تبلیغات
چلچراغ هدایت - عید غدیر خم عیدالله اکبر مبارک باد.
عید غدیر خم عیدالله اکبر مبارک باد.

چهل حدیث نبوی در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین از منابع اهل سنت

    9. قال رسول الله صلى الله علیه واله: یا علی! أنت أخی وأنا أخوك، أنا المصطفى للنبوة وأنت المجتبى للإمامة، أنا وأنت أبوا هذه الأمة، وأنت وصیی و وارثی وأبو ولدی، أتباعك أتباعی وأولیاؤك أولیائی وأعداؤك أعدائی، وأنت صاحبی على الحوض، وصاحبی فی المقام المحمود، وصاحب لوائی فی الآخرة، كما أنت صاحب لوائی فی الدنیا، لقد سعد من تولاك وشقی من عاداك، وإن الملائكة لتتقرب إلى الله بمحبتك وولایتك، وإن أهل مودتك فی السماء أكثر من أهل الأرض! یا علی أنت حجة الله على الناس بعدی، قولك قولی، أمرك أمری، نهیك نهیی، وطاعتك طاعتی ومعصیتك معصیتی، وحزبك حزبی حزب الله، ثم قرأ «ومن یتول الله ورسوله والذین آمنوا فإن حزب الله هم الغالبون» (مائدة : 56.)  (ینابیع  المودة : ص146- 147)
رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ فرمود: علی! تو برادر منی و من برادر توام، من برای نبوّت برگزیده شده¬ام و تو برای امامت انتخاب شده ای، من و تو پدران این اُمّت هستیم، ای علی، تو وصی و جانشین، وزیر، وارث و پدر فرزندان منی، شیعه تو شیعه من است و یاران تو یاران منند و دوستدارانت دوستداران منند و دشمنان تو دشمنان منند. ای علی، فردای قیامت، تو در کنار حوض کوثر همراه منی و تو در مقام ستوده همراه منی و تو پرچمدار من در آخرتی همان¬طور که در دنیا پرچمدار من هستی. خوشبخت کسی است که ولایت تو را پذیرفته باشد و بدبخت آن ¬که با تو به دشمنی برخاست، و قطعاً فرشتگان با محبّت و ولایت تو به خداوند ـ عز و جل ـ تقرّب می¬جویند، به خدا سوگند که دوستداران تو در آسمان بیشتر از زمین است. ای علی، تو بعد از  من حجّت خدا بر مردم هستی، سخن تو سخن من و فرمان تو فرمان من است و نهی تو نهی من و اطاعت از تو اطاعت من است، نافرمانی تو نافرمانی من و حزب تو حزب من است و حزب من حزب خداست، سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمودند: «وَ مَن یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُون‏» (مائده : 56)(و هر كس خدا و پیامبر او و كسانى را كه ایمان آورده‏اند ولىّ خود بداند [پیروز است، چرا كه‏] حزب خدا همان پیروزمندانند)

