من سزاوارتر به هر مؤمنی از خودش نیستم؟ همه پاسخ دادند: بله چنین است. آنگاه فرمود: این (علی) ولیّ هر كسی است كه من مولای او هستم. خدایا با هر كه با او دوستی كرد (و ولایت او را پذیرفت)، دوستی كن و با هر كه با او دشمنی كرد، دشمنی كن. 

  31. قال رسول الله صلى الله علیه واله: من آذى علیا فقد آذانی  (مسند أحمد: حدیث 15394)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر كس علی را بیازارد من را آزرده است. 

 32. عن أم سلمة: أن النبی صلى الله علیه واله جلل على علی وحسن وحسین وفاطمة كساء ثم قال: اللهم هؤلاء أهل بیتی وخاصتی اللهم أذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا، فقالت أم سلمة: یا رسول الله أنا منهم؟ قال: إنك إلى خیر. (مسند احمد: حدیث 25383)
ام سلمه روایت می كند كه پیامبر صلی الله علیه و آله عبایی را بر علی و حسن و حسین و فاطمه ـ صلوات الله علیهم ـ افكند و فرمود: خداوندا! اینان اهل بیت و برترین افراد من هستند. خدایا از آنان پلیدی را ببر و به بهترین شكل پاكیزه شان گردان. ام سلمه می گوید: به رسول خدا عرض كردم: آیا من هم از آنها هستم. حضرت فرمود: نه اما تو در مسیر خیر و هدایت هستی.

  33. عن أمّ سلمة قالت: والذی أحلف به أن كان علیّ لأقرب الناس عهداً برسول الله صلى الله علیه واله قالت: عدنا رسول الله صلى الله علیه واله غداة بعد غداة، یقول: جاء علیّ؟ مراراً وأظنّه كان بعثه فی حاجة فقالت: فجاء بعد فظننا أنّ له إلیه حاجة فخرجنا من البیت فقعدنا عند الباب فكنت من أدناهم إلى الباب فأكبّ علیه علیّ فجعل یساره و یناجیه ثمّ قبض صلى الله علیه واله  من یومه ذلك، فكان أقرب الناس به عهداً (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص394)
از اُمّ¬سلمه روایت شده كه گفت: سوگند به آنکه به وی سوگند یاد می¬کنم علی نزدیک¬ترین فرد از مردم به رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ بود. هر روز صبح كه رسول الله را ملاقات می كردیم می¬فرمود: علی آمد؟ و بارها آن را تکرار می¬فرمود. گمان می كردم كه وی را در پی کاری فرستاده است. سپس آن روز علی آمد، پس گمان کردم که با وی کاری شخصی دارد از این رو از خانه خارج شدیم و کنار در نشستیم. و من از همه به در نزدیک¬تر بودم. پس علی علیه السّلام به طرف وی خم گشت و سپس رسول خدا شروع کرد در گوشی با وی سخن گفتن تا اینکه رسول خدا در همان حال از دنیا رفت و بدین ترتیب وی نزدیک¬ترین مردم به پیامبر ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ بود. 

 34. قال رسول الله صلى الله علیه واله لعلیّ: أما ترضى أن تكون منّی بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنّه لا نبیّ بعدی و لو كان لكنته (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص176)
پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ به علی ـ علیه السلام ـ فرمود: آیا خشنود نمی شوی كه جایگاه تو نسبت به من مانند جایگاه هارون نسبت به موسی باشد جز آن كه بعد از من پیامبری نیست كه البته اگر بود، آن پیامبر تو بودی. 

چهل حدیث نبوی در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین از منابع اهل سنت

  35. قال رسول الله صلى الله علیه واله: مثلی و مثل علیّ مثل شجرة، أنا أصلها وعلیّ فرعها والحسن والحسین ثمرها، والشیعة ورقها، فهل خرج من الطیّب إلاّ الطیّب؟ (تاریخ دمشق ابن عساكر: ج42 ص384 )
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: مثل من و مثل علی مثل درختی است كه من ریشه (و تنه) آن و علی شاخه آن و حسن و حسین میوه آن و شیعه برگهای آنند. پس آیا از پاكیزه جز پاكیزه به دست می آید؟ 

36. قال رسول الله صلى الله علیه واله: یا علی، أنا مدینة العلم وأنت بابها، ولن تُؤتى المدینة إلا من قبل الباب، وكذب من زعم أنه یحبنی و یبغضك، لأنك منی وأنا منك، لحمك من لحمی، ودمك من دمی، وروحك من روحی، و سریرتك من سریرتی، وعلانیتك من علانیتی، سعد من أطاعك وشقی من عصاك، وربح من تولاك وخسر من عاداك، فاز من لزمك وهلك من فارقك، مثلك ومثل الأئمة من ولدك بعدی مثل سفینة نوح، من ركبها نجا ومن تخلف عنها غرق، ومثلكم كمثل النجوم كلما غاب نجم طلع نجم إلى یوم القیامة. (ینابیع  المودة: ص36)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: ای علی! من شهر علمم و تو درِِ آن هستی و هرگز وارد شهر جز از درِ آن نمی توان شد. دروغ می گوید آن كه گمان می برد من را دوست دارد اما با تو دشمن است. چون تو از منی و من از توام. گوشت تو گوشت من و خون تو خون من است. روح تو از روح من و باطن تو باطن من و آشكار و ظاهر تو ظاهر من است. سعادتمند شد آن كه از تو اطاعت كرد و بدبخت شد آن كه نافرمانی ات كرد. سود برد آن كه ولایت و دوستی تو را پذیرفت و زیان كرد آن كه با تو دشمنی ورزید. آن كس كه همراه تو شد، رستگار شد و آن كس كه از تو جدا شد، هلاك شد. مَثل تو و مَثل امامان از نسل تو بعد از من مثل سفینه نوح است كه هر كس در آن در آمد نجات یافت و هر كس از آن جا ماند، غرق شد. همچنین مَثل شما مثل ستارگان است كه هر ستاره ای غائب شود ستاره ای دیگر طلوع می كند و این تا روز قیامت ادامه دارد.  

 37. وعن أنس بن مالك قال: كنت جالساً مع النبیّ صلى الله علیه واله إذ أقبل علیّ ابن أبی طالب علیه السلام فقال النبیّ صلى الله علیه واله: یا أنس أنا وهذا حجّة الله على خلقه. (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص308) 
انس بن مالك می گوید: من نزد پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ نشسته بودم كه علی بن ابی طالب آمد. پیامبر فرمود: ای انس! من و این (علی) حجت خداوند بر مخلوقاتش هستیم. 

  38. قال رسول الله صلى الله علیه واله: علیّ منّی مثل رأسی من بدنی (مناقب علیّ بن أبی طالب : ص92)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: علی نسبت به من مانند سر من نسبت به بدنم است. 

  39. قال رسول الله صلى الله علیه واله: عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن أبی طالب. (ینابیع المودة: ص105)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: عنوان صحیفه مؤمن دوستی علی ابن ابی طالب است. 

  40. قال رسول الله صلى الله علیه واله: علیّ علیه السلام أقضى أمتی بكتاب الله، فمن أحبنی فلیحبّه، فإن العبد لا ینال ولایتی إلاّ بحبّ علیّ علیه السلام. (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص241)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: علی ـ علیه السلام ـ مسلط ترین و آگاه ترین فرد نسبت به قران است. پس هر كه من را دوست دارد باید او را نیز دوست داشته باشد. همانا هیچ بنده ای به ولایت من دست پیدا نمی كند مگر با دوست داشتن علی. 


طبقه بندی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام، ایام الله،

تاریخ : پنجشنبه 9 مهر 1394 | 10:13 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات

چهل حدیث نبوی در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین از منابع اهل سنت

    9. قال رسول الله صلى الله علیه واله: یا علی! أنت أخی وأنا أخوك، أنا المصطفى للنبوة وأنت المجتبى للإمامة، أنا وأنت أبوا هذه الأمة، وأنت وصیی و وارثی وأبو ولدی، أتباعك أتباعی وأولیاؤك أولیائی وأعداؤك أعدائی، وأنت صاحبی على الحوض، وصاحبی فی المقام المحمود، وصاحب لوائی فی الآخرة، كما أنت صاحب لوائی فی الدنیا، لقد سعد من تولاك وشقی من عاداك، وإن الملائكة لتتقرب إلى الله بمحبتك وولایتك، وإن أهل مودتك فی السماء أكثر من أهل الأرض! یا علی أنت حجة الله على الناس بعدی، قولك قولی، أمرك أمری، نهیك نهیی، وطاعتك طاعتی ومعصیتك معصیتی، وحزبك حزبی حزب الله، ثم قرأ «ومن یتول الله ورسوله والذین آمنوا فإن حزب الله هم الغالبون» (مائدة : 56.)  (ینابیع  المودة : ص146- 147)
رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ فرمود: علی! تو برادر منی و من برادر توام، من برای نبوّت برگزیده شده¬ام و تو برای امامت انتخاب شده ای، من و تو پدران این اُمّت هستیم، ای علی، تو وصی و جانشین، وزیر، وارث و پدر فرزندان منی، شیعه تو شیعه من است و یاران تو یاران منند و دوستدارانت دوستداران منند و دشمنان تو دشمنان منند. ای علی، فردای قیامت، تو در کنار حوض کوثر همراه منی و تو در مقام ستوده همراه منی و تو پرچمدار من در آخرتی همان¬طور که در دنیا پرچمدار من هستی. خوشبخت کسی است که ولایت تو را پذیرفته باشد و بدبخت آن ¬که با تو به دشمنی برخاست، و قطعاً فرشتگان با محبّت و ولایت تو به خداوند ـ عز و جل ـ تقرّب می¬جویند، به خدا سوگند که دوستداران تو در آسمان بیشتر از زمین است. ای علی، تو بعد از  من حجّت خدا بر مردم هستی، سخن تو سخن من و فرمان تو فرمان من است و نهی تو نهی من و اطاعت از تو اطاعت من است، نافرمانی تو نافرمانی من و حزب تو حزب من است و حزب من حزب خداست، سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمودند: «وَ مَن یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُون‏» (مائده : 56)(و هر كس خدا و پیامبر او و كسانى را كه ایمان آورده‏اند ولىّ خود بداند [پیروز است، چرا كه‏] حزب خدا همان پیروزمندانند)