10. حدثنا عمرو ابن میمون، قال: إنی لجالس إلى ابن عباس إذ أتاه تسعة رهط فقالوا: یا أبا عباس إما أن تقوم معنا وإما أن یخلونا هؤلاء، قال: فقال ابن عباس: بل أقوم معكم، قال وهو یومئذ صحیح قبل أن یعمى، قال: فابتدءوا فتحدثوا فلا ندری ما قالوا، قال فجاء ینفض ثوبه ویقول أف وتف وقعوا فی رجل له عشر: وقعوا فی رجل قال له النبی صلى الله علیه واله: لأبعثن رجلا لایخزیه الله أبدا یحب الله ورسوله، قال: فاستشرف لها من استشرف، قال: أین علی؟ قالوا: هو فی الرحل یطحن، قال: وما كان أحدكم لیطحن، قال: فجاء و هو أرمد لایكاد یبصر، قال: فنفث صلى الله علیه واله فی عینیه ثم هز الرایة ثلاثا فأعطاها إیاه فجاء بصفیة بنت حیی. قال: ثم بعث صلى الله علیه واله فلانا بسورة التوبة فبعث علیا خلفه فأخذها منه قال: لایذهب بها إلا رجل منی وأنا منه.  قال و قال صلى الله علیه واله لبنی عمه: أیكم یوالینی فی الدنیا والآخرة، قال: وعلی معه جالس فأبوا، فقال علی: أنا أوالیك فی الدنیا والآخرة، قال صلى الله علیه واله: أنت ولیی فی الدنیا والآخرة، قال فتركه ثم أقبل على رجل منهم فقال أیكم یوالینی فی الدنیا والآخرة، فأبوا، قال فقال علی: أنا أوالیك فی الدنیا والآخرة، فقال صلى الله علیه واله :أنت ولیی فی الدنیا والآخرة. قال: وكان أول من أسلم من الناس بعد خدیجة. قال: وأخذ رسول الله صلى الله علیه واله ثوبه فوضعه على علی و فاطمة و حسن و حسین فقال: إنما یرید الله لیذهب عنكم الرجس أهل البیت ویطهركم تطهیرا (احزاب: 33)  قال: وشرى علی نفسه لبس ثوب النبی صلى الله علیه واله ثم نام مكانه، قال: وكان المشركون یرمون رسول الله فجاء أبو بكر وعلی نائم، قال و أبو بكر یحسب أنه نبی الله، قال فقال: یا نبی الله، قال فقال له علی: إن نبی الله قد انطلق نحو بئر میمون فأدركه، قال فانطلق أبو بكر فدخل معه الغار، قال: وجعل علی یرمى بالحجارة كما كان یرمى نبی الله وهو یتضور قد لف رأسه فی الثوب لا یخرجه حتى أصبح ثم كشف عن رأسه، فقالوا: إنك للئیم كان صاحبك نرمیه فلا یتضور وأنت تتضور و قد استنكرنا ذلك.  قال و خرج بالناس فی غزوة تبوك قال فقال له علی: أخرج معك؟ قال فقال له نبی الله صلى الله علیه واله : لا، فبكى علی، فقال له: أما ترضى أن تكون منی بمنزلة هارون من موسى إلا أنك لست بنبی إنه لا ینبغی أن أذهب إلا وأنت خلیفتی. قال: وقال له رسول الله صلى الله علیه واله: أنت ولیی فی كل مؤمن بعدی. وقال: سدوا أبواب المسجد غیر باب علی، فقال: فیدخل المسجد جنبا وهو طریقه لیس له طریق غیره. قال وقال صلى الله علیه واله: من كنت مولاه فإن مولاه علی. ( مسند احمد: ج1 ص331 )
مسند احمد بن حنبل از عمرو بن میمون روایت كرده است که گفت: من در کنار ابن عباس نشسته بودم که گروهی نُه نفره نزد وی آمده و گفتند: ای ابن عباس، یا با ما بیا و یا اینکه ما را تنها بگذارید. ابن عباس گفت: من با شما خواهم آمد. راوی گوید: و در آن روز وی سالم بود و هنوز نابینا نشده بود. راوی گوید: سپس آن ها با هم به گفتگو پرداختند بی¬آنکه بدانیم باهم چه گفته اند. سپس ابن عباس در حالی آمد که پیراهن خویش را می تکاند و می گفت: اُف و تف بر آنان که به مردی ناسزا می گویند و خرده می گیرند که از ده خصلت برخوردار است. از مردی عیب جویی می کنند که پیامبر ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ در باره وی فرمود: «مردی را روانه میدان جنگ می¬کنم که خداوند هرگز خوارش نخواهد ساخت، خدا و رسول او را دوست می¬دارد.» پس خیلی¬ها امید داشتند خود از این شرافت برخوردار شوند، فرمود: علی کجاست؟ عرض کردند: در آسیاب مشغول آرد درست کردن است. فرمود: آیا در میان شما کسی نبود که آرد درست کند؟ راوی گوید: پس علی که از چشم درد رنج می¬برد و تقریباً چیزی را نمی¬دید، آمد. راوی گوید: پس رسول خدا از آب دهان خود بر چشمان وی مالید، سپس پرچم را سه بار به اهتزاز در آورده، آن را به علی علیه السّلام داد و با همسرش صفیه بازگشت. 
ابن عباس گوید: سپس فلانی (ابوبكر) را با سوره توبه فرستاد تا آن را ابلاغ کند، لیکن علی علیه السّلام را در پی وی فرستاد که آن را از او گرفته و خود مأموریت را انجام دهد و به علی فرمود: «این سوره را کسی جز من یا مردی که او از من باشد و من از او، نباید ابلاغ کند»
گوید: و به عموزادگانش فرمود: کدام یک از شما دوست و همراه من در دنیا و آخرت خواهید بود؟ و در آنجا علی علیه السلام با آن¬ها نشسته بود اما همه از پاسخ دادن امتناع کردند، سپس علی علیه السّلام عرض كرد: من در دنیا و آخرت دوست و همراه شما خواهم بود. اما پیامبر توجهی به وی نفرمود، پس رو به یکی از آن¬ها کرده و فرمود: کدام یک از شما دوست و همراه من در دنیا و آخرت خواهد بود؟ همه امتناع کردند، پس علی علیه السّلام عرض کرد: من در دنیا و آخرت دوست و همراه شما خواهم بود، آن¬گاه پیامبر ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ فرمود: تو دوست و همراه من در دنیا و آخرت هستی.
گوید: و او نخستین کسی از میان مردم بود که بعد از خدیجه اسلام آورد.
گوید: و رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـجامه خود را گرفته و روی علی، فاطمه، حسن و حسین ـ صلوات الله علیهم ـ انداخته، سپس فرمود: «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهیراً» (خدا فقط مى‏خواهد آلودگى را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاك و پاكیزه گرداند.)
گوید: و علی علیه السلام جانِ خود را با خدا معامله کرد، جامه پیامبر را بر تن نمود سپس در جای وی خوابید؛ مشرکان قصد رسول خدا را داشتند. پس در حالی که علی خوابیده بود، ابوبکر آمد در حالی که گمان می¬کرد او پیامبر خداست؛ پس علی علیه السّلام به وی فرمود: پیامبر به طرف چاه میمون رهسپار گشته، خود را به وی برسان؛ پس ابوبکر روانه گشت و با پیامبر وارد غار گردید. و مشرکان شروع کردند به پرتاب سنگ به طرف علی همان طور که به سوی پیامبر پرت می¬کردند و علی نیز بر خود می¬پیچید در حالی که سرخود را تا صبح پنهان کرده بود و آن را بیرون نمی آورد و چون صبح شد سر خود را بیرون آورد، پس مشرکان به وی گفتند: به راستی که تو پستی، دوست تو را سنگ می¬زدیم بر خود نمی پیچید لیکن چون تو بر خود می¬پیچیدی این کار بر ما غریب بود.