10. حدثنا عمرو ابن میمون، قال: إنی لجالس إلى ابن عباس إذ أتاه تسعة رهط فقالوا: یا أبا عباس إما أن تقوم معنا وإما أن یخلونا هؤلاء، قال: فقال ابن عباس: بل أقوم معكم، قال وهو یومئذ صحیح قبل أن یعمى، قال: فابتدءوا فتحدثوا فلا ندری ما قالوا، قال فجاء ینفض ثوبه ویقول أف وتف وقعوا فی رجل له عشر: وقعوا فی رجل قال له النبی صلى الله علیه واله: لأبعثن رجلا لایخزیه الله أبدا یحب الله ورسوله، قال: فاستشرف لها من استشرف، قال: أین علی؟ قالوا: هو فی الرحل یطحن، قال: وما كان أحدكم لیطحن، قال: فجاء و هو أرمد لایكاد یبصر، قال: فنفث صلى الله علیه واله فی عینیه ثم هز الرایة ثلاثا فأعطاها إیاه فجاء بصفیة بنت حیی. قال: ثم بعث صلى الله علیه واله فلانا بسورة التوبة فبعث علیا خلفه فأخذها منه قال: لایذهب بها إلا رجل منی وأنا منه.  قال و قال صلى الله علیه واله لبنی عمه: أیكم یوالینی فی الدنیا والآخرة، قال: وعلی معه جالس فأبوا، فقال علی: أنا أوالیك فی الدنیا والآخرة، قال صلى الله علیه واله: أنت ولیی فی الدنیا والآخرة، قال فتركه ثم أقبل على رجل منهم فقال أیكم یوالینی فی الدنیا والآخرة، فأبوا، قال فقال علی: أنا أوالیك فی الدنیا والآخرة، فقال صلى الله علیه واله :أنت ولیی فی الدنیا والآخرة. قال: وكان أول من أسلم من الناس بعد خدیجة. قال: وأخذ رسول الله صلى الله علیه واله ثوبه فوضعه على علی و فاطمة و حسن و حسین فقال: إنما یرید الله لیذهب عنكم الرجس أهل البیت ویطهركم تطهیرا (احزاب: 33)  قال: وشرى علی نفسه لبس ثوب النبی صلى الله علیه واله ثم نام مكانه، قال: وكان المشركون یرمون رسول الله فجاء أبو بكر وعلی نائم، قال و أبو بكر یحسب أنه نبی الله، قال فقال: یا نبی الله، قال فقال له علی: إن نبی الله قد انطلق نحو بئر میمون فأدركه، قال فانطلق أبو بكر فدخل معه الغار، قال: وجعل علی یرمى بالحجارة كما كان یرمى نبی الله وهو یتضور قد لف رأسه فی الثوب لا یخرجه حتى أصبح ثم كشف عن رأسه، فقالوا: إنك للئیم كان صاحبك نرمیه فلا یتضور وأنت تتضور و قد استنكرنا ذلك.  قال و خرج بالناس فی غزوة تبوك قال فقال له علی: أخرج معك؟ قال فقال له نبی الله صلى الله علیه واله : لا، فبكى علی، فقال له: أما ترضى أن تكون منی بمنزلة هارون من موسى إلا أنك لست بنبی إنه لا ینبغی أن أذهب إلا وأنت خلیفتی. قال: وقال له رسول الله صلى الله علیه واله: أنت ولیی فی كل مؤمن بعدی. وقال: سدوا أبواب المسجد غیر باب علی، فقال: فیدخل المسجد جنبا وهو طریقه لیس له طریق غیره. قال وقال صلى الله علیه واله: من كنت مولاه فإن مولاه علی. ( مسند احمد: ج1 ص331 )
مسند احمد بن حنبل از عمرو بن میمون روایت كرده است که گفت: من در کنار ابن عباس نشسته بودم که گروهی نُه نفره نزد وی آمده و گفتند: ای ابن عباس، یا با ما بیا و یا اینکه ما را تنها بگذارید. ابن عباس گفت: من با شما خواهم آمد. راوی گوید: و در آن روز وی سالم بود و هنوز نابینا نشده بود. راوی گوید: سپس آن ها با هم به گفتگو پرداختند بی¬آنکه بدانیم باهم چه گفته اند. سپس ابن عباس در حالی آمد که پیراهن خویش را می تکاند و می گفت: اُف و تف بر آنان که به مردی ناسزا می گویند و خرده می گیرند که از ده خصلت برخوردار است. از مردی عیب جویی می کنند که پیامبر ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ در باره وی فرمود: «مردی را روانه میدان جنگ می¬کنم که خداوند هرگز خوارش نخواهد ساخت، خدا و رسول او را دوست می¬دارد.» پس خیلی¬ها امید داشتند خود از این شرافت برخوردار شوند، فرمود: علی کجاست؟ عرض کردند: در آسیاب مشغول آرد درست کردن است. فرمود: آیا در میان شما کسی نبود که آرد درست کند؟ راوی گوید: پس علی که از چشم درد رنج می¬برد و تقریباً چیزی را نمی¬دید، آمد. راوی گوید: پس رسول خدا از آب دهان خود بر چشمان وی مالید، سپس پرچم را سه بار به اهتزاز در آورده، آن را به علی علیه السّلام داد و با همسرش صفیه بازگشت. 
ابن عباس گوید: سپس فلانی (ابوبكر) را با سوره توبه فرستاد تا آن را ابلاغ کند، لیکن علی علیه السّلام را در پی وی فرستاد که آن را از او گرفته و خود مأموریت را انجام دهد و به علی فرمود: «این سوره را کسی جز من یا مردی که او از من باشد و من از او، نباید ابلاغ کند»
گوید: و به عموزادگانش فرمود: کدام یک از شما دوست و همراه من در دنیا و آخرت خواهید بود؟ و در آنجا علی علیه السلام با آن¬ها نشسته بود اما همه از پاسخ دادن امتناع کردند، سپس علی علیه السّلام عرض كرد: من در دنیا و آخرت دوست و همراه شما خواهم بود. اما پیامبر توجهی به وی نفرمود، پس رو به یکی از آن¬ها کرده و فرمود: کدام یک از شما دوست و همراه من در دنیا و آخرت خواهد بود؟ همه امتناع کردند، پس علی علیه السّلام عرض کرد: من در دنیا و آخرت دوست و همراه شما خواهم بود، آن¬گاه پیامبر ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ فرمود: تو دوست و همراه من در دنیا و آخرت هستی.
گوید: و او نخستین کسی از میان مردم بود که بعد از خدیجه اسلام آورد.
گوید: و رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـجامه خود را گرفته و روی علی، فاطمه، حسن و حسین ـ صلوات الله علیهم ـ انداخته، سپس فرمود: «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهیراً» (خدا فقط مى‏خواهد آلودگى را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاك و پاكیزه گرداند.)
گوید: و علی علیه السلام جانِ خود را با خدا معامله کرد، جامه پیامبر را بر تن نمود سپس در جای وی خوابید؛ مشرکان قصد رسول خدا را داشتند. پس در حالی که علی خوابیده بود، ابوبکر آمد در حالی که گمان می¬کرد او پیامبر خداست؛ پس علی علیه السّلام به وی فرمود: پیامبر به طرف چاه میمون رهسپار گشته، خود را به وی برسان؛ پس ابوبکر روانه گشت و با پیامبر وارد غار گردید. و مشرکان شروع کردند به پرتاب سنگ به طرف علی همان طور که به سوی پیامبر پرت می¬کردند و علی نیز بر خود می¬پیچید در حالی که سرخود را تا صبح پنهان کرده بود و آن را بیرون نمی آورد و چون صبح شد سر خود را بیرون آورد، پس مشرکان به وی گفتند: به راستی که تو پستی، دوست تو را سنگ می¬زدیم بر خود نمی پیچید لیکن چون تو بر خود می¬پیچیدی این کار بر ما غریب بود.
گوید: و مردم عازم جنگ تبوک شدند، پس علی علیه السّلام به پیامبر ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ عرض کرد: با شما بیایم؟ پس نبی خدا به وی فرمود: نه، پس علی بگریست. پیامبر به وی فرمود: آیا خوشنود نمی-شوی که نزد من منزلت هارون از موسی را داشته باشی با این تفاوت که تو پیامبر نیستی؟ نمی¬توانم بروم مگر اینکه تو را جانشین خود (بر مدینه) کرده باشم.
گوید: و رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ به وی فرمود: تو پس از من ولیّ هر مرد و زن مؤمنی هستی.
گوید: و درِ خانه¬هایی را که به مسجد باز می¬شدند بست مگر درِ خانه علی علیه السّلام را و علی تنها کسی بود که می¬توانست در حال جنابت از مسجد النبی بگذرد چون راه دیگری جز این راه نداشت.
گوید: و آن حضرت ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ فرمود: «هرکس من مولایش بوده¬ام، بی¬شک علی مولای اوست.»
  11. قال رسول الله صلى الله علیه واله: إنّ وصیّی وخلیفتی وخیر من أترك بعدی ینجز موعدی ویقضی دینی علیّ بن أبی طالب. (شواهد التنزیل حافظ حسكانی: ج1 ص98)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: همانا وصیّ من و جانشین من و بهترین كسی كه بعد از من می ماند، وعده ام را به انجام می رساند و بدهی مرا می پردازد، علی بن ابی طالب است. 
12. قال رسول الله صلى الله علیه واله: ما تریدون من علیّ؟ ما تریدون من علیّ؟ ما تریدون من علیّ؟ ما تریدون من علیّ؟ إن علیاّ منّی وأنا منه و هو ولیّ كل مؤمن بعدی.  (سنن الترمذی: ج5 ص632) 
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: از علی چه می خواهید؟ از علی چه می خواهید؟  از علی چه می خواهید؟ همانا علی از من و من از علی هستم و او ولیّ هر مؤمن بعد از من است. 
  13. عن ابن عباس قال: تصدّق علیّ علیه السلام بخاتمه وهو راكع، فقال النبیّ صلى الله علیه واله للسّائل: من أعطاك هذا الخاتم؟ قال: ذاك الراكع، فأنزل الله: إنما ولیّكم الله ورسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة ویؤتون الزكاة وهم راكعون. (سوره مائده : 55)   (الدر المنثور، للسیوطی: ج2 ص93.)
ابن عباس روایت می كند كه علی علیه السلام در حال ركوع انگشترش را صدقه داد. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ از فقیر پرسید: چه كسی این انگشتر را به تو داد؟ فقیر گفت: این كس كه در ركوع است. در این هنگام خداوند این آیه را نازل كرد: ولىّ شما، تنها خدا و پیامبر اوست و كسانى كه ایمان آورده‏اند: همان كسانى كه نماز برپا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏ دهند.

  14. قال رسول الله صلى الله علیه واله: إن الله قد فرض علیكم طاعتی ونهاكم عن معصیتی، وفرض علیكم طاعة علی بعدی و نهاكم عن معصیته، وهو وصیی ووارثی، وهو منی وأنا منه، حبه إیمان وبغضه كفر، محبه محبی ومبغضه مبغضی، وهو مولى من أنا مولاه، وأنا مولى كل مسلم ومسلمة، وأنا وهو أبوا هذه الأمة. (ینابیع  المودة: ص146)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: خداوند اطاعت از من را بر شما واجب و از نافرمانی من بازداشته است و نیز بر شما اطاعت از علی را بعد از من واجب كرده و از نافرمانی او بازداشته است. علی وصیّ و وارث من است. او از من و من از اویم. دوستی با او ایمان و دشمنی با او كفر است. دوستدار او دوستدار من و نفرت از او نفرت از من است. او مولای هر كسی است كه من مولای او هستم و من مولای هر مرد و زن مسلمانم. من و علی پدران این امت هستیم. 

   15. قال رسول الله صلى الله علیه واله: كنت أنا وعلی نوراً بین یدی الله عزّ وجلّ، یسبّح الله ذلك النور و یقدّسه قبل أن یخلق الله آدم بألف عام، فلمّا خلق الله آدم ركب ذلك النور فی صلبه، فلم یزل فی شیء واحد، حتى افترقنا فی صلب عبد المطلب فَفِیَّ النبوة وفی علیّ الخلافة. (مناقب علیّ بن ابی طالب…، ابن المغازلی شافعی : ص87 ـ 88 )
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: من و علی هزار سال قبل از آفرینش آدم نوری در برابر خدای عزّوجل بودیم و آن نور خدا را تسبیح و تقدیس می کرد. چون خداوند آدم را خلق كرد این نور را در پشت او قرار داد. ما پیوسته یكی بودیم تا اینکه در صلب عبدالمطلّب از هم جدا گشتیم که نبوّت در من و خلافت در علی قرار گرفت.
  16. إن فی علی خصالاً لو كانت واحدة منها فی رجل اكتفى بها فضلاً وشرفاً: قوله صلى الله علیه واله: من كنت مولاه فعلی مولاه، وقوله صلى الله علیه واله: علی منی كهارون من موسى، وقوله صلى الله علیه واله: علی منی وأنا منه، وقوله صلى الله علیه واله: علی منی كنفسی طاعته طاعتی ومعصیته معصیتی، وقوله صلى الله علیه واله: حرب علی حرب الله وسلم علی سلم الله، وقوله صلى الله علیه واله: ولی علی ولی الله وعدو علی عدو الله، وقوله صلى الله علیه واله: علی حجة الله على عباده، وقوله صلى الله علیه واله: حب علی إیمان وبغضه كفر، وقوله صلى الله علیه واله: حزب علی حزب الله وحزب أعدائه حزب الشیطان، وقوله صلى الله علیه واله: علی مع الحق والحق معه لا یفترقان، وقوله صلى الله علیه واله: علی قسیم الجنة والنار، وقوله صلى الله علیه واله: من فارق علیاً فقد فارقنی ومن فارقنی فقد فارق الله، وقوله صلى الله علیه واله: شیعة علی هم الفائزون یوم القیامة. (ینابیع  المودة: ص 65 ب7)
قندوزی حنفی در كتاب خود ینابیع الموده می نویسد: در علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ ویژگی هایی است كه اگر یكی از آنها در فردی باشد برای فضیلت و شرافت او كافی است. این فضیلتها عبارتند از: این سخن پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ كه: هر كس من مولای او هستم، علی مولای اوست. و این سخن پیامبر: نسبت علی با من مانند نسبت هارون با موسی است. و این سخن پیامبر: علی از من است و من از علی هستم. و این سخن پیامبر: علی مانند نفس من است، اطاعت او اطاعت من و نافرمانی او نافرمانی من است. و این سخن پیامبر: جنگ با علی جنگ با خداست و صلح با علی صلح با خداست. و این سخن پیامبر: دوست علی دوست خدا و دشمن علی دشمن خداست و این سخن پیامبر: علی حجت خداوند بر بندگانش است و این سخن پیامبر: دوستی علی ایمان و دشمنی با او كفر است. و این سخن پیامبر: حزب علی حزب الله و حزب دشمنان علی حزب شیطان است. و این سخن پیامبر: علی با حق است و حق با علی است كه هرگز از هم جدا نمی شوند. و این سخن پیامبر: علی تقسیم كننده بهشت و جهنم است و این سخن پیامبر: آن كس از علی جدا شود از من جدا شده است و هر كس از من جدا شود، از خداوند جدا شده است. و این سخن پیامبر: علی و شیعیانش در قیامت رستگارانند. 

   17. قال رسول الله صلى الله علیه واله: ستكون من بعدی فتنة، فإذا كان ذلك فالزموا علیّ بن أبی طالب، فإنّه أوّل من یرانی وأول من یصافحنی یوم القیامة وهو معی فی السماء الأعلى وهو الفاروق بین الحق والباطل. (تاریخ دمشق لابن عساكر، ج42 ص450)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: پس از من فتنه ای رخ خواهد داد، پس هر گاه چنین شد با علی بن ابی طالب همراه شوید. او اولین كسی است در قیامت مرا می بیند و با من مصافحه می كند. او با من در آسمان اعلی است. او جدا كننده بین حق و باطل است. 

   18. عن أبی ثابت مولى أبی ذر قال: كنت مع علیّ علیه السلام یوم الجمل فلمّا رأیت عائشة واقفة دخلنی بعض ما یدخل الناس، فكشف الله عنّی ذلك عند صلاة الظهر، فقاتلت مع أمیر المؤمنین علیه السلام فلمّا فرغ ذهبت إلى المدینة، فأتیت أمّ سلمة فقلت: إنّی والله ما جئت أسأل طعاماً ولا شراباً ولكنّی مولى لأبی ذر. فقالت: مرحباً، فقصصت علیها قصّتی، فقالت: أین كنت حین طارت القلوب مطائرها؟ قلت: إلى حیث كشف الله ذلك عنّی عند زوال الشمس. قالت: أحسنت، سمعت رسول الله صلى الله علیه واله یقول: علیّ مع القرآن والقرآن مع علی لن یتفرّقا حتى یردا علیّ الحوض (المستدرك على الصحیحین: ج3 ص124)
از ثابت غلام ابوذر روایت شده است كه گفت: با امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ جمل حاضر شدم. چون عایشه را در پیش صف مخالفان دیدم شكى در دل من پیدا شد چنانكه اكثر مردم به آن سبب در شك افتاده بودند. هنگام نماز ظهر حق تعالى پرده شك را از دل من برداشت و در لشكر امیرالمؤمنین مشغول جنگ با مخالفان شدم. بعد از آن به نزد ام سلمه همسر رسول خدا ـ صلى الله علیه و آله ـ آمدم و به او گفتم سوگند به خدا برای خوردنی و نوشیدنی نزد شما نیامده ام. من غلام ابوذر هستم. ام سلمه گفت: خوش آمدی. آن گاه قصه خود را برای او نقل كردم. پس گفت: در وقتى كه مرغ دلها از آشیانه هاى خود پرواز كرده بودند چه کردی؟ گفتم: هنگام زوال خورشید و نماز ظهر خداوند آن حجاب تردید را از دلم برداشت. ام سلمه گفت: کار خوبی كردى. من از رسول خدا شنیدم كه مى‏گفت: على با قرآن است و قرآن با على واین دو از یكدیگر جدا نمى‏شوند تا در حوض كوثر به نزد من آیند.

19. قال رسول الله صلى الله علیه واله فی مرض موته: أیّها الناس یوشك أن أقبض قبضاً سریعاً فینطلق بی وقد قدمت إلیكم القول معذرة إلیكم، ألا إنی مخلّف فیكم كتاب ربّی عزّوجلّ وعترتی أهل بیتی، ثمّ أخذ بید علیّ علیه السلام فرفعها فقال: هذا علیّ مع القرآن والقرآن مع علیّ لایفترقان حتى یردا علیَّ الحوض فاسألهما ما خلفت فیهما. (الصواعق المحرقة، ابن حجر: ص75)
رسول خدا ـ صلى الله علیه و آله ـ در بیماری آخر خود كه به رحلت آن حضرت انجامید، فرمود: ای مردم! به زودی خداوند روح مرا خواهد گرفت و از میان شما خواهم رفت. این سخن را برای اتمام عذر و حجت با شما در میان نهادم. بدانید که من پس از خود، کتاب خدا و عترت و اهل بیتم را به جا می گذارم. سپس دست علی را گرفت و بالا برد و فرمود: علی با قرآن است و قرآن با علی. این دو از یکدیگر جدا نمی شوند تا در قیامت در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. من از این دو (قرآن و علی) درباره برخوردی که با آنها شده است خواهم پرسید.

    20. قال رسول الله صلى الله علیه واله لعلیّ علیه السلام: جعلتك علماً فیما بینی وبین أمتی، فمن لم یتبعك فقد كفر. (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص388)
رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ خطاب به علی علیه السلام فرمود: من تو را پرچم (هدایت) بین خود و امتم قرار دادم، پس هر كس از تو پیروی نكند، كافر شده است. 



طبقه بندی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام، ایام الله،

تاریخ : پنجشنبه 9 مهر 1394 | 10:11 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات

منابع حدیثی اهل سنت مملو از روایاتی است که فضائل امیرالمؤمنین و اهل بیت علیهم السلام را بیان کرده اند. آنچه در زیر از نظر می گذرانید چهل حدیث برگزیده نبوی از این منابع در باره فضائل امیرالمؤمنین علی علیه السلام است که به مناسبت عید سعید غدیر برای خوانندگان محترم نقل می کنیم: 

 1. قال رسول الله صلی الله علیه و آله: علیّ باب علمی ومبین لأمتی ما أرسلت به من بعدی، حبّه إیمان وبغضه نفاق.  (اللئالی سیوطی : ج1 ص173)
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: على ـ علیه السلام ـ دروازه دانش من است و پس از من پیام هاى مرا براى امّتم تبیین مى كند. دوستی با او ایمان و دشمنی با او نفاق است. 

 2. قال رسول الله صلی الله علیه و آله: أقدم أُمتی سلماً و أكثرهم علماً و أصحهم دیناً و أفضلهم یقیناً وأكملهم حلماً وأسمحهم كفاً وأشجعهم قلباً علی، وهو الإمام على أُمتی.  (ینابیع المودة قندوزی حنفی : ص76)
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: علی ـ علیه السلام ـ پیشتازترین در مسلمان شدن و پربهره ترین در علم و خالص ترین در دین و برترین در یقین و كاملترین در بردباری و بخشنده ترین و پردل ترین امت من است و او امام و پیشوای امت (پس از من) است.  

   3. عن أبی أیوب الأنصاری قال: إن فاطمة أتت فی مرض أبیها . و بكت، فقال رسول الله صلى الله علیه واله: یا فاطمة! إن لكرامة الله إیاك، زوّجتك من هو أقدمهم سلماً وأكثرهم علماً وأعظمهم حلماً، إن الله عز وجل اطلع إلى أهل الأرض اطلاعة، فاختارنی منهم فبعثنی نبیاً مرسلاً، ثم اطلع اطلاعة فاختار منهم بعلك، فأوحى إلیّ أن أزوجه إیاك وأتخذه وصیاً. (ینابیع المودة : ص93)
ابو ایوب انصاری روایت می كند كه فاطمه ـ سلام الله علیها ـ در بیماری پدرش رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ به عیادت ایشان آمد و گریست. پیامبر به فاطمه فرمود: به خاطر كرامتی كه خداوند برای تو قائل شده است، من كسی را كه پیشتازترین امت در اسلام آوردن و فزون ترین آنها در علم و بلند مرتبه ترین آنها در حلم است (یعنی علی علیه السلام) به ازدواج تو در آوردم. خداوند ـ عز و جل ـ به اهل زمین نظر افكند و از میان آنها من را به عنوان پیامبر مرسل بر انگیخت. بار دیگر نظر اقكند و شوهر تو را برگزید و به من وحی كرد كه او را به ازدواج تو در آورم و نیز به عنوان جانشین خویش برگزینم. 

   4. عن جابر بن عبد الله قال: كنا عند النبی صلى الله علیه واله، فأقبل علیّ فقال رسول الله: قد أتاكم أخی، ثم التفت إلى الكعبة فمسها بیده ثم قال: والذی نفسی بیده إن هذا و شیعته هم الفائزون یوم القیامة، ثم قال: إنه أولكم إیماناً معی و أوفاكم بعهد الله و أقومكم بأمر الله و أعدلكم بالرعیة و أقسمكم بالسویة وأعظمكم عند الله مزیة، قال فنزلت: إن الذین آمنوا وعملوا الصالحات أُولئك هم خیر البریة (بیّنة:7) قال: فكان الصحابة إذا اقبل علیّ قالوا: قد جاء خیر البریة. (ینابیع المودة : ص74)
جابر بن عبدالله انصاری روایت می كند: نزد رسول خدا  ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ نشسته بودیم که علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ آمد. رسول خدا فرمود: برادرم نزد شما آمده، سپس رو به کعبه نموده و آن را با دست خود لمس كرد و فرمود: به پروردگار این خانه سوگند که علی و شیعیان او در روز قیامت رستگار هستند. سپس فرمود: او پیش از همه شما همراه من به خدا ایمان آورده و با وفاترین شما در عمل به پیمان خدا و استوارترین شما برای اجرای حکم خدا و عادل¬ترین شما در میان مردم و منصف¬ترین شما در رعایت مساوات و بزرگترین شما نزد خدا به جهت مرتبت و منزلت است. جابر گوید: آن گاه این آیه نازل شد: «إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئكَ هُمْ خَیرُْ الْبرَِیَّه»(آنان كه ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، بهترین آفریدگانند) 
جابر گوید: هرگاه امیرالمؤمنین علیه السّلام بر جمع صحابه وارد می شد، می گفتند: خیر البریه آمد.

چهل حدیث نبوی در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین از منابع اهل سنت

 5. قال رسول الله صلی الله علیه و آله: إن الله تبارك وتعالى اصطفانی واختارنی وجعلنی رسولاً وأنزل علیّ سید الكتب، فقلت: إلهی، وسیدی! إنك أرسلت موسى إلى فرعون فسألك أن تجعل معه أخاه هارون وزیراً، یشد به عضده و یصدق به قوله، و إنی أسألك یا سیدی و إلهی، أن تجعل لی من أهلی وزیراً تشد به عضدی، فاجعل لی علیاً وزیراً وأخاً، واجعل الشجاعة فی قلبه وألبسه الهیبة على عدوه، وهو أول من آمن بی و صدقنی، وأول من وحد الله معی، و إنی سألت ذلك ربی عزوجل فأعطانیه، فهو سید الأوصیاء، اللحوق به سعادة و الموت فی طاعته شهادة، و اسمه فی التوراة مقرون إلى اسمی، و زوجته الصدیقة الكبرى ابنتی، و ابناه سیدا شباب أهل الجنة ابنای، وهو وهما و الأئمة من بعدهم حجج الله على خلقه بعد النبیین، و هم أبواب العلم فی أُمتی من تبعهم نجا من النار، و من اقتدى بهم هدی إلى صراط مستقیم، لم یهب الله محبتهم لعبد إلا أدخله الله الجنة. (ینابیع المودة: ص74 )
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: همانا خدای تبارک و تعالی مرا برگزید و اختیار نمود و رسول گردانید و سیّد کتاب ها را بر من نازل فرمود، پس عرض کردم: ای خدا و سیّد و معبود من، تو موسی را به سوی فرعون فرستادی و او از تو درخواست نمود که برادرش هارون را با او همراه کنی تا وزیرش باشد و بازویش را بدو قوی گردانی و سخن او را به وی تصدیق کنی، من نیز ای خدا و سرورم از تو می خواهم از خاندانم وزیری برای من قرار دهی که بازوی مرا بدو قوی گردانی! پس علی را وزیر و برادر من قرار ده و شجاعت را در دل وی افکن و در برابر دشمنش با هیبت گردان و او نخستین کسی است که به من ایمان آورده تصدیقم نمود و اولین کسی است که به همراه من خدا را به یکتایی می پرستید.
 من او را از پروردگارم عزّوجل در خواست نمودم و او وی را به من عطا فرمود. او سیّد اوصیاست و همراهی با او سعادت، و مرگ در راه فرمانبرداریش شهادت است و در تورات نامش مقرون نام من است و همسرش صدّیقه کبری دخت من است و دو پسرش دو سرور جوانان اهل بهشت پسران منند، او و آن ها و امامان بعد از ایشان حجّت های خدا بر خلق او پس از پیامبرانند و آن¬ها دروازه¬های علم در اُمّت منند، هرکس دنباله رو آن ها باشد از آتش نجات می یابد و آن که به ایشان اقتدا کند، به سوی صراط مستقیم رهنمون گردد، و خدای عزّوجل مهر آن ها را در دل بنده ای نیندازد مگر اینکه او را وارد بهشت کند.

 6. قال رسول الله صلی الله علیه و آله لعلی: أنت أول من آمن بی وأنت أول من یصافحنی یوم القیامة وأنت الصدیق الأكبر وأنت الفاروق الذی یفرق بین الحق والباطل وأنت یعسوب المسلمین والمال یعسوب الكفار.  (ینابیع  المودة: ص73)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ خطاب به امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ فرمود: تو اولین كسی بودی كه به من ایمان آوردی و اولین كسی هستی كه در روز قیامت با من مصافحه خواهی كرد. تو صدّیق اكبر و فاروقی هستی كه حق را از باطل جدا می كنی. تو پیشوای مؤمنان و مال پیشوای كافران است.  

 7. قال رسول الله صلی الله علیه و آله: یا علی! أنت صاحب حوضی وصاحب لوائی، وحبیب قلبی ووصیی ووارث علمی، وأنت مستودع مواریث الأنبیاء من قبلی، وأنت أمین الله على أرضه، وحجة الله على بریته، وأنت ركن الإیمان وعمود الإسلام، وأنت مصباح الدجى ومنار الهدى، والعلم المرفوع لأهل الدنیا. یا علی! من اتّبعك نجا ومن تخلف عنك هلك، وأنت الطریق الواضح والصراط المستقیم، وأنت قائد الغر المحجلین ویعسوب المؤمنین، وأنت مولى من أنا مولاه، وأنا مولى كل مؤمن ومؤمنة، لایحبك إلاّ طاهر الولادة، ولا یبغضك إلاّ خبیث الولادة، وما عرجنی ربی عزوجل إلى السماء وكلمنی ربی إلاّ قال: یا محمد اقرأ علیاً منی السلام، وعرِّفه أنه إمام أولیائی، ونور أهل طاعتی، وهنیئاً لك هذه الكرامة. (ینابیع  المودة: ص158)
رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ به علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ فرمود: یا علی، تو صاحب حوض و پرچمدار منی و محبوب دل و وصیّ و وارث علم منی، و تو خزانه میراث پیامبران از سوی من و امین خدا بر روی زمین وی هستی و حجّت خدا بر خلق اویی و تو رکن ایمان و ستون (خیمه) اسلام و چراغ شب دیجور و مناره هدایتی و تویی آن پرچم برافراشته برای اهل دنیا؛ هر که از تو پیروی کرد نجات یافت و آن که از تو باز ماند هلاک گشت، و تو آن راه روشن و صراط مستقیمی، و تو جلودار رو سپیدان و بزرگ مؤمنانی، و تو مولای هرکسی هستی که من مولای اویم و من مولای هر مرد و زن مؤمنم، جز پاکیزه زاد تو را دوست نمی¬دارد و جز پلید زاد از تو نفرت ندارد، و هرگز پروردگارم مرا به آسمان نبُرد و با من سخن نگفت مگر اینکه به من فرمود: ای محمّد، سلام مرا به علی برسان و آگاهش کن که او پیشوای اولیای من و نور اهل طاعت من است، پس ای علی، این کرامت بر تو گوارا باد !

    8.  قال رسول الله صلى الله علیه واله: نزل جبرائیل صبیحة یوم فرحاً مستبشراً وقال: قرت عینی بما أكرم الله أخاك ووصیك وإمام أُمتك علیّ بن أبی طالب! قلت: وبما أكرم الله أخی؟ قال: باهى الله سبحانه بعبادته البارحة ملائكته وحملة عرشه وقال: یا ملائكتی! انظروا إلى حجتی فی أرضی كیف عفر خده فی التراب تواضعاً لعظمتی، أُشهدكم أنه إمام خلقی ومولى بریتی. (ینابیع  المودة: ص92)
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: یك روز صبح جبرئیل نزد من فرود آمد و گفت: به آنچه خداوند در حقّ برادر و وصیّ تو و امام امّتت علی بن ابیطالب اکرام فرمود چشمانم روشن شد. گفتم: پروردگار، برادرم را به چه چیز اکرام بخشید؟ گفت: با عبادتی که دیشب انجام داد بر فرشتگان و حاملان عرشش، مباهات و افتخار کرد. و فرمود: ای فرشتگانم! به حجّت من (پس از پیامبرم) در زمین بنگرید که چگونه صورتش را برای اظهار فروتنی در مقابل عظمتم به خاک مالید. شما را گواه می¬گیرم که او امام مخلوقاتم و مولای آفریدگانم است. 



طبقه بندی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام، ایام الله،

تاریخ : پنجشنبه 9 مهر 1394 | 10:09 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات



طبقه بندی: ایام الله،

تاریخ : پنجشنبه 2 مهر 1394 | 07:45 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات
در آستانه سالروز ولادت حضرت فاطمه معصومه سلام‌الله‌علیها یادداشتی را که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سوم مهرماه 1372 در دفتر یادبود آستانه‌ی مقدسه‌ی حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها نوشته‌اند و در حرم مطهر نگهداری می‌شود، مشاهد می کنید.

یادداشت در دفتر یادبود حرم مطهّر حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
السّلام علیکم یا أهلَ بَیتِ النّبوة و مَوضِعِ الرّسالَة، السّلام عَلَیکِ یا قُرّةَ عَین آلِ الرّسُولِ (صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)
افتخار خدمت در این آستان بلند‌پایه‌ی ملک‌پاسبان بر شما آقایان و عزیزان مبارک و گرامی باد. حقّ بزرگِ این سرچشمه‌ی نور و هدایت که یکی از ثمرات آن، تشکیل حوزه‌ی علمیه‌ی عظیم‌الشأن در سایه‌ی این بقعه‌ی مبارک است، چنان عظیم است که زبان و قلمِ چون من حقیر و ناتوانی را رساییِ بیان آن نیست. این حق بر دوش همه‌ی کسانی که از برکات این بقعه و این حوزه بهره‌مند شده‌اند، وظائفی را در خورد توان و امکان می‌گذارد. خداوند شما و همه‌ی متمسکین به ذیل ولایت رفیعه‌ی اهل بیت وحی و فضیلت را موفق به أدای این وظائف بدارد. اینک حرم مطهّر و بیوتات مطهّره‌ی اطراف آن، بحمدالله از وضع شایسته‌تری نسبت به گذشته برخوردار است و وسعت و نظافت و ابّهت و انتظامی بیش از گذشته دارد. این رشته‌ی بهسازی باید انشاءالله ادامه یابد و به‌موازات آن صفابخشیدن به فضای معنوی و روحی و امکان انتفاع از هدایت الهی در این مکان مقدس نیز باید مورد توجه و اهتمام باشد. خداوند عالمِ عظیم‌القدر مرحوم آیت‌الله حاج‌شیخ عبدالکریم حائری و مرحوم آیت‌الله بروجردی رحمهم‌الله‌تعالی را با مضطجعه‌ی این مَضجع شریف محشور فرماید و روح مقدس امام بزرگوار را که روحی در همه‌ی تلاش‌های گذشتگان دمید، به عالی‌ترین درجات نائل فرماید و شما آقایان عزیز را حفظ کند.
سیّد علی خامنه‌ای
۷۲/۷/۳

یادداشت رهبر انقلاب در دفتر یادبود حرم حضرت معصومه (س) +عکس
منبع: Khamenei.ir
مطالب مرتبط



طبقه بندی: اهل بیت علیهم السلام، ایام الله،

تاریخ : شنبه 24 مرداد 1394 | 09:07 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات

روزی سفیان ثوری (از سران و بنیان گذران صوفیه) امام جعفر صادق علیه‌السلا‌م را دیدار کرد و مشاهده نمود که آن حضرت لباسی فاخر و سفید بر تن دارد. گفت: این لباس برازنده شما نیست! حضرت فرمودند: گوش کن، چیزی برایت می‌گویم که اگر بر حق و سنت بمیری نه بر بدعت و گمراهی، برای دنیا و آخرتت مفید و سودمند خواهد بود.
این را بدان که رسول‌اللّه ـ صلی ‌اللّه ‌علیه ‌و آله ـ در عصری زندگی می‌کرد که فقر و نداری بر آن حاکم بود، اما پس از آنکه دوران فقر و تنگدستی جامعه پایان یافت و فراوانی و وفور نعمت پیش آمد، شایسته‌ترین اشخاص برای این نعمت‌ها نیکوکارانند نه بدکاران، مؤمنانند نه منافقان، مسلمانانند نه کافران. پس تو چه می‌گوئی ای سفیان! به خدا سوگند با این‌که می‌بینی این‌گونه لباسی نفیس و سفید پوشیده‌ام، مع ذلک از آن روزی که به حد تکلیف رسیده‌ام، صبح و شامی فرا نرسیده است که در میان اموال و دارائی من حق خدائی بوده باشد و من آن را به جای خود پرداخت نکرده باشم. (کافی/ ج5، ص 65)
روزی دیگر عده‌ای از مردمان صوفی مسلک و متظاهر به زهد که مردم را به مرام و مسلک خود می‌خواندند و می‌خواستند همه مثل آنها ظاهری ژولیده، کثیف و پریشان داشته باشند، نزد امام صادق علیه‌السلا‌م آمدند و گفتند: دوست ما نتوانست با شما حرف بزند و دلا‌یلش آماده نبود و نتوانست مطرح سازد. 
امام صادق علیه‌السلا‌م فرمودند: اکنون دلا‌یل خود را مطرح کنید. آنان گفتند: دلا‌یل ما از خود قرآن است.
حضرت فرمودند: بیان کنید که آیه‌های قرآن شایسته‌ترین چیزی است که ما باید از آن پیروی کنیم و برنامه عمل خود قرار دهیم.
گفتند: خداوند تبارک و تعالی درباره قومی از یاران پیامبر چنین می‌گوید: و یوثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصة و من یوق شحّ نفسَه فاولئک هم المفلحون (حشر/10)  (آنان بر نفس خود ایثار می‌کنند، هر چند که خود فقیر و نادارند (دیگران را مقدم می‌دارند). و کسانی که جلوی طمع و حرص نفس خویش را می‌گیرند همان رستگارانند.)
و در جای دیگر فرمود: و یطعمون الطعام علی حبّه مسکینا و یتیماً و اسیراً (دهر/)9 (آنان طعام و خوراکی را با این‌که به آن علا‌قمند هستند و نیاز دارند به فقیر یتیم و اسیر می‌بخشند.)
همین دو آیه به عنوان دلیل مسلک ما کافی است!
یکی دیگر از آنان هم که در گوشه‌ای نشسته بود معترضانه به امام گفت: ما می‌بینیم شما به خودداری از طعام‌های پاکیزه دعوت می‌کنید مع ذلک خود شما از آنها لذت می برید و بهره‌مند می گردید.! 
حضرت فرمودند: این حرف‌های بی‌فایده را کنار بگذارید و به من بگوئید ببینم شناخت شما نسبت به قرآن چگونه است؟ آیا ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه آن را که تمام گمراهی‌ها و تباهی‌ها در میان امت مسلمان از همین نقطه آغاز می‌شود می‌دانید؟ گفتند: قسمتی را آری و نه همه را.
حضرت فرمودند: گرفتاری شما از همین جا شروع می‌شود (که ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه قرآن را نمی‌فهمید) و احادیث رسول‌خدا صلی ‌اللّه‌ علیه‌ و آله هم همین طور هستند. این ‌که گفتید خداوند برخی یاران پیامبر را ستوده و از عملکرد نیکویشان ما را خبر داده است کار آنان وقتی بوده که نهی و منعی از آن نبوده و پاداشی هم از این نوع ایثار می‌بردند.
بعد خداوند (عز و جل) فرمانی برخلا‌ف فرمان اول صادر کرد. پس این فرمان، آن اولی را از بین برد و این فرمان دوم لطف و رحمتی بود از سوی خداوند در حق مومنان تا خود و خانواده و عیالشان به ضرر و زحمت نیفتند و در خانواده‌ها به بچه‌های کوچک و پیرمردان و پیرزنان ستم نشود که آنان حوصله و تحمل گرسنگی را ندارند (و از طریق زهد نان‌آورشان صدمه و آسیب نبینند).
اگر من که فقط یک قرص نان دارم ایثار کرده و آن را به دیگری بدهم، پس فرزندان من چه بخورند؟ آیا آنها از بین بروند و هلا‌ک شوند؟ لذا رسول خدا فرمود: پنج عدد خرما، گرده نان، دینار و یا درهمی که انسان دارد و می‌خواهد خرج کند، بهترین مورد خرج و انفاق بر پدر و مادر است، بعد اهل و عیال خود آدمی و در مرحله سوم برای خویشاوندان فقیر و نزدیک و بعد برای همسایگان نادار و محتاج و در پنجمین مرحله که پائین ترین درجه و کم ثواب‌ترین همه است، خرج در راه خدا (به طور کلی) می‌باشد.
روزی پیامبر ـ صلی ‌اللّه‌ علیه‌ و آله ـ درباره یکی از انصار که به هنگام مرگ، همه دارائی‌اش را که منحصر به پنج یا شش برده بوده آزاد کرده و کودکان خردسال هم از خود باقی گذاشته بود، فرمود: اگر مرا از این جریان آگاه می‌ساختید نمی‌گذاشتم او را در کنار مسلمانان دفن کنید که او با این کارش بچه‌های گدا و فقیر از خود باقی گذاشته و رفته است.
خداوند به پیامبرش یاد داد که چگونه انفاق و خرج کند بدین ترتیب که روزی پیامبر هفت مثقال طلا‌ داشت و دوست نداشت که بخوابد و آن را انفاق و خرج ننماید، لذا شبانه آن را صدقه داد. صبح که شد چیزی برای خود نداشت.
اتفاقاً مرد بینوائی از او کمک خواست، ولی پیامبر چیزی نداشت که به او بدهد. گدا، پیامبر را ملا‌مت کرد و پیامبر از این جریان غمگین شد که چرا چیزی ندارد که به او بدهد، زیرا که پیامبر بسیار دلسوز و مهربان بود. در اینجا خداوند رسولش را ادب فرمود و چنین دستور داد: ولا‌ تَجعلْ یَدک مَغلُولةً الی عُنقکَ ولا‌َ تبسطها کلَّ البسطِ فَتقُعدَ مَلوماً مَحسورا (اسراء/ 29) (دستت را به گردن مبند (زیاد ممسک مباش) وبیش از حد نیز دست خود را مگشای، که مورد سرزنش قرار گیری و از کار فرو مانی). خداوند می‌خواهد به رسول خویش بفرماید که گاهی مردم از تو چیزی می‌خواهند و تو را در ندادن معذور نمی‌دانند، اگر همه آنچه را که داری یک ‌جا خرج کنی و از دارایی بیرون آیی، حسرت می‌خوری. 
اینها احادیثی است که قرآن صحت آنها را تایید می‌کند و قرآن هم که مورد تصدیق مؤمنان و مردان خدائی است. 
پس از او می‌دانید که سلمان و ابوذر دارای چه فضیلت و ارزشی در اسلا‌م هستند که رضوان خدا بر ایشان باد. روش زندگی سلمان چنان بوده است که وقتی سهم خود را از بیت‌المال می‌گرفت هزینه سالا‌نه‌اش را کنار می‌گذاشت تا سال بعد فرا رسد و دوباره سهم خود را بگیرد.
عده‌ای به سلمان اعتراض کردند که تو با این زهدی که داری، چرا چنین می‌کنی؟ تو از کجا می‌دانی؟ شاید امروز یا فردا بمیری‌!
او در پاسخ گفت: چرا شما امیدی برای زنده ماندن من ندارید همچنان که بیم دارید که من بمیرم؟ ای بی خبران! نمی دانید که نفس انسانی در صورت عدم تامین معیشتش مضطرب و نگران می شود، اما وقتی که هزینه زندگی اش تامین باشد آرامش پیدا می‌کند؟
اما ابوذر! او چندین شتر و گوسفند داشت. شیر آنها را می‌دوشید و موقعی که خانواده‌اش هوس گوشت می‌کردند از آنها سر می‌برید. و نیز هنگامی که مهمانی به او می‌رسید و یا از همشهریانش کسانی احتیاج به گوشت پیدا می‌کردند، شتری نحر می‌کرد و گوشت آن را تقسیم می‌نمود و خود هم سهمی به اندازه دیگران نه کم و نه زیاد بر می‌داشت. پس چه کسی از اینها زاهدتر است؟ اینان کسانی هستند که رسول‌اللّه صلی ‌اللّه‌ علیه‌ و آله درباره ‌شان آن‌گونه تعریف کرده است، مع ذلک آنان در زندگی خود روزی نبوده که مالک هیچ چیز نباشند. آیا شما می‌گوئید مردم لوازم زندگی خود را دور بریزند و دیگران را در استفاده از آنها بر خود و خانواده‌شان مقدم بدارند؟
ای جماعت صوفی! شنیدم پدرم به روایت از پدرانش از رسول خدا فرمود: آن‌گونه که من از وضع مؤمن در شگفت می‌مانم، از هیچ چیز دیگر تعجب نمی‌کنم. او اگر در دنیا با قیچی قطعه قطعه شود آن را برای خود خیر می‌داند و اگر مالک همه آنچه میان مشرق و مغرب است باشد آن را نیز برای خود خیر و صلا‌ح می‌داند. به هر حال، هر چه خداوند برایش بخواهد او آن را برای خود خیر و صلا‌ح می‌داند.
ای کاش می‌دانستم که آیا همین اندازه صحبت برای شما کافی است یا بیشتر توضیح دهم؟! .....
به من بگوئید ببینم اگر مردم، زاهد پیشه باشند به آن معنی که شما می‌پندارید پس این همه کفاره‌ها، نذورات و زکات طلا‌ و نقره و خرما و کشمش و دیگر چیزهائی که به عنوان زکات واجب می‌شود مانند شتر، گاو و گوسفند چه کسانی بگیرند؟ چون به نظر شما هیچ‌کس نمی‌تواند مال دنیا را برای خود داشته باشد و هر چند که خود نیازمند و فقیر باشد باید آنرا به دیگری دهد.
پس چه مسلک بدی دارید شما! و چقدر نسبت به قرآن و سنت و احادیث رسول خدا که مورد تصدیق قرآنند، جاهلید! شما در آیه‌های غریب قرآن و در ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه و امر و نهی آن دقت نمی‌کنید و به آنها توجه ندارید.
به من بگوئید سلیمان بن داود را چگونه می‌شناسید؟ او از خدا برای خود سلطنت خواست، که سلطنتی پس از او شایسته برای هیچکس نباشد. خداوند هم به او چنین حکومت و سلطنتی داد و او حق می‌گفت و به حقیقت عمل می‌کرد و ما می‌بینیم خداوند این تقاضا و این زندگی را برای او عیب نگرفت و برای هیچ مؤمنی هم آن را عیب و ننگ نمی‌داند. قبل از سلیمان، پدر او داود را در نظر بگیرید که چه حکومت، قدرت و سلطنت محکمی داشت. و هم‌چنین یوسف که به پادشاه مصر گفت: مرا خزانه‌دار خود قرار بده که من مردی امین و دانا هستم. و قدرت او چنان گسترش یافت که تمام کشور مصر را تا سرزمین یمن فرا گرفت و همه در سال‌های خشکی و قحطی، از او طعام می‌گرفتند. او نیز حق می‌گفت و حق عمل می‌کرد و کسی را نمی‌شناسیم که این زندگی را برای او ننگ و عار بداند.
پس ای مدعیان زهد و تصوف! از آداب الهی و اصول تربیتی خدایی درباره مؤمنان، ادب آموزید و به امر و نهی خدا بسنده کنید و امور مشتبه را رها نمائید و چیزی را که نمی‌دانید به اهل آن واگذارید که در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی معذور خواهید بود و پاداش هم خواهید برد و نیز درصدد دانستن ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه قرآن باشید و حلا‌ل را از حرام بازشناسید که آن، شما را به خداوند نزدیک تر می‌کند و شما را از جهل و نادانی دور می‌سازد و جهالت را به اهل آن واگذارید که جاهل در جهان کم نیست. این اهل علم و دانشند که اندکند و خداوند فرمود: فوق کلّ ذی علم علیم. (تحف العقول/376)



طبقه بندی: اهل بیت علیهم السلام، ایام الله،

تاریخ : سه شنبه 20 مرداد 1394 | 09:04 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات

وحشی کسی بود که وحشیانه ترین برخورد را با جنازه عموی پیامبر اسلام (ص) داشت. وی علاوه بر پاره کردن بدن حمزه، به دستور همسر ابوسفیان جگر وی را در آورد. با این حال، پس از اسلام آوردن مشمول عفو پیامبر قرار گرفت و آزاد شد، اما حضرتش فرمود: خودت را از نظرم دور بدار.

در مورد این خطاب پیامبر به وحشی، عده ای معتقدند که اسلام آوردن وحشی تظاهر به اسلام بود، برای در امان ماندن از مرگ. از این رو چون به ظاهر اسلام آورد و ایمانش واقعی نبود پیامبر این گونه فرمود.

شاید از این رو به وحشی فرمود در جلو چشمانم ظاهر نشو که با هر بار دیدنش به یاد آن جنایت بزرگ افتاده و قلبش جریحه دار می شد. اگر غیر از این بود، دستور به اخراج و تبعید وی می داد، در حالی که چنین نکرد.

تفسیر رحمانی تر این سخن آن است که پیامبر خواست با این سخن، وحشی از خجالت و شرمندگی در امان باشد؛ چرا که هر وقت چشمش به چشمان مبارک پیامبر رحمت می افتاد، از جنایتی که در حق آن حضرت مرتکب شد، احساس شرم و خجالت می کرد.

پاسخ تفصیلی

برای روشن شدن دلیل این سخن (خودت را از نظرم دور بدار) پیامبر اکرم (ص) در برخورد با وحشی، قاتل جناب حمزه، ضروری است نخست نگاهی هرچند فشرده به شخصیت وحشی و جنایتی که وی مرتکب شد داشته باشیم، آن گاه به تحلیل و بررسی اصل سخن بپردازیم.

وحشی کسی بود که وحشیانه ترین برخورد را با جنازه عموی پیامبر اسلام (ص) داشت. وی که به دستور همسر ابوسفیان مأموریت کشتن عموی پیامبر را داشت، می توانست در آن صحنۀ نبرد(جنگ احد) با کشتن حمزه به مأموریتش خاتمه دهد، و تا این جا -اگر چه در لشکر کفر و در مقابل سپاه اسلام می جنگید- کار وی قابل اغماض و چشم پوشی است؛ زیرا که اقتضای جنگ و نبرد کشتن و زخمی نمودن است، اما وحشی، وحشیانه ترین عمل ممکن را نسبت به جنازه بر زمین افتاده یک انسان در صحنه نبرد انجام داد.

وی علاوه بر پاره کردن بدن حمزه به دستور همسر ابوسفیان، جگر وی را در آورد. [۱] طبیعی است که پیامبر اکرم(ص) با مشاهده این وضعیت دلش می شکند و ناراحت می شود و این نه به دلیل خویشاوندی میان او و حمزه بوده، بلکه به جهت خدمات درخشانش در حمایت از اسلام و از رسول خدا در مقابل حق ستیزان بود که در این نبرد رسول خدا یکی از فرماندهان رشید و با وفایش را از دست داد. بدیهی است که با مشاهده حمزه در چنین وضعیتی حزن و اندوهش دو چندان خواهد شد.

همان گونه که می دانیم، عفو و گذشت یکی از سفارشات مکتب حیات بخش اسلام است که رسولش منادی این ارزش اخلاقی و خود در عمل بدان پای بند بوده. این صفت و ارزش اخلاقی در مورد مردم عادی در همه جای دنیا و در تمام زمان ها کاری شایسته و قابل تحسین است، اما در مورد افراد جانی و درنده خو، به نظر می رسد چندان پسندیده نباشد؛ چرا که ممکن است چنین افرادی در هر لحظه و در هر جا برای مردم جامعه مایۀ تهدید و هراس باشند؛ از همین رو است که پیامبر(ص) دستور قتل وحشى را صادر فرموده بودند و مسلمانان نیز سخت به دنبال اجرای آن بودند که وحشى به طائف گریخت و ساکن آن جا شد.

پس از مدتی، هنگامی که نمایندگان مردم طائف به حضور پیامبر (ص) آمدند، او هم همراه ایشان آمد و به حضور رسول خدا(ص) رسید، شهادتین گفت و اسلام آورد. رسول خدا (ص) از او پرسید: تو وحشى هستى؟ گفت: آرى. فرمود: عمویم حمزه را چگونه کشتی؟ او جریان کشتن حضرت حمزه را از آغاز تا انجام شرح داد. پیامبر گریست و قطرات اشک از سیمای نورانیش سرازیر شد، در عین حال وحشی مشمول عفو پیامبر قرار گرفت و آزاد شد، اما حضرتش فرمود: خودت را از نظرم دور بدار. وحشى مى گوید: از آن پس هر گاه پیامبر(ص) را مى ‌دیدم خودم را از او مخفی می کردم. [۲]

این سخن پیامبر خطاب به وحشی می تواند از چند زاویه مورد توجه باشد:

۱- عده ای معتقدند که اسلام آوردن وحشی تظاهر به اسلام بود، برای در امان ماندن از مرگ. از این رو چون به ظاهر اسلام آورد و ایمانش واقعی نبود پیامبر این گونه فرمود. [۳] روشن است با توجه به روایتی که در ذیل آیه ۱۰۶ سوره توبه در باره «مرجون لامر الله» [۴] آمده، این نظر نمی تواند مورد قبول واقع شود.

۲- همچنین می تواند چنین توجیه داشته باشد که هر انسانی در هر مرتبه از کمال معنوی باشد، دارای عواطف انسانی است و طبیعی است که پیامبر اسلام نیز از این قاعده اسثتنا نخواهد بود؛ از این رو، بدون این که او را از حضور در جامعه منع کند، فرمود در جلو چشمانم ظاهر نشو که با هر بار دیدنت به یاد آن جنایت بزرگ افتاده و قلبم جریحه دار خواهد شد. اگر غیر از این بود، دستور به اخراج و تبعید وی می داد، در حالی که چنین نکرد، و این خود بهترین شیوه گذشت است.

۳- تفسیر رحمانی تر این سخن آن است که پیامبر خواست با این سخن، وحشی از خجالت و شرمندگی در امان باشد؛ چرا که هر وقت چشمش به چشمان مبارک پیامبر رحمت می افتاد، از جنایتی که در حق آن حضرت مرتکب شد، احساس شرم و خجالت می کرد، معنای سخن رسول خدا این است که برو و به زندگی عادی خویش بپرداز و در صدد جبران گذشته باش.

گفتنی است؛ این توجیه نمونه هایی نیز در تاریخ دارد، آن جا که یسع بن حمزه می گوید؛ در مجلس امام رضا(ع) بودم؛ با هم صحبت می کردیم؛ عده زیادى نیز در خدمتش بودند که از مسائل حلال و حرام می پرسیدند؛ در این هنگام مردى بلند قد و گندم گون وارد شد، گفت ای پسر رسول خدا سلام علیکم، من مردى از دوستان و ارادت مندان شما هستم، از مکه مى ‌آیم، پول خود را گم کردم و آن قدر که مرا به وطنم برساند ندارم، اگر صلاح بدانید به من کمک فرمایید تا به شهر خود برسم، در آن جا من داراى ثروتم و خدا مرا از نعمت خویش بهره‌مند کرد، وقتى به شهر خود رسیدم آنچه به من عنایت کرده‌اى‌ از طرف شما صدقه می دهم، من خود نمی توانم از صدقه استفاده کنم.

امام فرمود خدا رحمتت کند بنشین، حضرت شروع کرد با مردم به صحبت کردن تا همه متفرق شدند، آن مرد با سلیمان جعفرى و خثیمه و من باقى ماندیم. امام فرمود اجازه می دهید من وارد اندرون شوم. سلیمان عرض کرد خدا شما را موفق کند. امام (ع) وارد اطاق شد و لحظه ای در آن جا بود، بعد در را باز کرد و همان پشت در ایستاد دست خود را خارج نمود، از بالاى در فرمود خراسانى کجا است؟

عرض کرد من این جا هستم، فرمود این دویست دینار را بگیر و از آن براى مخارج خویش استفاده کن و به آن تبرک جو، نمی خواهد از طرف من صدقه بدهى، برو که مرا نبینى و من تو را نبینم. آن مرد خارج شد، سلیمان عرض کرد خیلى به او لطف کردید و مورد شفقت خویش قرارش دادید؛ چرا صورت خود را از او پوشاندى، فرمود ترسیدم خوارى سؤال را در چهره‌اش مشاهده کنم. کسى که کار بد را شیوع دهد خوار است و هر که پنهان نماید خدایش او را مى ‌آمرزد. [۵]

بنابر این، با توجه به مطالب بیان شده، برخورد پیامبر اسلام (ص) با وحشی تعامل رحمانی است، با هر رویکردی که به این موضوع نگاه کنیم!

پی نوشت ها:
۱- شیخ مفید، الارشاد فی معرفی حجج الله علی العباد، ج ۱، ص ۸۳، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ق؛ طبرسی، اعلام الوری باعلام الهدی، ج ۱، ص ۱۸۰، اسلامیه، تهران، چاپ سوم، ۱۳۹۰ق؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۲۲، دار الفکر، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۷ق؛ استر آبادی، احمد بن یحیی، آثار احمدی(تاریخ زندگانی پیامبر اسلام و ائمه اطهار)، ص ۱۷۲، ۱۷۳، میراث مکتوب، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ش؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج، ۲۰، ص ۵۵، نشر اسلامیه، تهران، بی تا.
۲-ر. ک: ابن اثیر، أسد الغابه، ج ۴، ص ۶۶۳، دار الفکر، بیروت، ۱۴۰۹ق؛ واقدی، محمد بن عمر، المغازى، ترجمه، ‌ مهدوى دامغانى، محمود، ص ۶۶۱، مرکز نشر دانشگاهى، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۹ش؛ ابن اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، ج ۲، ص ۲۵۱، دارالصادر، بیروت، ۱۳۸۵ش.
۳- قمی علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج‌۱، ص: ۳۰، دار الکتاب، قم، ۱۳۶۷ش.
۴- در باره شناخت مرجون، ر. ک: نمایه «تفسیر مرجون لامر الله در آیه ۱۰۶ سوره توبه»، ۲۳۴۷۲.
۵- کلینی کافی، ج ۴، ص ۲۳-۲۴، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ ش؛ مجلسی، محمد باقر، زندگانى حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام، (ترجمه بحار الأنوار، ج ۴۹)، خسروى، موسى، ص ۹۲، اسلامیه، تهران، ۱۳۸۰ش. ‌



طبقه بندی: ایام الله،

تاریخ : یکشنبه 11 مرداد 1394 | 07:28 ق.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان، سفرای کشورهای اسلامی و جمعی از اقشار مختلف مردم:
موضوع هسته‌ای به‌وسیله مسئولان در حال پیگیری است و نباید موجب دودستگی در مردم شود/ سیاست‌های ما در منطقه کاملاً در مقابل امریکاست/ حزب الله لبنان شجاع، فداکار و از شریف‌ترین گروه‌های دفاع ملی است (۱۳۹۴/۰۴/۲۷ - ۱۲:۵۹)
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) در دیدار جمعی از مسئولان کشور، سفرای کشورهای اسلامی و قشرهای مختلف مردم، وحدت و یکپارچگی را نسخه شفابخش دنیای اسلام خواندند و با تأکید بر اینکه جنگ های مذهبی و طائفه ای کنونی در منطقه با هدف منصرف کردن ذهن ملتهای مسلمان از رژیم صهیونیستی، طراحی و تحمیل شده است گفتند: سیاستهای جمهوری اسلامی ایران در منطقه کاملاً در نقطه مقابل سیاستهای استکبار و در رأس آن امریکا قرار دارد و ایران به هیچ وجه به آمریکا اعتماد ندارد زیرا سیاستمداران آمریکایی در کمال بی صداقتی و بی انصافی هستند.
ایشان با تبریک عید سعید فطر، به شرایط تأسف بار دنیای اسلام و نبود وحدت و یکپارچگی اشاره کردند و افزودند: تفرقه و اختلافات کنونی در منطقه، غیرطبیعی و تحمیلی است و علما، روشنفکران، مسئولان دولتها، سیاستمداران، و زبدگان و نخبگان دنیای اسلام باید متوجه دست خائنان امت اسلامی در این تفرقه ها و اختلاف ها باشند.
رهبر انقلاب اسلامی درخصوص چرائی غیرطبیعی  بودن این اختلافها، به سابقه طولانی همزیستی مسالمت آمیز شیعه و سنی در کشورهای منطقه اشاره و خاطرنشان کردند: اگر امت اسلامی یکپارچه بود و بر مشترکات خود تأکید می کرد، قطعاً در سپهر سیاست جهانی یک قدرت منحصر بفرد بود اما قدرتهای بزرگ برای حفظ منافع خود و حفظ رژیم صهیونیستی، این اختلاف ها را به امت اسلامی تحمیل کرده اند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تنفر موجود در میان مسلمانان نسبت به رژیم صهیونیستی با وجود گرایش برخی افراد در دولتهای اسلامی به این رژیم نامشروع گفتند: قدرتهای استکباری با همکاری افراد ناباب در برخی دولتهای اسلامی، برای منصرف کردن ذهن ملتهای اسلامی از رژیم صهیونیستی، جنگ های مذهبی را طراحی و سازمانهای جنایتکاری همچون القاعده و داعش را راه اندازی کردند.
ایشان با یادآوری اعتراف برخی مقامات امریکایی درخصوص نقش دولت امریکا در راه اندازی و گسترش داعش، تشکیل ائتلاف ضد داعش را غیرقابل باور خواندند و تأکید کردند: سیاست قدرتهای استکباری در منطقه آشکارا خائنانه است و همه باید متوجه این موضوع باشند.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه سیاست جمهوری اسلامی ایران در منطقه نقطه مقابل سیاست استکبار است، به موضوع عراق اشاره کردند و گفتند: سیاست استکبار در عراق، سرنگونی دولت برآمده از رأی مردم، ایجاد درگیری میان شیعه و سنی و در نهایت تجزیه عراق است اما سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال عراق، حمایت و تقویت دولت برآمده از انتخابات، ایستادگی در مقابل عوامل جنگ داخلی و اختلاف و حفظ تمامیت ارضی عراق است.
حضرت آیت الله خامنه ای درخصوص سوریه هم خاطرنشان کردند: سیاست استکبار در سوریه تحمیل اراده ای خارج از اراده ملت و سرنگونی دولتی است که قاطع و صریح در مقابل رژیم صهیونیستی ایستاده است اما جمهوری اسلامی ایران، دولتی را که شعار و هدف و نیت آن ایستادگی در مقابل صهیونیستها است، برای دنیای اسلام مغتنم می داند.
ایشان تأکید کردند: جمهوری اسلامی ایران در مسائل منطقه همچون عراق، سوریه، یمن، لبنان و بحرین بدنبال منافع شخصی خود نیست بلکه معتقد است، تصمیم گیر اصلی در این کشورها، ملتها هستند و دیگران حق دخالت و تصمیم گیری ندارند.
رهبر انقلاب اسلامی به تقابل سیاست استکبار و سیاست نظام اسلامی در قبال لبنان نیز اشاره کردند و افزودند: نظام استکبار و در رأس آن امریکا، سالها در قبال اشغال بخشی عمده ای از خاک لبنان بوسیله رژیم غاصب صهیونیستی سکوت همراه با رضایت اختیار کرده بود اما به محض آنکه یک گروه مقاومتِ مؤمن و فداکار که از شریف ترین گروههای دفاع ملی در سطح جهان است، در مقابل اشغالگران صهیونیست ایستاد و آنها را از خاک لبنان بیرون کرد، این گروه را تروریست خواند و به دنبال نابودی آن نیز است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه علت حمایت جمهوری اسلامی ایران از مقاومت لبنان، شجاعت و فداکاری و ایستادگی واقعی آنان در مقابل متجاوزان است، گفتند: امریکاییها مقاومت لبنان را تروریست می خوانند و ایران را به دلیل حمایت از حزب الله لبنان، حامی تروریست می داند در حالیکه ترویست واقعی خود آمریکاییها هستند که داعش را ایجاد کرده اند و از صهیونیست های خبیث نیز حمایت می کنند و باید برای حمایت از تروریسم محاکمه شوند.
رهبر انقلاب اسلامی به موضوع یمن و تقابل سیاستهای استکبار و سیاست نظام اسلامی ایران نیز اشاره کردند و افزودند: در یمن، امریکا از رئیس جمهوری که برای ایجاد خلاء سیاسی در حساس ترین شرایط استعفا و از کشورش فرار و از یک کشور دیگر درخواست حمله به مردمش را کرد و از کشتار مردم بیگناه و کودکان یمن، حمایت می کند و با مستبدترین رژیم ها که به ملت خود اجازه شنیدن نام انتخابات را نمی دهند، دست دوستی می دهد و در عین حال جمهوری اسلامی ایران را که از صدر تا ذیل آن با انتخابات عجین است، نظام مستبد می خواند!
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: سیاستمداران امریکایی در نهایت بی انصافی سخن می گویند و واقعیات واضح را با کمال وقاحت انکار می کنند.
ایشان خاطرنشان کردند: اینکه گفته می شود به امریکاییها نمی توان اعتماد کرد به خاطر همین است زیرا آنها هیچ صداقتی ندارند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: در همین آزمایش دشوار مذاکرات هسته ای که رئیس جمهور و دست اندرکاران دیگر زحمت کشیدند، بارها شاهد بی صداقتی امریکایی ها بودیم که خوشبختانه مسئولان با آنها مقابله کردند و در مواردی برخوردهای انقلابی انجام دادند که حالا باید ببینیم سرانجام این موضوع چگونه خواهد شد.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه نسخه راه حل مشکلات دنیای اسلام و همچنین هریک از کشورهای اسلامی بطور جداگانه، حفظ وحدت و یکپارچگی است، خاطرنشان کردند: ملت ایران نیز باید متحد باشد و قضایای هسته ای نباید زمینه ساز دو دستگی در کشور شود زیرا موضوع هسته ای بوسیله مسئولان مربوطه خود در حال پیگیری است و مسئولان بدنبال منافع ملی هستند.
ایشان با اشاره به تلاش گسترده رسانه های بیگانه برای ایجاد اختلاف و دو دستگی در کشور، تأکید کردند: تنها راه مقابله با این تلاشها، تقوای عمومی و ملی و مصونیت سازی درونی با افزایش اقتدار داخلی از طریق تقویت ایمان، علم و صنعت و فرهنگ است.
پیش از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی، حجت الاسلام والمسلمین روحانی رییس جمهوری در سخنانی با تبریک عید سعید فطر به مسلمانان جهان، ماه رمضان را ماه آزمون ایمان و ماه ایستادگی، مقاومت و بردباری دانست و گفت: رمضان امسال ماه همدلی و هم‌صدایی و ماه بازگشت به فطرت پاک انسانی بود.
وی با بیان اینکه در رمضان امسال با دعای خیر مردم، مقاومت 12 ساله ملت ایران در برابر ابرقدرت‌ها به ثمر نشست، افزود: دولت بر مبنای نقشه راهی که مقاومت و اراده ملت ایران ترسیم کرده بود و با هدایت های داهیانه رهبر معظم انقلاب اسلامی، حمایت همه ارکان نظام و قوا و همچنین با مجاهدت و فداکاری فرزندان ملت در عرصه دیپلماسی توانست حقوق ملت بزرگ ایران را بر کرسی بنشاند.
آقای روحانی با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران، قدرت نوین دیگری به نام توان دیپلماسی و قدرت مذاکره را به رخ جهانیان کشیده است، به حوادث منطقه اشاره و با بیان اینکه امسال رمضان سختی بر همسایگان و کشورهای منطقه از عراق و سوریه و یمن گرفته تا فلسطین و لبنان و افغانستان و پاکستان گذشت، خاطرنشان کرد: اراده جمهوری اسلامی حمایت از همه مظلومان و ایستادگی در برابر همه ستمگران است.



طبقه بندی: ایام الله،

تاریخ : شنبه 3 مرداد 1394 | 09:42 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات
 رهبر معظم انقلاب با تاکید بر استفاده از فرصت ها، ماه شعبان را دالان و دهلیز ماه رمضان دانستند. بخشی از بیانات ایشان به شرح زیر است:

ماه شعبان در بیان رهبر انقلاب

«ماه شعبان، ماه دعا و ماه عبادت است. در همین صلواتی که در مفاتیح مقرر است: «الّذی کان رسول الله (صلّی الله علیه واله) یدأب فی صیامه و قیامه فی لیالیه و ایّامه بخوعا لک فی اکرامه واعظامه الی محلّ حمامه»؛ پیغمبر تا دم مرگ، تا آخر عمر، ماه شعبان را بزرگ می داشت و در مقابل ماه شعبان خضوع می کرد و عادت داده بود خودش را به صیام و قیام در ماه شعبان. در دنباله ی این صلوات هست که: «اللّهم فاعنّا علی الاستنان بسنّته فیه»؛ از خدا می خواهد که ما را هم موفق بدار که همان سنت پیغمبر را در ماه شعبان رعایت کنیم. 

این ماه شعبان - حتماً می دانید دیگر - دالان و دهلیز ماه رمضان است. ماه رمضان تالار ضیافت الهی است؛ یک تالار عظیم که اگر کسی وارد آن تالار شد و به خود فرصت داد و همت کرد که از آنچه در آن جا خدای متعال آماده کرده، به خودش بهره یی برساند، بهره ی فراوانی خواهد برد که آن بهره در ماه شوال و ماه های دیگرِ سال نیست؛ فقط مخصوص ماه رمضان است. انواع و اقسام ضیافتهای الهی: رحمت الهی، عزت الهی، توفیق الهی، قرب الهی، استغنای ناشی از تفضل الهی، رزق مادی، رزق معنوی، همه در ماه رمضان است؛ اینها را سر سفره ی ماه رمضان گذاشته اند. بعضی ها می آیند و به این سفره نگاه نمی کنند و از وسط این سفره و اشیاء آن عبور می کنند و می روند و هیچی هم گیرشان نمی آید؛ بعضی ها یک چیز مختصری برمی دارند؛ یک روزه یی می گیریم ما؛ یک مختصرکی، یک چیزی؛ اما بعضی ها نه، حسابی می نشینند سر این سفره و از رحمت الهی کیسه ی خودشان را پُر می کنند؛ عزت می خواهند، دنیا می خواهند، آخرت می خواهند؛ رفع گرفتاری می خواهند، گشایش در زندگی می خواهند، استغنای طبع می خواهند، صفات و خُلق حسنه می خواهند؛ هرچه می خواهند، برای خودشان و برای دیگران برمی دارند.

برای این که انسان بتواند وقتی وارد این تالار شد، چشمش باز باشد، غافل نشود، دچار گیجی و گولی نشود که سرش را بیندازد پایین و از این در وارد شود و از آن در بیرون برود؛ نگاهی به دوروبر کند و استفاده یی ببرد و برای این که این آمادگی در من و شما پیدا شود، این ماه رجب و شعبان را قرار داده اند؛ رجب یک جور، شعبان یک جور دیگر. رجب، بیشتر ماه نماز است؛ شعبان، بیشتر ماه دعا و روزه است؛ این مناجات شعبانیه را ببینید. من یک وقتی از امام (رضوان الله علیه) پرسیدم در این دعاهای مأثوری که وجود دارد، شما کدام دعا را بیشتر از همه خوشتان می آید و دوست دارید. فرمودند: دعای کمیل و مناجات شعبانیه. اتفاقاً هر دو دعا هم مال ماه شعبان است؛ دعای کمیل که می دانید اصلاً ورود اصلی اش مال شب نیمه ی شعبان است، مناجات شعبانیه هم که از ائمه نقل شده، متعلق به ماه شعبان است. لحن این دو دعا به هم نزدیک است؛ هر دو عاشقانه است. در مناجات شعبانیه: «و ان ادخلتنی النّار اعملت اهلها انّی احبّک»؛ جهنم هم که من را ببری، فریاد می کشم تو را دوست دارم. و در دعای کمیل: «لان ترکتنی ناطقا لاضجّن الیک بین اهلها ضجیج الاملین و لاصرخنّ الیک صراخ المستصرخین و لابکینّ بکاء الفاقدین»؛ اگر به من در جهنم اجازه بدهی و نطق را از من نگیری، فریاد می کشم؛ فریادِ امیدواران، فریادِ دلدادگان و فریادِ دلباختگان را.

باید با اینها مأنوس بشویم و قدری دلمان را نرم کنیم. این دل چیز عجیبی است؛ گاهی اوقات به وسیله یی که انسان را به اوج آسمانها و اوج معنویت می برد، تبدیل می شود؛ گاهی هم بعکس، به سنگ سنگینی تبدیل می شود که بسته شده به پای انسان و انسان را تا اعماق آب، تا اعماق دره فرو می برد؛ غرق می کند؛ پدر انسان را درمی آورد. اگر دل را به پول و به شهوت جنسی و به مقام و به این چیزها دادید، این همان سنگ سنگین است؛ دل دیگر نیست. در آن صورت:

آن دلی که انسان در آن عشق اتومبیل فلان جور دارد، آن دل نیست، گاراژ است! بنگاه معاملاتی است! آن دلی که همه اش در آن میل جنسی موج می زند، دیگر دل نیست، آن عشرتخانه است. شاعر، آن زمان که ضیاع و عقار و زمین و ملک و گاو و خر در زندگی نقش داشته، از اینها نام برده و می گوید دلی که اینها در آن باشد، آن جا طویله است! ده است! دل، نیست؛ دل جای خداست؛ جای نور است.

پروردگارا! این حرفها را اول در خود بنده، بعد در این جمع مؤثر بفرما؛ توفیق تلاش، کار و خدمتِ همراه با ایمان و معنویت به همه ی ما عنایت کن؛ این جوانهای مؤمن، صالح و این عناصر خوب را پیش خودت و پیش امام زمان روسفید کن.»(1)

پی نوشت: 

1- سخنرانی در جمع کارکنان وزارت اطلاعات در تاریخ 1383/7/13



طبقه بندی: ایام الله،

تاریخ : چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 | 01:36 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات
«مبعث» سرآغازی برای پایان دادن به ماجرای زنده به گور کردن دختران و تساوی سیاه و سپید در قاموس دین محمد مصطفی(ص) است، «مبعث» تبلور بهترین اخلاق‌ها و فضیلت‌ها در وجود برترین فرزندان هاشم، محمد بن عبدالله(ص) است،‌آن گونه که خداوند او را رحمتی برای عالمیان می‌خواند، به خاطر این رویداد فرخنده، خدای متعال بندگانش را در شادی این روز شریک کرده و برخی اعمال مستحبی را قرار داده است، در اهمیت این روز جوادالائمه(ع) می‌فرماید: همانا در رجب شبى است که بهتر است از آنچه که بر آن آفتاب می‌‌تابد و آن شب ۲۷ رجب است که در صبح آن پیغمبر خدا(ص) به رسالت مبعوث شد و به درستى که از براى عامل در آن شب از شیعه ما اجر عمل ۶۰ سال است.

برای شب و روز عید مبعث اعمال مستحبی بیان شده است که در ادامه می‌آید:

*اعمال شب عید مبعث

امام محمدتقی(ع) می‌فرماید: چون نماز عشا را به جا آوردى و به رختخواب رفتى، پس هر ساعتى از شب تا نیمه شب که خواستى، بیدار می‌شوی و ۱۲ رکعت نماز به جا مى‌آورى و در هر رکعتى سوره «حمد» و سوره‌اى از سوره‌هاى کوچک مفصّل (از سوره محمد تا پایان قرآن) را می‌خوانی، پس چون در هر دو رکعتى سلام دادی و از نمازها فارغ شدى، بعد از سلام می‌نشینی و سوره «حمد» را ۷ مرتبه و مُعَوَّذَتَیْن(ناس و فلق) را ۷ مرتبه و سوره «توحید» و سوره «کافرون» هرکدام را ۷ مرتبه و سوره «قدر» و «آیة‌الکرسى» را هر کدام ۷ مرتبه می‌خوانی و در عقب همه این دعا را بخوان:

«اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فى الْمُلْکِ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِىُّ مِنَ الذُّلِّ وَکَبِّرْهُ تَکْبیراً اَللّهُمَّ اِنّى اَسئَلُکَ بِمَعاقِدِ عِزِّکَ عَلَى اَرْکانِ عَرْشِکَ وَمُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ کِتابِکَ وَبِاسْمِکَ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ وَذِکْرِکَ الاْعْلىَ الاْعْلىَ الاْعْلى وَبِکَلِماتِکَ التّامّاتِ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاَنْ تَفْعَلَ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ»، سپس هر دعایی را که خواستی بخوان.

-غسل در این شب مستحب است.

-زیارت امیرالمؤمنین(ع) در شب ۲۷ رجب در نجف اشرف زیاد توصیه شده است، به گونه‌ای که افضل اعمال این شب دانسته شده است.

-این دعا را بخوانند: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسئَلُکَ بِالتَّجَلِىِ الاْعْظَمِ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ مِنَ الشَّهْرِ الْمُعَظَّمِ وَالْمُرْسَلِ الْمُکَرَّمِ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاَنْ تَغْفِرَ لَنا ما اَنْتَ بِهِ مِنّا اَعْلَمُ یا مَنْ یَعْلَمُ وَلا نَعْلَمُ اَللّهُمَّ بارِکْ لَنا فى لَیْلَتِنا هذِهِ الَّتى بِشَرَفِ الرِّسالَةِ فَضَّلْتَها وَبِکَرامَتِکَ اَجْلَلْتَها وَبِالْمَحَلِّ الشَّریفِ اَحْلَلْتَها.... اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاجْعَلِ الْیَقینَ فى قَلْبى وَالنُّورَ فى بَصَرى وَالنَّصیحَةَ فى صَدْرى وَذِکْرَکَ بِاللَّیْلِ وَالنَّهارِ عَلى لِسانى وَرِزْقاً واسِعاً غَیْرَ مَمْنُونٍ وَلا مَحْظُورٍ فَارْزُقْنى وَبارِکْ لى فیما رَزَقْتَنى وَاجْعَلْ غِناىَ فى نَفْسى وَرَغْبَتى فیما عِنْدَکَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ»

پس به سجده برود و ۱۰۰ مرتبه بگوید: «اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى هَدانا لِمَعْرِفَتِهِ وَخَصَّنا بِوِلایَتِهِ وَوَفَّقَنا لِطاعَتِهِ شُکْراً شُکْراً»

پس سر از سجود بردارد و بگوید: «اَللّهُمَّ اِنّى قَصَدْتُکَ بِحاجَتى وَاعْتَمَدْتُ عَلَیْکَ بِمَسْئَلَتى وَتَوَجَّهْتُ اِلَیْکَ بِاَئِمَّتى وَسادَتى اَللّهُمَّ انْفَعْنا بِحُبِّهِمْ وَاَوْرِدْنا مَوْرِدَهُمْ وَارْزُقْنا مُرافَقَتَهُمْ وَاَدْخِلْنَا الْجَنَّةَ فى زُمْرَتِهِمْ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ».

*اعمال عید مبعث

در روایتى از امام صادق(ع) عید مبعث به عنوان شریف‌ترین اعیاد یاد شده است و براى این روز، اعمالى ذکر شده است:

- غسل کردن: در این روز مستحب است.

- روزه: این روز در میان روزهاى سال یکى از چهار روزى است که روزه گرفتن آن فضیلت بسیار دارد و پاداش فراوانى براى آن نقل شده است، در روایتى از امام صادق(ع) آمده است: هر کس در روز بیست و هفتم رجب روزه بگیرد، خداوند براى او پاداش روزه هفتاد سال را مى‌نویسد.

-زیاد صلوات فرستادن: همچنین در روایتى از امام صادق(ع) نقل شده است که در این روز روزه مى‌گیرى و بر محمد و آلش زیاد صلوات مى‌فرستى.

- زیارت رسول خدا(ص) و امیرمؤمنان(ع)

-۱۲ رکعت نماز: هر دو رکعت به یک سلام که در هر رکعت، «حمد» و «سوره» بخواند و هنگامى که نمازها به پایان رسید، هر یک از سوره‌هاى «حمد»، «توحید» و «معوّذتین» (فلق و ناس) را ۴ مرتبه بخواند، آنگاه ۴ مرتبه گفته شود: «لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ واللهُ اَکْبَرُ، وَسُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُلِلّهِ، وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظِیمِ» و چهار مرتبه: «اَللهُ اَللهُ رَبِّى لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً» و ۴ مرتبه: «لا اُشْرِکُ بِرَبّى اَحَداً».

-۱۲ رکعت دیگر: در هر رکعت «حمد» و هر سوره‌اى که خواستى مى‌خوانى و پس از هر دو رکعت و سلام نماز بخواند:

«اَلْحَمْدُللهِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً، وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فى الْمُلْکِ، وَلَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ، وَکَبِّرْهُ تَکْبیراً، یا عُدَّتى فى مُدَّتى یا وَلیّى فى نِعْمَتى، یا غِیاثى فى رَغْبَتى،یا نَجاحى فى حاجَتى یاحافِظى فى غَیْبَتى، یا کافِىَّ (کافِىَ) فى وَحْدَتى، یا اُنْسى فى وَحْشَتى اَنْتَ السّاتِرُ عَوْرَتى فَلَکَ الْحَمْدُ، وَاَنْتَ الْمُقیلُ عَثْرَتى فَلَکَ الْحَمْدُ وَاَنْتَ الْمُنْعِشُ صَرْعَتى فَلَکَ الْحَمْدُ،صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاسْتُرْ عَوْرَتى، وَآمِنْ رَوْعَتى، وَاَقِلْنى عَثْرَتى، وَاصْفَحْ عَنْ جُرْمى، وَتَجاوَزْ عَنْ سَیِّئاتى فى اَصْحابِ الْجَنَّةِ، وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذى کانُوا یُوعَدُونَ».

وقتى که نماز و دعا پایان یافت، هر یک از سوره‌هاى «حمد»، «اخلاص»، «معوذتین»، «کافرون»، «قدر» و «آیة الکرسى» را ۷ مرتبه بخواند، سپس ۷ بار بگوید: «لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ واللهُ اَکْبَرُ، وَسُبْحانَ اللهِ وَلاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ» و بعد ۷ مرتبه بگوید: «اَللهُ اَللهُ رَبِّى لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً»، پس از آن، هرچه از خدا مى‌خواهى طلب کن.

- دعایى از امام کاظم(ع): وقتى امام(ع) روز ۲۷ رجب سال ۱۷۹ هجرى از مدینه به سوى بغداد حرکت دادند، این دعا را خواندند: «یا مَنْ اَمَرَ بِالْعَفْوِ وَالتَّجاوُزِ، وَضَمَّنَ نَفْسَهُ الْعَفْوَ وَالتَّجاوُزَ، یا مَنْ عَفى وَتَجاوَزَ، اُعْفُ عَنّى وَتَجاوَزْ یا کَریمُ، اَللّهُمَّ وَقَدْ اَکْدَى الطَّلَبُ، وَاَعْیَتِ الْحیلَةُ وَالْمَذْهَبُ، وَدَرَسَتِ الاْمالُ، وَانْقَطَعَ الرَّجآءُ اِلاَّ مِنْکَ، وَحْدَکَ لا شَریکَ لَکَ». 
منبع: فارس



طبقه بندی: ایام الله،

تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1394 | 09:35 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات
.: Weblog Themes By salehon:.

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6