گوید: و مردم عازم جنگ تبوک شدند، پس علی علیه السّلام به پیامبر ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ عرض کرد: با شما بیایم؟ پس نبی خدا به وی فرمود: نه، پس علی بگریست. پیامبر به وی فرمود: آیا خوشنود نمی-شوی که نزد من منزلت هارون از موسی را داشته باشی با این تفاوت که تو پیامبر نیستی؟ نمی¬توانم بروم مگر اینکه تو را جانشین خود (بر مدینه) کرده باشم.
گوید: و رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ به وی فرمود: تو پس از من ولیّ هر مرد و زن مؤمنی هستی.
گوید: و درِ خانه¬هایی را که به مسجد باز می¬شدند بست مگر درِ خانه علی علیه السّلام را و علی تنها کسی بود که می¬توانست در حال جنابت از مسجد النبی بگذرد چون راه دیگری جز این راه نداشت.
گوید: و آن حضرت ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ فرمود: «هرکس من مولایش بوده¬ام، بی¬شک علی مولای اوست.»
  11. قال رسول الله صلى الله علیه واله: إنّ وصیّی وخلیفتی وخیر من أترك بعدی ینجز موعدی ویقضی دینی علیّ بن أبی طالب. (شواهد التنزیل حافظ حسكانی: ج1 ص98)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: همانا وصیّ من و جانشین من و بهترین كسی كه بعد از من می ماند، وعده ام را به انجام می رساند و بدهی مرا می پردازد، علی بن ابی طالب است. 
12. قال رسول الله صلى الله علیه واله: ما تریدون من علیّ؟ ما تریدون من علیّ؟ ما تریدون من علیّ؟ ما تریدون من علیّ؟ إن علیاّ منّی وأنا منه و هو ولیّ كل مؤمن بعدی.  (سنن الترمذی: ج5 ص632) 
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: از علی چه می خواهید؟ از علی چه می خواهید؟  از علی چه می خواهید؟ همانا علی از من و من از علی هستم و او ولیّ هر مؤمن بعد از من است. 
  13. عن ابن عباس قال: تصدّق علیّ علیه السلام بخاتمه وهو راكع، فقال النبیّ صلى الله علیه واله للسّائل: من أعطاك هذا الخاتم؟ قال: ذاك الراكع، فأنزل الله: إنما ولیّكم الله ورسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة ویؤتون الزكاة وهم راكعون. (سوره مائده : 55)   (الدر المنثور، للسیوطی: ج2 ص93.)
ابن عباس روایت می كند كه علی علیه السلام در حال ركوع انگشترش را صدقه داد. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ از فقیر پرسید: چه كسی این انگشتر را به تو داد؟ فقیر گفت: این كس كه در ركوع است. در این هنگام خداوند این آیه را نازل كرد: ولىّ شما، تنها خدا و پیامبر اوست و كسانى كه ایمان آورده‏اند: همان كسانى كه نماز برپا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏ دهند.

  14. قال رسول الله صلى الله علیه واله: إن الله قد فرض علیكم طاعتی ونهاكم عن معصیتی، وفرض علیكم طاعة علی بعدی و نهاكم عن معصیته، وهو وصیی ووارثی، وهو منی وأنا منه، حبه إیمان وبغضه كفر، محبه محبی ومبغضه مبغضی، وهو مولى من أنا مولاه، وأنا مولى كل مسلم ومسلمة، وأنا وهو أبوا هذه الأمة. (ینابیع  المودة: ص146)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: خداوند اطاعت از من را بر شما واجب و از نافرمانی من بازداشته است و نیز بر شما اطاعت از علی را بعد از من واجب كرده و از نافرمانی او بازداشته است. علی وصیّ و وارث من است. او از من و من از اویم. دوستی با او ایمان و دشمنی با او كفر است. دوستدار او دوستدار من و نفرت از او نفرت از من است. او مولای هر كسی است كه من مولای او هستم و من مولای هر مرد و زن مسلمانم. من و علی پدران این امت هستیم. 

   15. قال رسول الله صلى الله علیه واله: كنت أنا وعلی نوراً بین یدی الله عزّ وجلّ، یسبّح الله ذلك النور و یقدّسه قبل أن یخلق الله آدم بألف عام، فلمّا خلق الله آدم ركب ذلك النور فی صلبه، فلم یزل فی شیء واحد، حتى افترقنا فی صلب عبد المطلب فَفِیَّ النبوة وفی علیّ الخلافة. (مناقب علیّ بن ابی طالب…، ابن المغازلی شافعی : ص87 ـ 88 )
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: من و علی هزار سال قبل از آفرینش آدم نوری در برابر خدای عزّوجل بودیم و آن نور خدا را تسبیح و تقدیس می کرد. چون خداوند آدم را خلق كرد این نور را در پشت او قرار داد. ما پیوسته یكی بودیم تا اینکه در صلب عبدالمطلّب از هم جدا گشتیم که نبوّت در من و خلافت در علی قرار گرفت.
  16. إن فی علی خصالاً لو كانت واحدة منها فی رجل اكتفى بها فضلاً وشرفاً: قوله صلى الله علیه واله: من كنت مولاه فعلی مولاه، وقوله صلى الله علیه واله: علی منی كهارون من موسى، وقوله صلى الله علیه واله: علی منی وأنا منه، وقوله صلى الله علیه واله: علی منی كنفسی طاعته طاعتی ومعصیته معصیتی، وقوله صلى الله علیه واله: حرب علی حرب الله وسلم علی سلم الله، وقوله صلى الله علیه واله: ولی علی ولی الله وعدو علی عدو الله، وقوله صلى الله علیه واله: علی حجة الله على عباده، وقوله صلى الله علیه واله: حب علی إیمان وبغضه كفر، وقوله صلى الله علیه واله: حزب علی حزب الله وحزب أعدائه حزب الشیطان، وقوله صلى الله علیه واله: علی مع الحق والحق معه لا یفترقان، وقوله صلى الله علیه واله: علی قسیم الجنة والنار، وقوله صلى الله علیه واله: من فارق علیاً فقد فارقنی ومن فارقنی فقد فارق الله، وقوله صلى الله علیه واله: شیعة علی هم الفائزون یوم القیامة. (ینابیع  المودة: ص 65 ب7)
قندوزی حنفی در كتاب خود ینابیع الموده می نویسد: در علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ ویژگی هایی است كه اگر یكی از آنها در فردی باشد برای فضیلت و شرافت او كافی است. این فضیلتها عبارتند از: این سخن پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ كه: هر كس من مولای او هستم، علی مولای اوست. و این سخن پیامبر: نسبت علی با من مانند نسبت هارون با موسی است. و این سخن پیامبر: علی از من است و من از علی هستم. و این سخن پیامبر: علی مانند نفس من است، اطاعت او اطاعت من و نافرمانی او نافرمانی من است. و این سخن پیامبر: جنگ با علی جنگ با خداست و صلح با علی صلح با خداست. و این سخن پیامبر: دوست علی دوست خدا و دشمن علی دشمن خداست و این سخن پیامبر: علی حجت خداوند بر بندگانش است و این سخن پیامبر: دوستی علی ایمان و دشمنی با او كفر است. و این سخن پیامبر: حزب علی حزب الله و حزب دشمنان علی حزب شیطان است. و این سخن پیامبر: علی با حق است و حق با علی است كه هرگز از هم جدا نمی شوند. و این سخن پیامبر: علی تقسیم كننده بهشت و جهنم است و این سخن پیامبر: آن كس از علی جدا شود از من جدا شده است و هر كس از من جدا شود، از خداوند جدا شده است. و این سخن پیامبر: علی و شیعیانش در قیامت رستگارانند. 

   17. قال رسول الله صلى الله علیه واله: ستكون من بعدی فتنة، فإذا كان ذلك فالزموا علیّ بن أبی طالب، فإنّه أوّل من یرانی وأول من یصافحنی یوم القیامة وهو معی فی السماء الأعلى وهو الفاروق بین الحق والباطل. (تاریخ دمشق لابن عساكر، ج42 ص450)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: پس از من فتنه ای رخ خواهد داد، پس هر گاه چنین شد با علی بن ابی طالب همراه شوید. او اولین كسی است در قیامت مرا می بیند و با من مصافحه می كند. او با من در آسمان اعلی است. او جدا كننده بین حق و باطل است. 

   18. عن أبی ثابت مولى أبی ذر قال: كنت مع علیّ علیه السلام یوم الجمل فلمّا رأیت عائشة واقفة دخلنی بعض ما یدخل الناس، فكشف الله عنّی ذلك عند صلاة الظهر، فقاتلت مع أمیر المؤمنین علیه السلام فلمّا فرغ ذهبت إلى المدینة، فأتیت أمّ سلمة فقلت: إنّی والله ما جئت أسأل طعاماً ولا شراباً ولكنّی مولى لأبی ذر. فقالت: مرحباً، فقصصت علیها قصّتی، فقالت: أین كنت حین طارت القلوب مطائرها؟ قلت: إلى حیث كشف الله ذلك عنّی عند زوال الشمس. قالت: أحسنت، سمعت رسول الله صلى الله علیه واله یقول: علیّ مع القرآن والقرآن مع علی لن یتفرّقا حتى یردا علیّ الحوض (المستدرك على الصحیحین: ج3 ص124)
از ثابت غلام ابوذر روایت شده است كه گفت: با امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ جمل حاضر شدم. چون عایشه را در پیش صف مخالفان دیدم شكى در دل من پیدا شد چنانكه اكثر مردم به آن سبب در شك افتاده بودند. هنگام نماز ظهر حق تعالى پرده شك را از دل من برداشت و در لشكر امیرالمؤمنین مشغول جنگ با مخالفان شدم. بعد از آن به نزد ام سلمه همسر رسول خدا ـ صلى الله علیه و آله ـ آمدم و به او گفتم سوگند به خدا برای خوردنی و نوشیدنی نزد شما نیامده ام. من غلام ابوذر هستم. ام سلمه گفت: خوش آمدی. آن گاه قصه خود را برای او نقل كردم. پس گفت: در وقتى كه مرغ دلها از آشیانه هاى خود پرواز كرده بودند چه کردی؟ گفتم: هنگام زوال خورشید و نماز ظهر خداوند آن حجاب تردید را از دلم برداشت. ام سلمه گفت: کار خوبی كردى. من از رسول خدا شنیدم كه مى‏گفت: على با قرآن است و قرآن با على واین دو از یكدیگر جدا نمى‏شوند تا در حوض كوثر به نزد من آیند.

19. قال رسول الله صلى الله علیه واله فی مرض موته: أیّها الناس یوشك أن أقبض قبضاً سریعاً فینطلق بی وقد قدمت إلیكم القول معذرة إلیكم، ألا إنی مخلّف فیكم كتاب ربّی عزّوجلّ وعترتی أهل بیتی، ثمّ أخذ بید علیّ علیه السلام فرفعها فقال: هذا علیّ مع القرآن والقرآن مع علیّ لایفترقان حتى یردا علیَّ الحوض فاسألهما ما خلفت فیهما. (الصواعق المحرقة، ابن حجر: ص75)
رسول خدا ـ صلى الله علیه و آله ـ در بیماری آخر خود كه به رحلت آن حضرت انجامید، فرمود: ای مردم! به زودی خداوند روح مرا خواهد گرفت و از میان شما خواهم رفت. این سخن را برای اتمام عذر و حجت با شما در میان نهادم. بدانید که من پس از خود، کتاب خدا و عترت و اهل بیتم را به جا می گذارم. سپس دست علی را گرفت و بالا برد و فرمود: علی با قرآن است و قرآن با علی. این دو از یکدیگر جدا نمی شوند تا در قیامت در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. من از این دو (قرآن و علی) درباره برخوردی که با آنها شده است خواهم پرسید.

    20. قال رسول الله صلى الله علیه واله لعلیّ علیه السلام: جعلتك علماً فیما بینی وبین أمتی، فمن لم یتبعك فقد كفر. (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص388)
رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ خطاب به علی علیه السلام فرمود: من تو را پرچم (هدایت) بین خود و امتم قرار دادم، پس هر كس از تو پیروی نكند، كافر شده است. 




طبقه بندی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام، ایام الله،

[ پنجشنبه 9 مهر 1394 ] [ 10:11 ب.ظ ] [ یدالله محمودی ]

[ نظرات() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه