تبلیغات
چلچراغ هدایت


تاریخ : سه شنبه 6 خرداد 1393 | 05:21 ق.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات
قیام امام حسین علیه السلام و نهضت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در برخی عناصر، مشترک و در برخی شاخصه های دیگر، متفاوت هستند. از نقاط اشتراک این دو قیام، رهبری آن هاست که در هر دو، بر عهده امام معصوم است. هدف واحد آنان نیز - حاکمیت دین خدا - از دیگر نقاط اشتراکشان است. 

از نکات اختلافی آن ها نیز، می توان به این مسأله اشاره کرد که قیام امام حسین علیه السلام به حسب ظاهر، به پیروزی نرسید؛ اما قیام امام زمان(عج) به پیروزی خواهد رسید. هم چنین، تفاوت دیگر این دو قیام، زمان وقوع آن ها است؛ به این معنا که قیام امام حسین علیه السلام شکل گرفته، اما قیام امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هنوز آغاز نگشته است.
صفات مشترک یاران امام حسین(ع) و یاران امام زمان(عج)
در این نوشتار، به یکی از نقاط مهم اشتراک قیام امام حسین علیه السلام و امام زمان علیه السلام، یعنی ویژگی های مشترک یاران این دو امام همام، خواهیم پرداخت.

صفات و ویژگی های مشترک یاران امام حسین(ع)


1. خداجویی
خداجویی و معنویت گرایی، یکی از ویژگی های مشترک یاران امام حسین علیه السلام و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. از والاترین و زلال ترین حالات آدمی، عشق به کمال مطلق و معبود حقیقی است که پیشوایان الهی، در بالاترین درجه از این مقام، بوده اند.[1]

سراسر صحنه های کربلا را شعار «رضی الله رضانا اهل بیت»[2] فرا گرفته بود و امام و یاران او، از همه چیز بریده و به حق پیوسته بودند. امام حسین علیه السلام در هنگام خروج از مدینه، با خواندن خطبه ای، هرگونه قدرت طلبی را از سوی خویش رد کرد و از تسلیم شدن در برابر قضای الهی سخن گفت. چنانچه فرمود: «پروردگارا! من به رضای تو، راضی و نسبت به امر تو، تسلیم هستم و در مقابل قضای تو، صبر خواهم نمود».[3] 

این خصوصیت، در یاران و اهل بیت او نیز مشاهده می شد. برای مثال، حضرت زینب علیها السلام پس از حضور در کنار جسد قطعه قطعة امام حسین علیه السلام عرضه داشت: «خدایا این قربانی را از ما بپذیر»[4] .در زیارت نامة هانی ابن عروه نیز آمده است:«... ای کسی که جان خویش را در راه رضای خدا فدا کردی».[5]

خدا محوری و معنویت یاران امام، در شب عاشورا جلوة خاصی به خود گرفت؛ به گونه ای که صدای عبادت و نیایش و نماز شب آنان در خیمه ها پیچیده بود.

خداجویی و توحید، سرلوحة عقاید یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز هست. آنان، خدا را به شایستگی شناخته و همة وجودشان، غرق جلوة نور ایزدی است. چنانچه امام صادق علیه السلام دربارة آنان فرموده است: « [آنان مردانی هستند که] گویا دلشان نور باران است؛ از ناخشنودی پروردگارشان هراس دارند و برای کسب توفیق شهادت، دعا می کنند».[6] امیرالمؤمنین، علی علیه السلام نیز یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را گنج هایی آکنده از معرفت خدا می داند.[7]

2. ولایت مداری

یاران امام حسین علیه السلام، ولایت مداری خویش را به روشنی، به نمایش گذاشتند. با آن که امام، بیعت خویش را از آنان برداشته بود، اما وفادارانه در صحنه ماندند و عهد خویش را نشکستند. عمر و بن قرظه، در هنگام اقامة نماز ظهر، خود را در برابر شمشیرها و تیرهای دشمنان قرار داد تا به امام آسیبی نرسد و آن گاه که از شدت جراحات به روی زمین افتاد، رو به رو امام کرد و پرسید:«ای پسر پیامبر! آیا وفا کردم؟» امام فرمود: «آری! تو در بهشت، پیش روی منی و زودتر به بهشت می رسی. سلام مرا به پیامبر برسان».[8]

وقتی حبیب بن مظاهر در لحظات آخر عمر مسلم بن عوسجه، به کنار او آمد و به او بشارت بهشت داد، مسلم به او توصیه نمود که دست از امام برندارد تا در راه او کشته شود.[9]

حضرت اباالفضل علیه السلام، ستارة درخشان آسمان ادب و وفاداری، در شب عاشورا خطاب به امام حسین علیه السلام عرضه داشت: «به خدا سوگند؛ هرگز از تو جدا نمی شویم. جانمان فدای جانت باد. با دست ها و چهره های خون آلود از تو حمایت می کنیم و اگر کشته شویم، به عهد خویش و آن چه بر عهدة ماست وفا کرده ایم».[10]

یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز- که عاشق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند- به فرمودة پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم ، در پیروی از مولای خود، تلاش گر و کوشا هستند.[11] عشق و علاقة قلبی آنان به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، آنان را به بسان پروانه ای که به گرد شمع می گردد، فرمان بر و مطیع می کند. چنانچه در روایتی آمده است:«[آنان] برای تبرک، دست بر زین مرکب امام می سایند و بر گردِ امام می چرخند و با جان و دل، او را در جنگ ها یاری می کنند».[12]

3. شجاعت 

شجاعت عاشوراییان، ریشه در اعتقاد و باورهای آنان داشت؛ چراکه آنان، به شوق و عشقِ شهادت می جنگیدند، از مرگ، هراسی نداشتند و در برابر دشمن، سستی نشان نمی دادند. آنان یاران امامی بودند که مرگ در راه خدا را عزت می دانست.

رشادتی که حضرت اباالفضل، مسلم بن عقیل، قاسم و دیگران از خود به نمایش گذاشتند، بیانگر آن است که آنان از شجاع ترین انسان ها بودند. شجاعت آنان به گونه ای بود که حتی سران سپاه دشمن، آنان را این گونه توصیف می کنند: «کسانی بر ما تاختند که پنجه هایشان بر قبضة شمشیرها بود. آنان هم چون شیرانِ خشمگین، بر سواران ما تاختند و آنان را در چپ و راست، تار و مار کردند و خود را در کام مرگ افکندند»[13].

اهل بیت امام نیز به رغم آن که پس از شهادت مردان، به اسارت درآمدند، در برابر دشمن تسلیم نشدند و به گونه ای رفتار کردند که دشمنان را مستأصل نمودند. ابهت و شجاعت حضرت زینب علیها السلام در هنگام گفتگو با ابن زیاد، به حدی بود که وی از ایشان با عنوان «زن متکبر» یاد کرد. 

یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز مردمانی دلیر و جنگاورند. عشق به خدا و امام، به آنان قوت بخشیده است؛ دل هایی چون پولاد دارند و از انبوه دشمن نمی هراسند. امام باقر علیه السلام در توصیف شجاعت یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: «گویا آنان را می نگرم؛ سیصد و اندی مرد که بر بلندای نجف کوفه ایستاده اند و دل هایی چون پولاد دارند. ترس، از هر سو، به دل های دشمنانشان، سایه افکنده است. در سوارکاری و تیراندازی بی نظیر هستند. در میدان رزم، نشان شجاعت بر تن دارند و چون یاران پیامبر صل الله علیه و آله و سلم در جنگ بدر، نشان ویژه بر سر نهاده اند».[14] 

4. ایثار
ایثار به معنای فداکاری و تقدیم دیگران بر خود است. در کربلا، ایثار و فداکاری، به اوج خود رسید. اصحاب امام تا زنده بودند، به احترام خاندان نبوت، نگذاشتند کسی از بنی هاشم به میدان برود. بنی هاشم نیز تا زنده بودند، نگذاشتند گزندی به امام حسین علیه السلام برسد و امام علیه السلام نیز جان خویش را فدای دین کرد. 

شب عاشورا پس از آن که امام، بیعت را از یاران خود برداشت، هر کدام از آنان، به شیوه ای اعلام فداکاری کردند و گفتند: « پس از تو، زندگی را نمی خواهیم و خود را فدای تو می کنیم».[15]

هنگام نماز ظهر، برخی از اصحاب، خویش را سپر تیرهای دشمن کردند تا امام، نماز خود را بخواند. عباس علیه السلام، با لب تشنه وارد فرات شد؛ اما به یاد تشنگی امام حسین علیه السلام آب ننوشید. زینب علیها السلام، پس از شهادت امام حسین علیه السلام، جان خویش را سپر بلای امام سجاد علیه السلام، قرار می داد و ... این صحنه ها و ده ها صحنة دیگر که یکی از دیگری، زیباتر و پرافتخارتر است، در طول تاریخ، الفبای ایثار را به آزادگان آموخته است.

ایثار، از ویژگی های بارز یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز هست. وحدت مقصد و خلوص نیت، دل های آنان را به هم پیوند داده و یار و غمخوار یک دیگر ساخته است. آنان برای دفاع از امام، خود را به رنج می افکنند و در بهره گیری از زیبایی های زندگی، دیگران را بر خود، مقدم می دارند.

امام باقر علیه السلام می فرمایند: «در زمان قیام قائم، دوران رفاقت فرا می رسد. مردم به سراغ مالِ برادرانِ خود رفته و حاجت خویش بر می گیرند و هیچ کس، آنان را منع نمی کند». در روایات، از یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، تعبیر به «رفقا» شده که به معنای دوستان هم دل و هم راز است. دوستی آنان چنان محکم است که: «گویا یک پدر و مادر، آنان را پرورانده اند؛ زیرا دل های آنان، از محبت و خیرخواهی به یک دیگر، آکنده است».[16]

پی نوشت ها:
1 . پیام عاشورا، جواد محدثی، ص121.
2 . لهوف، سیدبن طاووس، ص60.
3 . سخنان حسین بن علی، محمدصادق نجمی،ص332.
4 . حیاة الامام الحسین علیه السلام، ج2، ص301.
5 . مفاتیح الجنان، زیارت حضرت مسلم، ص403.
6. بحارالانوار، ج52، ص308.
7 . ینابیع الموده، ص449.
8 . اعیان الشیعه، ج1، ص605.
9 . مقتل خوارزمی، ج2، ص15.
10 . وقعة الطف، ص199.
11 . کتاب الغیبه، نعمانی، ص316.
12 . بحارالانوار، ج52، ص308.
13. عنصر شجاعت، خلیل کمره ای، ج1،ص20.
14 . بحارالانوار، ج52، ص310.
15 . فرهنگ عاشورا، ص65.
16 . ینابیع الموده، ص432.

منبع: ماهنامه امان 



طبقه بندی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام،

تاریخ : پنجشنبه 7 آبان 1394 | 04:36 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات
حاج محمد مرزوق حائری نوحه خوانی است که نزدیک به 130 سال پیش توسط هیئت بزاز از عراق به ایران می‎آید. برای بار اول هیئت بزاز از او درخواست می‌کند تا به ایران بیاید اما او قبول نمی‌کند. برای بار دوم او به درخواست هیئت بنی‌فاطمه برای مهاجرت به ایران پاسخ مثبت می‌دهد. خود او می‌گوید که در خواب امام حسین (علیه السلام) را می‌بیند که به او می‌گوید هرجا که باشی با ما در ارتباط هستی اما ما یک سری شیعیان در ایران داریم که بهتر است به آنجا بروی. در نتیجه حاج مرزوق درحدود سال 1270 به ایران می‌آید.

او پدر نوحه‎خوانی معاصر در ایران است و بسیاری از آداب و رسوم‎هایی که اکنون در هیئت‎ها انجام می‎شود منتسب به ایشان است.

سینه زنی تهرانی های قدیم تا قبل از نقل مکان مرحوم حاج مرزوق حائری از کربلا به تهران، اینگونه بود که اصطلاحا سه ضرب و بی وقفه سینه می زدند. بدین ترتیب اساسا « دم سرپا » و « زمینه خوانی »، در تهران رایج نبود. مرحوم حاج مرزوق بنیانگذار سینه زنی سنتی در تهران بوده است. اوج تکامل این سبک، در دوره مرحوم شاه حسین و مرحوم ناظم شکل گرفت. ایشان از بنیانگذاران سنت "چهارپایه" در شب های مسلمیه حرم عبدالعظیم حسنی(ع)بودند.
حضرت زهرا (س) به این پیر غلام سفارش خواندن روضه علی اصغر(ع) کرد+ فیلم
حاج مرزوق، یکی از سوختگان وادی سیدالشهدا علیه السلام بود که عمری را در مقامات عالیه توسل و گریه به سر برده و مس گونه هایش به مدد کیمیای سرشک حسینی به طلای ناب مبدل گشته بود.

هنگامی كه فرزند مرحوم حاج مرزوق از دنیا رفت، خبر مرگ فرزند را در مجلس روضه‌خوانی امام حسین (ع) به او دادند، اما او به جای قطع روضه‌خوانی به ادامه آن پرداخت و این را مهم‌تر دانست. حاج مرزوق، وقتی به خانه برگشت فرزند مرحوم خود را در دست گرفته و از امام حسین(ع) خواست كه به حرمتش، فرزندش را به او بازگرداند كه در همان لحظه فرزند او با عنایات خاص سالار شهیدان چشم باز كرده و به زندگی برگشت.

یک روز حاج مرزوق به یکی از دوستانش، به نام سیدحسن پیغام می دهد، که بیا حاج مرزوق با شما کار دارد، آن موقع حاج مرزوق در بستر بیماری بود.سیدحسن می گوید: رفتم دیدم به هم ریخته فرمود: من آخر عمرم است سید حسن! می خواهم یه رازی را با شما در میان بگذارم، دیروز مادرت زهرا (سلام الله علیها) را دیدم، در تب داشتم می سوختم، تو بیداری دیدم نه خواب. گفت: تشنگی بر من غالب شد. سه تا دختر داشتم؛ راضیه، مرضیه و فاطمه. دختر اول را صدا زدم، راضیه مقداری آب به من بده، دیدم یک بانوی مجلله با روبند سبز پدیدار شد، حیا کردم، آب نخواستم. دختر دومم را صدا زدم: مرضیه! دوباره دیدم بی بی بلند شد آمد طرف من. دختر سومم را صدا زدم: فاطمه؛ بار سوم که شد خانم فرمود: حاج مرزوق سه بار من را صدا کردی؟ چی می خواهی ؟ گفتم بی بی جان! من حیا کردم حرف بزنم، فرمود: حاج مرزوق عمری نوکری کردی، حالا وقتش است ما جواب بدهیم، سرم را پایین انداختم، فرمود: تشنه هستی؟، از زیر چادر  ظرف آبی بیرون آورد، نوشیدم، به گوارایی این آب، تا حالا نخورده بودم، طبق عادت بچگی، گفتم: صلّی الله علیک یا ابا عبدالله...، دیدم صدای گریه ی بی بی بلند شد، فرمود: حاج مرزوق! دلم گرفته برایم روضه بخوان، گفتم خانم، دکترها منعم کردند از روضه خواندن، ولی چون شما می فرمایید چشم. چه روضه ای بخوانم؟ فرمود: روضه ی علی اصغرِ حسین را بخوان ... 

کربلایی احمد (میرزاحسینعلی تهرانی) و جناب شیخ رجبعلی خیاط در خصوص ویژگی های اخلاقی حاج مرزوق نکات بسیاری را بازگو کرده اند.


طبقه بندی: اسوه های اخلاقی،

تاریخ : پنجشنبه 7 آبان 1394 | 04:32 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات
امام سجاد علیه السلام: چون كار بر حسین بن على بن ابى طالب علیه السلام دشوار شد، همراهیان او بدو نگریستند و او را برخلاف خود یافتند، چه، هرگاه كار دشوار مى‌شد، رنگ آنها تغییر مى‌یافت و گوشت تنشان به لرزه و دلهاشان به تپش مى‌افتاد، در حالى كه حسین علیه السلام و برخى از نزدیكان او رنگشان مى‌درخشید و دل و جانشان آرام مى‌گرفت. 
آنها به یكدیگر مى‌گفتند: ببینید، از مرگ هیچ هراسى ندارد، و حسین علیه السلام بدیشان مى‌فرمود: شكیبایى، اى بزرگ زادگان! مرگ نیست مگر پلى كه شما را از بینوایى و سختى به بهشتهاى فراخ و نعمتهاى جاودان مى‌رسانَد.
كدام یك از شما خوش نمى دارد كه از زندان به قصر درآید؟! چنان كه مرگ براى دشمنان شما نیست، مگر در آمدن از كاخ به زندان و شكنجه. پدرم به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دنیا، زندان مؤمن و فردوس كافر است و مرگ، پل این جماعت است كه آنها را به بهشتشان و اینها را به دوزخشان مى رسانَد و من نه دروغ مى گویم و نه به من دروغ گفته شده است.

 متن حدیث: 


الإمام زین العابدین علیه السلام: لَمَّا اشتَدَّ الأَمرُ بِالحُسَینِ بنِ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ علیهماالسلامنَظَرَ إلَیهِ مَن كانَ مَعَهُ فَإِذا هُوَ بِخِلافِهِم ؛ لِأَنَّهُم كُلَّمَا اشتَدَّ الأَمرُ تَغَیَّرَت ألوانُهُم وَارتَعَدَت فَرائِصُهُم ووَجَبَت حدیث قُلوبُهُم. وكانَ الحُسَینُ علیه السلاموبَعضُ مَن مَعَهُ مِن خَصائِصِهِ تُشرِقُ ألوانُهُم وتَهدَأُ جَوارِحُهُم و تَسكُنُ نُفوسُهُم ، فَقالَ بَعضُهُم لِبَعضٍ : اُنظُروا، لا یُبالی بِالمَوتِ ! فَقالَ لَهُمُ الحُسَینُ علیه السلام : صَبرًا بَنِی الكِرامِ ، فَمَا المَوتُ إلاّ قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِكُم عَنِ البُؤسِ والضَّرّاءِ إلَى الجِنانِ الواسِعَةِ والنَّعیمِ الدّائِمَةِ ، فَأَیُّكُم یَكرَهُ أن یَنتَقِلَ مِن سِجنٍ إلى قَصرٍ ؟! وما هُوَ لِأَعدائِكُم إلاّ كَمَن یَنتَقِلُ مِن قَصرٍ إلى سِجنٍ وعَذابٍ . إنَّ أبی حَدَّثَنی عَن رَسولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله أنَّ الدُّنیا سِجنُ المُؤمِنِ وجَنَّةُ الكافِرِ ، والمَوتُ جِسرُ هؤُلاءِ إلى جَنّاتِهِم وجِسرُ هؤُلاءِ إلى جَحیمِهِم ، ما كَذَبتُ و لا كُذِبتُ.


«معانی الأخبار، صفحه 288»




طبقه بندی: ایام الله،

تاریخ : دوشنبه 4 آبان 1394 | 12:35 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات

هر اظهاری مبنی بر باقی ماندن ساختار تحریم‌ها و وضع هر تحریم در هر سطح و به هر بهانه نقض برجام است (۱۳۹۴/۰۷/۲۹ - ۱۳:۵۷)
حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامه‌ای به آقای روحانی رئیس‌جمهور و رئیس شورای‌عالی امنیت ملی، با اشاره به بررسیهای دقیق و مسئولانه برجام در مجلس شورای اسلامی و شورای‌عالی امنیت ملی و عبور این موافقتنامه از مجاری قانونی، دستورات مهمی را در خصوص رعایت و حفظ منافع ملی و مصالح عالیه کشور صادر و با برشمردن تأکیدات و الزامات ۹ گانه در اجرای برجام، مصوبه جلسه ۶۳۴ مورخ ۹۴/۵/۱۹ شورای عالی امنیت ملی را با رعایت این موارد و الزامات تأیید کردند.
متن نامه رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

جناب آقای روحانی
رئیس‌جمهور اسلامی ایران و رئیس شورای عالی امنیّت ملّی (دامت توفیقاته)

با سلام و تحیّت؛
اکنون که موافقت‌نامه‌ی موسوم به «برجام» پس از بررسی‌های دقیق و مسئولانه در مجلس شورای اسلامی، کمیسیون ویژه و دیگر کمیسیون‌ها و نیز در شورای عالی امنیّت ملّی، سرانجام از مجاری قانونی عبور کرده و در انتظار اعلام نظر اینجانب است، لازم میدانم نکاتی را یادآور شوم تا جنابعالی و دیگر دست‌اندرکارانِ مستقیم و غیرمستقیم آن، فرصتهای کافی برای رعایت و حفظ منافع ملّی و مصالح عالیه‌ی کشور در اختیار داشته باشید.

۱) پیش از هر چیز لازم میدانم از همه‌ی دست‌اندرکاران این فرایند پرچالش، در همه‌ی دوره‌ها از جمله هیئت مذاکره‌کننده‌ی اخیر که در توضیح نقاط مثبت و در اصلِ تثبیت آن نقاط همه‌ی سعی ممکن خود را به کار بردند، و نیز از منتقدانی که با ریزبینیِ قابل تحسین، نقاط ضعف آن را به همه‌ی ما یادآور شدند و مخصوصاً از رئیس و اعضای کمیسیون ویژه‌ی مجلس و نیز از اعضای عالی‌مقام شورای عالی امنیّت ملّی که با درج ملاحظات مهمّ خود، برخی از نقاط خلأ را پوشش دادند، و سرانجام از رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی که با تصویب طرحی محتاطانه، راه درست اجرا را به دولت ارائه کردند، و نیز از رسانه‌ی ملی و نویسندگان مطبوعات کشور که با همه‌ی اختلاف‌نظرها، در مجموع تصویر کاملی از این موافقت‌نامه در برابر افکار عمومی نهادند، قدردانی خود را اعلام دارم. این مجموعه‌ی پر حجم کار و تلاش و فکر در مسئله‌ای که گمان میرود از جمله‌ی مسائل به یاد ماندنی و عبرت‌آموز جمهوری اسلامی باشد، در خور تقدیر و مایه‌ی خرسندی است. به همین دلیل با اطمینان میتوان گفت که پاداش الهی برای این نقش آفرینی‌های مسئولانه، مشتمل بر نصرت و رحمت و هدایت ذات حضرت حق خواهد بود، ان‌شاءالله؛ زیرا وعده‌ی نصرت الهی در برابر نصرت دین او، تخلّف‌ناپذیر است.

۲) جنابعالی با سابقه‌ی چند دهه حضور در متن مسائل جمهوری اسلامی، طبعاً دانسته‌اید که دولت ایالات آمریکا، در قضیّه‌ی هسته‌ای و نه در هیچ مسئله‌ی دیگری، در برابر ایران رویکردی جز خصومت و اخلال در پیش نگرفته است و در آینده هم بعید است جز این روش عمل کند. اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا در دو نامه به اینجانب مبنی بر اینکه قصد براندازیِ جمهوری اسلامی را ندارد، خیلی زود با طرف‌داری‌اش از فتنه‌های داخلی و کمک مالی به معارضان جمهوری اسلامی، خلاف واقع از آب درآمد و تهدیدهای صریح وی به حمله‌ی نظامی و حتّی هسته‌ای –که میتواند به کیفرخواست مبسوطی علیه وی در دادگاه‌های بین‌المللی منتهی شود– پرده از نیّت واقعی سران آمریکا برداشت. صاحب‌نظران سیاسی عالَم و افکار عمومی بسیاری از ملّتها، بوضوح تشخیص میدهند که عامل این خصومت تمام‌نشدنی، ماهیّت و هویّت جمهوری اسلامی ایران است که برخاسته از انقلاب اسلامی است. ایستادگی بر مواضع بر حقّ اسلامی در مخالفت با نظام سلطه و استکبار، ایستادگی در برابر زیاده‌طلبی و دست‌اندازی به ملّتهای ضعیف، افشای حمایت آمریکا از دیکتاتوری‌های قرون وسطائی و سرکوب ملّتهای مستقل، دفاع بی‌وقفه از ملّت فلسطین و گروه‌های مقاومت میهنی، فریاد منطقی و دنیاپسند بر سر رژیم غاصب صهیونیست، قلمهای عمده‌ای را تشکیل میدهند که دشمنی رژیم ایالات متّحده‌ی آمریکا را بر ضدّ جمهوری اسلامی، برای آنان اجتناب‌ناپذیر کرده است؛ و این دشمنی تا هنگامی که جمهوری اسلامی با قدرت درونی و پایدار خود، آنان را مأیوس کند ادامه خواهد داشت.
چگونگی رفتار و گفتار دولت آمریکا در مسئله‌ی هسته‌ای و مذاکرات طولانی و ملال‌آور آن، نشان داد که این نیز یکی از حلقه‌های زنجیره‌ی دشمنی عنادآمیز آنان با جمهوری اسلامی است. فریب‌کاری آنان در دوگانگی میان اظهارات اوّلیّه‌ی آنان که با نیّت قبول مذاکره‌ی مستقیم از سوی ایران انجام میشد، با نقض عهدهای مکرّر آنان در طول مذاکرات دوساله و همراهی آنان با خواسته‌های رژیم صهیونیستی و دیپلماسی زورگویانه‌ی آنان در رابطه با دولتها و مؤسّسات اروپاییِ دخیل در مذاکرات، همه نشان‌دهنده‌ی آن است که ورود فریب‌کارانه‌ی آمریکا در مذاکرات هسته‌ای، نه با نیّت حل‌وفصل عادلانه، که با غرض پیشبرد هدفهای خصمانه‌ی خود درباره‌ی جمهوری اسلامی صورت گرفته است.
بی‌شک حفظ هوشیاری نسبت به نیّات خصمانه‌ی دولت آمریکا و ایستادگی‌هایی که بر اثر آن در طول مسیر مذاکرات از سوی مسئولان جمهوری اسلامی به کار رفت، توانست در موارد متعدّدی، از ورود زیانهای سنگین جلوگیری کند. با این حال، محصول مذاکرات که در قالب برجام شکل گرفته است، دچار نقاط ابهام و ضعفهای ساختاری و موارد متعدّدی است که در صورت فقدان مراقبت دقیق و لحظه‌به‌لحظه،‌ میتواند به خسارتهای بزرگی برای حال و آینده‌ی کشور منتهی شود.

۳) بندهای نه‌گانه‌ی قانون اخیر مجلس و ملاحظات ده‌گانه‌ی ذیل مصوّبه‌ی شورای عالی امنیّت ملّی، حاوی نکات مفید و مؤثّر است که باید رعایت شود، با این حال برخی نکات لازم دیگر نیز هست که همراه با تأکید بر تعدادی از آنچه در آن دو سند آمده است،‌ اعلام میگردد.
اوّلاً: از آنجا که پذیرش مذاکرات از سوی ایران اساساً با هدف لغو تحریمهای ظالمانه‌ی اقتصادی و مالی صورت گرفته است و اجرائی شدن آن در برجام به بعد از اقدامهای ایران موکول گردیده، لازم است تضمین‌های قوی و کافی برای جلوگیری از تخلّف طرفهای مقابل، تدارک شود، که از جمله‌ی آن اعلام کتبی رئیس‌جمهور آمریکا و اتّحادیه‌ی اروپا مبنی بر لغو تحریمها است. در اعلام اتّحادیه‌ی اروپا و رئیس‌جمهور آمریکا، باید تصریح شود که این تحریمها بکلّی برداشته شده است. هرگونه اظهاری مبنی بر این‌که ساختار تحریمها باقی خواهد ماند، به‌منزله‌ی نقض برجام است.
ثانیاً: در سراسر دوره‌ی هشت‌ساله، وضع هرگونه تحریم در هر سطح و به هر بهانه‌ای (از جمله بهانه‌های تکراری و خودساخته‌ی تروریسم و حقوق بشر) توسّط هر یک از کشورهای طرف مذاکرات، نقض برجام محسوب خواهد شد و دولت موظّف است طبق بند ۳ مصوّبه‌ی مجلس، اقدامهای لازم را انجام دهد و فعّالیّتهای برجام را متوقّف کند.
ثالثاً: اقدامات مربوط به آنچه در دو بند بعدی آمده است، تنها هنگامی آغاز خواهد شد که آژانس، پایان پرونده‌ی موضوعات حال و گذشته (PMD) را اعلام نماید.
رابعاً: اقدام در مورد نوسازی کارخانه‌ی اراک با حفظ هویّت سنگین آن، تنها در صورتی آغاز خواهد شد که قرارداد قطعی و مطمئن درباره‌ی طرح جایگزین و تضمین کافی برای اجرای آن منعقد شده باشد.
خامساً: معامله‌ی اورانیوم غنی‌‌شده‌ی موجود در برابر کیک زرد با دولت خارجی در صورتی آغاز خواهد شد که قرارداد مطمئن دراین‌‌باره همراه با تضمین کافی منعقد شده باشد. معامله و تبادل مزبور، باید بتدریج و در دفعات متعدّد باشد.
سادساً: مطابق مصوّبه‌ی مجلس،‌ طرح و تمهیدات لازم برای توسعه‌ی میان‌مدّت صنعت انرژی اتمی که شامل روش پیشرفت در مقاطع مختلف از هم‌اکنون تا پانزده سال و منتهی به ۱۹۰ هزار سو است،‌ تهیّه و با دقّت در شورای عالی امنیّت ملّی بررسی شود. این طرح باید هرگونه نگرانی ناشی از برخی مطالب در ضمائم برجام را برطرف کند.
سابعاً: سازمان انرژی اتمی، ‌تحقیق و توسعه در ابعاد مختلف را در مقام اجرا به‌گونه‌ای سامان‌دهی کند که در پایان دوره‌ی هشت‌ساله هیچ کمبود فنّاوری برای ایجاد غنی‌سازیِ مورد قبول در برجام وجود نداشته باشد.
ثامناً: توجّه شود که در موارد ابهام سند برجام، ‌تفسیر طرف مقابل مورد قبول نیست و مرجع، متن مذاکرات است.
تاسعاً: وجود پیچیدگی‌ها و ابهامها در متن برجام و نیز گمان نقض عهد و تخلّفات و فریب‌کاری در طرف مقابل بویژه آمریکا، ایجاب میکند که یک هیئت قوی و آگاه و هوشمند، برای رصد پیشرفت کارها و انجام تعهّدات طرف مقابل و تحقق آنچه در بالا بدان تصریح شده است،‌ تشکیل شود. ترکیب و وظایف این هیئت باید در شورای عالی امنیّت ملّی تعیین و تصویب شود.

با توجّه به آنچه ذکر شد، مصوبه‌ی جلسه‌ی ۶۳۴ مورخ ۹۴/۵/۱۹ شورای عالی امنیّت ملّی با رعایت موارد یاد شده تأیید میشود.
در خاتمه همان‌طور که در جلسات متعدّد به آن‌جناب و دیگر مسئولان دولتی یادآور شده و در جلسات عمومی به مردم عزیزمان گوشزد کرده‌ام، رفع تحریمها هر چند از باب رفع ظلم و احقاق حقوق ملّت ایران کار لازمی است، لیکن گشایش اقتصادی و بهبود معیشت و رفع معضلات کنونی جز با جدّی گرفتن و پیگیری همه‌‌جانبه‌ی اقتصاد مقاومتی میسّر نخواهد شـد. امید است که مراقبت شود که این مقصود با جدّیّت تمام دنبال شود و بخصوص به تقویت تولید ملّی توجّه ویژه صورت گیرد و نیز مراقبت فرمایید که وضعیّت پس از برداشته شدن تحریمها، به واردات بی‌رویّه نینجامد، و بخصوص از وارد کردن هرگونه مواد مصرفی از آمریکا جدّاً پرهیز شود.
توفیقات جنابعالی و دیگر دست‌اندرکاران را از خداوند متعال مسئلت مینمایم.
 
سیّدعلی خامنه‌ای
۲۹ مهرماه ۹۴


تاریخ : دوشنبه 4 آبان 1394 | 12:25 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات
Image result for ‫شور محرم‬‎Image result for ‫شور محرم‬‎Image result for ‫شور محرم‬‎Image result for ‫شور محرم‬‎Image result for ‫شور محرم‬‎


طبقه بندی: ایام الله،

تاریخ : سه شنبه 21 مهر 1394 | 09:36 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات




تاریخ : جمعه 17 مهر 1394 | 08:05 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات
پیامبر خدا حضرت محمد مصطفی صلى الله علیه و آله فرمودند: در حقیقت، لقمان، پیامبر نبود؛ لیكن بنده اى بود مصمّم، اندیشه مند و با حُسن ظن. خدا را دوست مى‌داشت. پس خدا نیز او را دوست داشت و حكمت را بر او ضمانت كرد. وسط روز، خوابیده بود كه ناگهان به پذیرش خلافت، فرا خوانده شد كه: اى لقمان! آیا مى خواهى كه خداوند، تو را خلیفه اى در روى زمین قرار دهد تا در میان مردم، به حق، داورى كنى؟.
لقمان، بیدار شد و در پاسخ گفت: اگر پروردگارم مرا وادار كند، مى‌پذیرم؛ زیرا مى‌دانم كه اگر با من چنین كند . یارى ام مى نماید و دانشم مى آموزد و از خطا نگاهم مى دارد. ولى اگر پروردگارم مرا مخیّر سازد، عافیت را مى پذیرم و بلا را نمى پذیرم.
فرشتگانى كه نمى‌دیدشان، با صدایى به او گفتند: اى لقمان! چرا چنین گفتى؟
گفت: زیرا حكمران، در سخت ترین و مشكل ترین مقام، جاى گرفته كه ظلم از هر طرف، بر او احاطه دارد؛ [امكان دارد] خوار شود یا یارى گردد. اگر به صواب داورى كند، امید است كه نجات یابد و اگر [در داورى] به خطا رود، راه بهشت را به خطا رفته است. هر كس در دنیا حقیر و بى مقام باشد ، بهتر از این است كه صاحب مقام باشد، و هر كس دنیا را در مقابل آخرت بر گزیند، دنیا او را مى آزماید ؛ ولى به پادشاهىِ آخرت، دست نمى‌یابد.
فرشتگان از زیبایىِ گفتار او، در شگفت شدند
لقمان، لحظه‌اى خوابید و سراسر وجودش آكنده از حكمت شد. پس، از خواب بیدار شد و [از آن پس ] حكیمانه سخن گفت.
پس از او، داوود علیه السلام به پذیرش خلافت ، فرا خوانده شد و او آن را پذیرفت و شرط لقمان را مطرح نكرد... . لقمان با دانش و حكمتش، داوود را یارى مى كرد. داوود گفت: «خوشا به حالت ، اى لقمان! به تو حكمت داده شد و بلا از تو دور گردید ؛ ولى به داوود خلافت داده شد و دچار مصیبت و فتنه گردید.

متن حدیث: 

رسول اللّه صلى الله علیه و آله :حَقّاً لَم یَكُن لُقمانُ نَبِیّاً ، ولكِن كانَ عَبداً صَمصامَةً ، كَثیرَ التَّفَكُّرِ، حَسَنَ الظَّنِ ، أحَبَّ اللّه َ فَأَحَبَّهُ ، وضَمِنَ عَلَیهِ بِالحِكمَةِ ، كانَ نائِماً نِصفَ النَّهارِ إذ جاءَهُ نِداءٌ : یا لُقمانُ، هَل لَكَ أن یَجعَلَكَ اللّه ُ خَلیفَةً فِی الأَرضِ تَحكُمُ بَینَ النّاسِ بِالحَقِّ؟ فَانتَبَهَ فَأَجابَ الصَّوتَ ، فَقالَ : إن یُجبِرنی حدیث رَبّی قَبِلتُ ، فَإِنّی أعلَمُ إن فَعَلَ ذلِكَ بی أعانَنی وعَلَّمَنی وعَصَمَنی ، وإنخَیَّرَنی رَبّی قَبِلتُ العافِیَةَ ولمَ أقبَلِ البَلاءَ .
فَقالَتِ المَلائِكَةُ بِصَوتٍ لا یَراهُم: لِمَ یا لُقمانُ؟
قالَ: لِأَنَّ الحاكِمَ بِأَشَدِّ المَنازِلِ وأكدَرِها یَغشاهُ الظُّلمُ مِن كُلِّ مَكانٍ یَنجو ویُعانُ وبِالحَرِیِّ أن یَنجُوَ ، وإن أخطَأَ أخطَأَ طَریقَ الجَنَّةِ ، ومَن یَكُن فِی الدُّنیا ذَلیلاً خَیرٌ مِن أن یَكونَ شَریفاً ، ومَن یَختَرِ الدُّنیا عَلَى الآخِرَةِ تَفتِنهُ الدُّنیا ولا یُصیبُ مُلكَ الآخِرَةِ.
فَعَجِبَتِ المَلائِكَةُ مِن حُسنِ مَنطِقِهِ، فَنامَ نَومَةً فَغُطَّ بِالحِكمَةِ غَطّا فَانتَبَهَ فَتَكَلَّمَ بِها ، ثُمَّ نودِیَ داوُدُ بَعدَهُ فَقَبِلَها ولَم یَشتَرِط شَرطَ لُقمانَ . . . وكانَ لُقمان یُؤازِرُهُ بِحِكمَتِهِ حدیث وعِلمِهِ ، فَقالَ لَهُ داودُ : طوبى لَكَ یا لُقمانُ ، اُوتیتَ الحِكمَةَ وصُرِفَت عَنكَ البَلِیَّةُ ، واُوتِیَ داوُدُ الخِلافَةَ وَابتُلِیَ بِالرَّزِیَّةِ أوِ الفِتنَةِ.



«مجمع البیان،ج8،ص494 - نوادرالاصول،ج1،ص247- تفسیرالقمی،ج2،ص162»



طبقه بندی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام،

تاریخ : چهارشنبه 15 مهر 1394 | 09:29 ق.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات
22 ذی‌الحجه سالروز شهادت میثم تمار یار ایرانی امام علی(ع) است، شیخ مفید در کتاب ارشاد خود درباره این یار صدیق امیرالمؤمنین می‌نویسد: میثم تمار غلام زنی از بنی اسد بود، حضرت علی(ع) او را خرید و آزاد کرد ... و فرمود: رسول خدا(ص) به من خبر داده که اسم تو در عجم، میثم است و روزی به ایشان فرمود: تو را بعد از من به دار می آویزند و نیزه بر تو می‌زنند و دماغ و دهانت پر از خون شده، محاسنت خضاب می‌شود و جلوی خانه عمرو بن حریث بر نخلی آویزان می‌کنند، پس از این میثم روزها می‌آمد و کنار آن نخلی که حضرت به او نشان داده بود، نماز می‌خواند.

روزی ام‌سلمه به او گفت: من از رسول خدا(ص) شنیدم که در نیمه‌های شب سفارش تو را به امیرالمؤمنین(ع) می‌کرد، میثم از ام‌سلمه پرسید: امام حسین(ع) کجاست، من خیلی مشتاق دیدار اویم که إن‌شاء‌الله نزد خدا با هم ملاقات می‌کنیم .

سرانجام نیز عبیدالله او را گرفت و به همان تفصیلی که حضرت علی(ع) فرموده بود او را شهید کرد و به همان نخل آویزان کرد، این جریان 10 روز قبل از ورود امام حسین(ع) به عراق بود، به مناسبت سالروز شهادت مدافع ولایت میثم تمار در ادامه برش‌هایی از زندگانی وی بیان می‌شود:

  *تمار همراه خانواده به سوی کوفه شیعه‌نشین آمد

میثم تمار همان‌طور که از اسمش مشخص است، خرما فروشی بود که در کوفه زندگی می‌کرد و از موالیان بود. «موالیان» عجم‌هایی بودند که در بین عرب‌ها زندگی می‌کردند، موالی به ایرانیانی گفته می‌شد که در بلاد اسلامی زندگی می‌کردند، به بیان دیگر به ایرانیانی که از شهر و کاشانه خود آمده بودند و در مناطق عرب‌نشین دنیای اسلام مثل کوفه که یکی از مراکز تشیع بوده، با قبایل عرب زندگی می‌کردند، موالی گفته می‌شد.

موالیان در دوره‌های غیر از خلافت حضرت امیرالؤمنین(ع) نسبت به عرب‌ها بهره کمی از بیت‌المال داشتند، اما حضرت امیر(ع) در دوران خلافت خودشان این تبعیض‌های اقتصادی را برداشتند و بین عرب و عجم در بهره‌برداری از بیت‌المال فرقی نگذاشتند، حتی معروف است که عرب و عجم را به یک چشم می‌دیدند.

*مردی از تبار آذربایجان/ماجرای نخستین دیدار تمار با امام علی(ع)

منطقه‌ای که میثم تمار پیش از اسلام ساکن آنجا بود و در آن متولد شده، منطقه‌ای به نام «ران» است که در آذربایجان قرار داشت، البته شهرهایی مانند کرمان و فارس هم در منابع گفته شده، اما در ظاهر، نقل قوی‌‌تر این است که زادگاه جناب میثم منطقه آذربایجان بوده است، بنابراین میثم تمار، ایرانی و اهل منطقه آذربایجان است.

میثم تمار نیز مانند بقیه موالیان که پس از اسلام برای نزدیکی بیشتر به خاندان طهارت به مناطق عرب‌نشین آمده بودند، به کوفه آمده بود، وی اولین بار امیرالمؤمنین را در کوفه دیدار می‌کند، در آن زمان میثم غلام یک زن عرب بوده و چون موالی بوده، خدمتگزاری این خانواده را در کوفه انجام می‌داده است.

بعد از آن امام علی(ع) میثم را از آن زن عرب می‌خرد و آزاد می‌کند، در واقع میثم آزاد شده امیرالمؤمنین(ع) است، در دیدار اولی که بین میثم و امام علی(ع) اتفاق می‌افتد، حضرت از ایشان می‌پرسد که اسم تو چیست؟ وی پاسخ می‌دهد: «سالم». حضرت(ع) می‌فرماید: اما پیامبر خدا(ص) به من فرمود که پدرت اسم تو را در ایران و در سرزمین خودت، میثم گذاشته است.

میثم بسیار متعجب می‌شود که رسول خدا(ص) و جانشین او امیرالمؤمنین(ع) درست می‌گویند و اسمش قبلاً میثم بوده است. اما در این منطقه و کوفه هیچ کس این را نمی‌داند و کسی از این موضوع با خبر نیست.

اسراری که امام علی(ع) به یار ایرانی خود گفت

*2 رازی که امام علی(ع) برای تمار بازگو کرد

امام(ع) به میثم می‌فرماید: از امروز نامت همان میثم باشد و همان نامی که پدرت بر تو گذاشت و همان نامی که رسول خدا(ص) مرا از آن نام باخبرم کرد، حضرت به میثم که نامش را از میثم به سالم تغییر داده بود، دستور می‌دهد که دوباره به همان نام قبلی برگردد.

میثم تمار یک روز صبح خدمت امام علی(ع) می‌رسد و به منزل حضرت(ع) می‌رود، حضرت در چشمان میثم خیره می‌شود و می‌فرماید: به خدا قسم روزی را می‌بینم که به  خاطر دوستی تو با من، دست و زبانت را می‌برند و تو را از نخل آویزان می‌کنند.

میثم می‌پرسد: آیا واقعاً این اتفاق می‌‌افتد؟ حضرت(ع) می‌فرماید: آری! به خدای کعبه قسم که این اتفاق می‌افتد و این رازی است که پیامبر(ص) به من گفته است، وی در پاسخ به امیرالمؤمنین(ع) می‌گوید: هرگز پیامبر اکرم(ص) دروغ نمی‌گوید و من ایمان دارم همان چیزی که شما فرمودید، اتفاق می‌افتد.

20 سال از این ماجرا می‌گذرد، امیرالمؤمنین(ع) و  امام حسن مجتبی(ع) به شهادت رسیده‌اند و در این زمان امام حسین(ع) به امامت رسیده‌اند، میثم تمار برای ملاقات امام حسین(ع) به سمت شهر مدینه حرکت می‌کند. میثم سراغ خانه امام حسین(ع) را می‌گیرد و در آنجا ام‌سلمه، همسر پیامبر(ص) را می‌بیند.

 

 اسراری که امام علی(ع) به یار ایرانی خود گفت

*امام حسین(ع) هم مشتاق دیدار «تمار» بود

میثم در مورد امام حسین(ع) سؤال می‌کند، نکته جالب اینکه ام‌سلمه به میثم می‌گوید: امام حسین(ع) نیز از شما زیاد یاد می‌کنند، طبیعتاً در دوره‌‌ای که امیرالمؤمنین(ع) در کوفه بوده و حسنین(ع) نیز در کوفه بودند، مطمئناً ملاقات‌هایی بین میثم و اباعبدلله اتفاق افتاده بود و وقتی ام سلمه این خبر را به میثم می‌دهد، میثم خیلی خوشحال می‌شود و می‌گوید: دلم می‌خواهد زودتر امام را ببینم.

ام‌سلمه می‌گوید: ایشان در منزل تشریف ندارند و به باغشان رفته‌اند. میثم به دیدار امام حسین(ع) می‌رود و با این دیدار خاطرات امیرالمؤمنین(ع)، در دل امام حسین‌(ع) و میثم زنده می‌شود.

*پیشگویی امام علی(ع) درباره تمار چه زمانی تحقق می‌یابد

در نهایت پیشگویی که امیرالمؤمنین(ع) در مورد شهادت میثم تمار می‌کند، به واقعیت می‌پیوندد، وقتی عبیدالله بن زیاد حاکم کوفه می‌شود، دستور می‌دهد تا یاران و مرتبطان با امام حسین(ع) را دستگیر کنند.

میثم نیز دستگیر می‌شود و هنگامی که با دستان بسته او را به دیدار عبیدالله می‌برند، عبیدالله با تمسخر می‌گوید: این برده ایرانی این قدر مهم شده است که با حسین(ع) دیدار می‌کند و وارد نهاد سیاست شده است. همچنین در جایی نقل شده است که ابن زیاد به جناب میثم جسارت می‌کند و از اینکه میثم با دشمنان خلیفه که یزید بوده، رویارویی می‌کند و با  امام   حسین(ع) ارتباط گرفته، ایشان را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهد.

ابن زیاد تا حدی پیش می‌رود که می‌گوید الآن خدای تو کجاست که تو را کمک کند. میثم خون از چهره پاک می‌کند و می‌گوید: در کمین تو و دشمنان است. در نهایت میثم اینقدر  درشت‌گویی می‌کند و پاسخ‌های دندان شکن به ابن زیاد می‌دهد که وی می‌گوید: چطور جرأت می‌کنی با من این‌گونه صحبت کنی؟

میثم می‌گوید: امیرالمؤمنین(ع) به من گفته تو زبان مرا می‌بری و از نخلی آویزانم می‌کنی و در پایان مرا می‌کشی، جالب اینجاست که جناب میثم می‌گوید: حتی من می‌دانم آن نخل کجاست و آن را می‌شناسم و اگر بخواهی به تو نشان می‌دهم.

ابن زیاد برای اینکه امام علی(ع) را دروغگو خطاب کرده باشد، می‌گوید: حالا که  این‌طور است، من برخلاف آن گفته کار می‌کنم. اما میثم که ایمان کامل به  ائمه خود داشته، می‌گوید: مولای من هرگز دروغ نمی‌گوید و این به واقعیت  می‌پیوندد.

در اینجا عبیدالله، میثم را زندانی می‌کند، میثم در زندان کوفه شروع به سخنرانی می‌کند و زندانیان را علیه حکومت مرکزی بنی‌امیه و یزید و حاکمیت کوفه یعنی عبیدالله بر می‌شوراند. میثم تمار اینقدر از اینها بدگویی می‌کند تا نظام سلطه مجبور می‌شود، وی را از زندان خارج کرده و دست و پایش را بریده و بر نخلی آویزان کند.

میثم تمار هنوز بر بالای دار با دست و پای بریده، دست از برداشتن پرده از چهره کریه نظام سلطه اموی نمی‌کشد و برای مردم صحبت می‌کند و ظلم حکومت را افشا می‌کند تا جایی پیش می‌رود که در روز سوم همان جا بالای دار عبیدالله مجبور می‌شود، همان  پیشگویی امام علی(ع) را رقم بزند.


منبع: فارس



طبقه بندی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام،

تاریخ : سه شنبه 14 مهر 1394 | 07:55 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات

  21.  قال رسول الله صلى الله علیه واله: من أطاعنی فقد أطاع الله، ومن عصانی فقد عصى الله، ومن أطاع علیّاً فقد أطاعنی، ومن عصى علیّاً فقد عصانی. (المستدرك على الصحیحین: ج3 ص121)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: آن كس كه از من اطاعت كند، خداوند را اطاعت كرده است و آن كس كه از من نافرمانی كند، خدا را نافرمانی كرده است و آن كس كه علی را اطاعت كند، از من اطاعت كرده است و آن كس كه از علی نافرمانی كند، از من نافرمانی كرده است. 

  22. قال رسول الله صلى الله علیه واله: من آمن بی وصدّقنیّ فلیتولّ علیّ بن أبی طالب علیه السلام فإنّ ولایته ولایتی وولایتی ولایة الله. (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص 239)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر كس به من ایمان آورده و مرا تصدیق كرده است باید به ولایت علی بن ابی طالب گردن نهد چرا كه ولایت او ولایت من است و ولایت من ولایت خداوند است. 

  23. قال رسول الله صلى الله علیه واله: من سرّه أن یحیى حیاتی ویموت مماتی ویسكن جنات عدن التی غرس فیها قضیباً ربی، فلیوال علیاً ولیوال ولیه، ولیقتد بالأئمة من ولده من بعده، فإنهم عترتی خلقوا من طینتی، ورزقوا فهماً وعلماً، وویل للمكذبین بفضلهم من أُمتی، القاطعین فیهم صلتی، لا أنالهم الله شفاعتی. (ینابیع  المودة: ص151)
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر كه خوشحال می‌شود به زندگى من زنده باشد و به مرگ من بمیرد و ساکن بهشت عدنى شود كه درخت آن را پروردگارم غرس نموده، پس بعد از من علی را و دوست او را دوست بدارد و به ائمه بعد از او كه از نسل او هستند، اقتدا کند، زیرا ایشان عترت منند که از سرشت من خلق شده‌اند و فهم و علم روزیشان شده است. وای بر تکذیب کنندگان فضایلشان از امت من و قطع کنندگان رابطه من! خداوند شفاعت مرا به ایشان نرساند.

  24. قال رسول الله صلى الله علیه واله لعلی علیه السلام: إذا كان یوم القیامة، یؤتى بك یا علی بسریر من نور، وعلى رأسك تاج، قد أضاء نوره وكاد یخطف أبصار أهل الموقف، فیأتی النداء من عند الله جل جلاله: أین وصی محمد رسول الله؟ فتقول: ها أنا ذا. فینادی المنادی: أدخل من أحبك الجنة وأدخل من عاداك فی النار، فأنت قسیم الجنة والنار. (ینابیع  المودة: ص96)
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ به علی ـ علیه السلام ـ فرمود: وقتی هنگامه قیامت بر پا شود تو را با تختی از نور حاضر می كنند در حالی كه بر سرت تاجی از نور است كه نور آن چنان تابناك است كه نزدیك است چشمان اهل محشر را خیره و تار كند. پس صدایی از جانب خداوند می پرسد: جانشین محمد رسول خدا كجاست؟ تو می گویی: من اینجایم. آن گاه منادی ندا می دهد كه هر كسی را كه دوستت دارد به بهشت ببر و هر كس را با تو دشمنی ورزیده است به جهنم ببر كه تو تقسیم كننده بهشت و جهنم هستی. 

  25. نظر النبی صلى الله علیه واله إلى علی علیه السلام فقال: هذا وشیعته هم الفائزون یوم القیامة. (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص333)
پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام نظر كرد و فرمود: تنها علی و شیعه او رستگاران در روز قیامتند.  

   26. قال رسول الله صلى الله علیه واله: أوصی من آمن بی و صدّقنی بولایة علیّ بن أبی طالب، فمن تولاّه تولاّنی، ومن تولاّنی تولّى الله. (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص239)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر كس را كه به من ایمان آورده و مرا تصدیق كرده است، به ولایت علی بن ابی طالب سفارش می كنم. پس هر كس ولایت علی را بپذیرد ولایت من را پذیرفته و پذیرش ولایت من به معنای پذیرش ولایت خداوند است. 

چهل حدیث نبوی در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین از منابع اهل سنت

    27. قال رسول الله صلى الله علیه واله: علیّ خیر البشر، من أبى فقد كفر. (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص372)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: علی ـ علیه السلام ـ بهترین انسان است، هر كس از پذیرش ولایت او سرباز زند، كافر است. 

   28. وعن عائشة، قالت: قال رسول الله صلى الله علیه واله وهو فی بیتها لما حضره الموت: أدعوا لی حبیبی، فدعوت له أبابكر، فنظر إلیه ثم وضع رأسه، ثمّ قال: ادعوا لی حبیبی، فدعوا له عمر، فلمّا نظر إلیه وضع رأسه، ثم قال: ادعوا لی حبیبی، فقلت: ویلكم ادعوا له علیّ بن أبی طالب، فوالله ما یرید غیره، [فدعوا علیّاً فأتاه] فلمّا رآه أفرد الثوب الذی كان علیه ثم أدخله فیه، فلم یزل یحتضنه حتّى قبض صلى الله علیه واله ویده علیه (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42)
 از عائشه روایت شده كه گفت: چون وقت وفات پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرا رسید در حالی كه در خانه اش بود، فرمود: دوستم را به نزد من بخوانید. پس ابوبکر را صدا زدم. پیامبر نگاهی به ابوبکر انداخت سرش را برگرداند و دوباره فرمود: دوستم را به نزد من بخوانید. عمر را صدا زدند و چون نگاهش به عمر افتاد، دوباره فرمود: دوستم را به نزد من فرا بخوانید. پس من گفتم: وای بر شما. علی بن ابی طالب را صدا بزنید. به خدا قسم منظور پیامبر کسی غیر او نیست. چون علی ـ علیه السلام ـ را دید جامه ای که بر رویش بود به روی او کشید و او را وارد آن کرد و پیوسته در کنار پیامبر بود تا اینکه پیامبر جان داد در حالی که دست پیامبر بر بدن امیرالمؤمنین بود.

    29. قال رسول الله صلى الله علیه واله: ضربة علی یوم الخندق أفضل من أعمال أُمتی إلى یوم القیامة. (ینابیع المودة: ص163)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: ضربت علی در روز نبرد خندق از همه اعمال (نیك) امت من تا روز قیامت با فضیلت تر است. 

  30. عن البراء بن عازب قال: أقبلنا مع رسول الله صلى الله علیه واله فی حجته التی حج فنزل فی بعض الطریق فأمر الصلاة جامعة فأخذ بید علی علیه السلام فقال: ألست أولى بالمؤمنین من أنفسهم، قالوا: بلى، قال: ألست أولى بكل مؤمن من نفسه، قالوا: بلى، قال: فهذا ولی من أنا مولاه اللهم وال من والاه اللهم عاد من عاداه (سنن ابن ماجة: ج1 ص43 ـ مسند احمد، حدیث: 906)
براء بن عازب روایت می كند كه ما در حجة الوداع با رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ بودیم كه در میانه راه فرود آمد و فرمود تا همه حاجیان همراه او جمع شوند. آنگاه دست علی ـ علیه السلام ـ را گرفت و بلند كرد و فرمود: آیا من سزاوارتر به مؤمنین از خودشان نیستم؟ جمعیت فریاد زد: بله، باز حضرت فرمود: آیا من سزاوارتر به هر مؤمنی از خودش نیستم؟ همه پاسخ دادند: بله چنین است. آنگاه فرمود: این (علی) ولیّ هر كسی است كه من مولای او هستم. خدایا با هر كه با او دوستی كرد (و ولایت او را پذیرفت)، دوستی كن و با هر كه با او دشمنی كرد، دشمنی كن. 

  31. قال رسول الله صلى الله علیه واله: من آذى علیا فقد آذانی  (مسند أحمد: حدیث 15394)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر كس علی را بیازارد من را آزرده است. 

 32. عن أم سلمة: أن النبی صلى الله علیه واله جلل على علی وحسن وحسین وفاطمة كساء ثم قال: اللهم هؤلاء أهل بیتی وخاصتی اللهم أذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا، فقالت أم سلمة: یا رسول الله أنا منهم؟ قال: إنك إلى خیر. (مسند احمد: حدیث 25383)
ام سلمه روایت می كند كه پیامبر صلی الله علیه و آله عبایی را بر علی و حسن و حسین و فاطمه ـ صلوات الله علیهم ـ افكند و فرمود: خداوندا! اینان اهل بیت و برترین افراد من هستند. خدایا از آنان پلیدی را ببر و به بهترین شكل پاكیزه شان گردان. ام سلمه می گوید: به رسول خدا عرض كردم: آیا من هم از آنها هستم. حضرت فرمود: نه اما تو در مسیر خیر و هدایت هستی.

  33. عن أمّ سلمة قالت: والذی أحلف به أن كان علیّ لأقرب الناس عهداً برسول الله صلى الله علیه واله قالت: عدنا رسول الله صلى الله علیه واله غداة بعد غداة، یقول: جاء علیّ؟ مراراً وأظنّه كان بعثه فی حاجة فقالت: فجاء بعد فظننا أنّ له إلیه حاجة فخرجنا من البیت فقعدنا عند الباب فكنت من أدناهم إلى الباب فأكبّ علیه علیّ فجعل یساره و یناجیه ثمّ قبض صلى الله علیه واله  من یومه ذلك، فكان أقرب الناس به عهداً (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص394)
از اُمّ¬سلمه روایت شده كه گفت: سوگند به آنکه به وی سوگند یاد می¬کنم علی نزدیک¬ترین فرد از مردم به رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ بود. هر روز صبح كه رسول الله را ملاقات می كردیم می¬فرمود: علی آمد؟ و بارها آن را تکرار می¬فرمود. گمان می كردم كه وی را در پی کاری فرستاده است. سپس آن روز علی آمد، پس گمان کردم که با وی کاری شخصی دارد از این رو از خانه خارج شدیم و کنار در نشستیم. و من از همه به در نزدیک¬تر بودم. پس علی علیه السّلام به طرف وی خم گشت و سپس رسول خدا شروع کرد در گوشی با وی سخن گفتن تا اینکه رسول خدا در همان حال از دنیا رفت و بدین ترتیب وی نزدیک¬ترین مردم به پیامبر ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ بود. 

 34. قال رسول الله صلى الله علیه واله لعلیّ: أما ترضى أن تكون منّی بمنزلة هارون من موسى إلاّ أنّه لا نبیّ بعدی و لو كان لكنته (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص176)
پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ به علی ـ علیه السلام ـ فرمود: آیا خشنود نمی شوی كه جایگاه تو نسبت به من مانند جایگاه هارون نسبت به موسی باشد جز آن كه بعد از من پیامبری نیست كه البته اگر بود، آن پیامبر تو بودی. 

چهل حدیث نبوی در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین از منابع اهل سنت

  35. قال رسول الله صلى الله علیه واله: مثلی و مثل علیّ مثل شجرة، أنا أصلها وعلیّ فرعها والحسن والحسین ثمرها، والشیعة ورقها، فهل خرج من الطیّب إلاّ الطیّب؟ (تاریخ دمشق ابن عساكر: ج42 ص384 )
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: مثل من و مثل علی مثل درختی است كه من ریشه (و تنه) آن و علی شاخه آن و حسن و حسین میوه آن و شیعه برگهای آنند. پس آیا از پاكیزه جز پاكیزه به دست می آید؟ 

36. قال رسول الله صلى الله علیه واله: یا علی، أنا مدینة العلم وأنت بابها، ولن تُؤتى المدینة إلا من قبل الباب، وكذب من زعم أنه یحبنی و یبغضك، لأنك منی وأنا منك، لحمك من لحمی، ودمك من دمی، وروحك من روحی، و سریرتك من سریرتی، وعلانیتك من علانیتی، سعد من أطاعك وشقی من عصاك، وربح من تولاك وخسر من عاداك، فاز من لزمك وهلك من فارقك، مثلك ومثل الأئمة من ولدك بعدی مثل سفینة نوح، من ركبها نجا ومن تخلف عنها غرق، ومثلكم كمثل النجوم كلما غاب نجم طلع نجم إلى یوم القیامة. (ینابیع  المودة: ص36)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: ای علی! من شهر علمم و تو درِِ آن هستی و هرگز وارد شهر جز از درِ آن نمی توان شد. دروغ می گوید آن كه گمان می برد من را دوست دارد اما با تو دشمن است. چون تو از منی و من از توام. گوشت تو گوشت من و خون تو خون من است. روح تو از روح من و باطن تو باطن من و آشكار و ظاهر تو ظاهر من است. سعادتمند شد آن كه از تو اطاعت كرد و بدبخت شد آن كه نافرمانی ات كرد. سود برد آن كه ولایت و دوستی تو را پذیرفت و زیان كرد آن كه با تو دشمنی ورزید. آن كس كه همراه تو شد، رستگار شد و آن كس كه از تو جدا شد، هلاك شد. مَثل تو و مَثل امامان از نسل تو بعد از من مثل سفینه نوح است كه هر كس در آن در آمد نجات یافت و هر كس از آن جا ماند، غرق شد. همچنین مَثل شما مثل ستارگان است كه هر ستاره ای غائب شود ستاره ای دیگر طلوع می كند و این تا روز قیامت ادامه دارد.  

 37. وعن أنس بن مالك قال: كنت جالساً مع النبیّ صلى الله علیه واله إذ أقبل علیّ ابن أبی طالب علیه السلام فقال النبیّ صلى الله علیه واله: یا أنس أنا وهذا حجّة الله على خلقه. (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص308) 
انس بن مالك می گوید: من نزد پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ نشسته بودم كه علی بن ابی طالب آمد. پیامبر فرمود: ای انس! من و این (علی) حجت خداوند بر مخلوقاتش هستیم. 

  38. قال رسول الله صلى الله علیه واله: علیّ منّی مثل رأسی من بدنی (مناقب علیّ بن أبی طالب : ص92)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: علی نسبت به من مانند سر من نسبت به بدنم است. 

  39. قال رسول الله صلى الله علیه واله: عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن أبی طالب. (ینابیع المودة: ص105)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: عنوان صحیفه مؤمن دوستی علی ابن ابی طالب است. 

  40. قال رسول الله صلى الله علیه واله: علیّ علیه السلام أقضى أمتی بكتاب الله، فمن أحبنی فلیحبّه، فإن العبد لا ینال ولایتی إلاّ بحبّ علیّ علیه السلام. (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص241)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: علی ـ علیه السلام ـ مسلط ترین و آگاه ترین فرد نسبت به قران است. پس هر كه من را دوست دارد باید او را نیز دوست داشته باشد. همانا هیچ بنده ای به ولایت من دست پیدا نمی كند مگر با دوست داشتن علی. 


طبقه بندی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام، ایام الله،

تاریخ : پنجشنبه 9 مهر 1394 | 10:13 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات

چهل حدیث نبوی در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین از منابع اهل سنت

    9. قال رسول الله صلى الله علیه واله: یا علی! أنت أخی وأنا أخوك، أنا المصطفى للنبوة وأنت المجتبى للإمامة، أنا وأنت أبوا هذه الأمة، وأنت وصیی و وارثی وأبو ولدی، أتباعك أتباعی وأولیاؤك أولیائی وأعداؤك أعدائی، وأنت صاحبی على الحوض، وصاحبی فی المقام المحمود، وصاحب لوائی فی الآخرة، كما أنت صاحب لوائی فی الدنیا، لقد سعد من تولاك وشقی من عاداك، وإن الملائكة لتتقرب إلى الله بمحبتك وولایتك، وإن أهل مودتك فی السماء أكثر من أهل الأرض! یا علی أنت حجة الله على الناس بعدی، قولك قولی، أمرك أمری، نهیك نهیی، وطاعتك طاعتی ومعصیتك معصیتی، وحزبك حزبی حزب الله، ثم قرأ «ومن یتول الله ورسوله والذین آمنوا فإن حزب الله هم الغالبون» (مائدة : 56.)  (ینابیع  المودة : ص146- 147)
رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ فرمود: علی! تو برادر منی و من برادر توام، من برای نبوّت برگزیده شده¬ام و تو برای امامت انتخاب شده ای، من و تو پدران این اُمّت هستیم، ای علی، تو وصی و جانشین، وزیر، وارث و پدر فرزندان منی، شیعه تو شیعه من است و یاران تو یاران منند و دوستدارانت دوستداران منند و دشمنان تو دشمنان منند. ای علی، فردای قیامت، تو در کنار حوض کوثر همراه منی و تو در مقام ستوده همراه منی و تو پرچمدار من در آخرتی همان¬طور که در دنیا پرچمدار من هستی. خوشبخت کسی است که ولایت تو را پذیرفته باشد و بدبخت آن ¬که با تو به دشمنی برخاست، و قطعاً فرشتگان با محبّت و ولایت تو به خداوند ـ عز و جل ـ تقرّب می¬جویند، به خدا سوگند که دوستداران تو در آسمان بیشتر از زمین است. ای علی، تو بعد از  من حجّت خدا بر مردم هستی، سخن تو سخن من و فرمان تو فرمان من است و نهی تو نهی من و اطاعت از تو اطاعت من است، نافرمانی تو نافرمانی من و حزب تو حزب من است و حزب من حزب خداست، سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمودند: «وَ مَن یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُون‏» (مائده : 56)(و هر كس خدا و پیامبر او و كسانى را كه ایمان آورده‏اند ولىّ خود بداند [پیروز است، چرا كه‏] حزب خدا همان پیروزمندانند)

10. حدثنا عمرو ابن میمون، قال: إنی لجالس إلى ابن عباس إذ أتاه تسعة رهط فقالوا: یا أبا عباس إما أن تقوم معنا وإما أن یخلونا هؤلاء، قال: فقال ابن عباس: بل أقوم معكم، قال وهو یومئذ صحیح قبل أن یعمى، قال: فابتدءوا فتحدثوا فلا ندری ما قالوا، قال فجاء ینفض ثوبه ویقول أف وتف وقعوا فی رجل له عشر: وقعوا فی رجل قال له النبی صلى الله علیه واله: لأبعثن رجلا لایخزیه الله أبدا یحب الله ورسوله، قال: فاستشرف لها من استشرف، قال: أین علی؟ قالوا: هو فی الرحل یطحن، قال: وما كان أحدكم لیطحن، قال: فجاء و هو أرمد لایكاد یبصر، قال: فنفث صلى الله علیه واله فی عینیه ثم هز الرایة ثلاثا فأعطاها إیاه فجاء بصفیة بنت حیی. قال: ثم بعث صلى الله علیه واله فلانا بسورة التوبة فبعث علیا خلفه فأخذها منه قال: لایذهب بها إلا رجل منی وأنا منه.  قال و قال صلى الله علیه واله لبنی عمه: أیكم یوالینی فی الدنیا والآخرة، قال: وعلی معه جالس فأبوا، فقال علی: أنا أوالیك فی الدنیا والآخرة، قال صلى الله علیه واله: أنت ولیی فی الدنیا والآخرة، قال فتركه ثم أقبل على رجل منهم فقال أیكم یوالینی فی الدنیا والآخرة، فأبوا، قال فقال علی: أنا أوالیك فی الدنیا والآخرة، فقال صلى الله علیه واله :أنت ولیی فی الدنیا والآخرة. قال: وكان أول من أسلم من الناس بعد خدیجة. قال: وأخذ رسول الله صلى الله علیه واله ثوبه فوضعه على علی و فاطمة و حسن و حسین فقال: إنما یرید الله لیذهب عنكم الرجس أهل البیت ویطهركم تطهیرا (احزاب: 33)  قال: وشرى علی نفسه لبس ثوب النبی صلى الله علیه واله ثم نام مكانه، قال: وكان المشركون یرمون رسول الله فجاء أبو بكر وعلی نائم، قال و أبو بكر یحسب أنه نبی الله، قال فقال: یا نبی الله، قال فقال له علی: إن نبی الله قد انطلق نحو بئر میمون فأدركه، قال فانطلق أبو بكر فدخل معه الغار، قال: وجعل علی یرمى بالحجارة كما كان یرمى نبی الله وهو یتضور قد لف رأسه فی الثوب لا یخرجه حتى أصبح ثم كشف عن رأسه، فقالوا: إنك للئیم كان صاحبك نرمیه فلا یتضور وأنت تتضور و قد استنكرنا ذلك.  قال و خرج بالناس فی غزوة تبوك قال فقال له علی: أخرج معك؟ قال فقال له نبی الله صلى الله علیه واله : لا، فبكى علی، فقال له: أما ترضى أن تكون منی بمنزلة هارون من موسى إلا أنك لست بنبی إنه لا ینبغی أن أذهب إلا وأنت خلیفتی. قال: وقال له رسول الله صلى الله علیه واله: أنت ولیی فی كل مؤمن بعدی. وقال: سدوا أبواب المسجد غیر باب علی، فقال: فیدخل المسجد جنبا وهو طریقه لیس له طریق غیره. قال وقال صلى الله علیه واله: من كنت مولاه فإن مولاه علی. ( مسند احمد: ج1 ص331 )
مسند احمد بن حنبل از عمرو بن میمون روایت كرده است که گفت: من در کنار ابن عباس نشسته بودم که گروهی نُه نفره نزد وی آمده و گفتند: ای ابن عباس، یا با ما بیا و یا اینکه ما را تنها بگذارید. ابن عباس گفت: من با شما خواهم آمد. راوی گوید: و در آن روز وی سالم بود و هنوز نابینا نشده بود. راوی گوید: سپس آن ها با هم به گفتگو پرداختند بی¬آنکه بدانیم باهم چه گفته اند. سپس ابن عباس در حالی آمد که پیراهن خویش را می تکاند و می گفت: اُف و تف بر آنان که به مردی ناسزا می گویند و خرده می گیرند که از ده خصلت برخوردار است. از مردی عیب جویی می کنند که پیامبر ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ در باره وی فرمود: «مردی را روانه میدان جنگ می¬کنم که خداوند هرگز خوارش نخواهد ساخت، خدا و رسول او را دوست می¬دارد.» پس خیلی¬ها امید داشتند خود از این شرافت برخوردار شوند، فرمود: علی کجاست؟ عرض کردند: در آسیاب مشغول آرد درست کردن است. فرمود: آیا در میان شما کسی نبود که آرد درست کند؟ راوی گوید: پس علی که از چشم درد رنج می¬برد و تقریباً چیزی را نمی¬دید، آمد. راوی گوید: پس رسول خدا از آب دهان خود بر چشمان وی مالید، سپس پرچم را سه بار به اهتزاز در آورده، آن را به علی علیه السّلام داد و با همسرش صفیه بازگشت. 
ابن عباس گوید: سپس فلانی (ابوبكر) را با سوره توبه فرستاد تا آن را ابلاغ کند، لیکن علی علیه السّلام را در پی وی فرستاد که آن را از او گرفته و خود مأموریت را انجام دهد و به علی فرمود: «این سوره را کسی جز من یا مردی که او از من باشد و من از او، نباید ابلاغ کند»
گوید: و به عموزادگانش فرمود: کدام یک از شما دوست و همراه من در دنیا و آخرت خواهید بود؟ و در آنجا علی علیه السلام با آن¬ها نشسته بود اما همه از پاسخ دادن امتناع کردند، سپس علی علیه السّلام عرض كرد: من در دنیا و آخرت دوست و همراه شما خواهم بود. اما پیامبر توجهی به وی نفرمود، پس رو به یکی از آن¬ها کرده و فرمود: کدام یک از شما دوست و همراه من در دنیا و آخرت خواهد بود؟ همه امتناع کردند، پس علی علیه السّلام عرض کرد: من در دنیا و آخرت دوست و همراه شما خواهم بود، آن¬گاه پیامبر ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ فرمود: تو دوست و همراه من در دنیا و آخرت هستی.
گوید: و او نخستین کسی از میان مردم بود که بعد از خدیجه اسلام آورد.
گوید: و رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـجامه خود را گرفته و روی علی، فاطمه، حسن و حسین ـ صلوات الله علیهم ـ انداخته، سپس فرمود: «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهیراً» (خدا فقط مى‏خواهد آلودگى را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاك و پاكیزه گرداند.)
گوید: و علی علیه السلام جانِ خود را با خدا معامله کرد، جامه پیامبر را بر تن نمود سپس در جای وی خوابید؛ مشرکان قصد رسول خدا را داشتند. پس در حالی که علی خوابیده بود، ابوبکر آمد در حالی که گمان می¬کرد او پیامبر خداست؛ پس علی علیه السّلام به وی فرمود: پیامبر به طرف چاه میمون رهسپار گشته، خود را به وی برسان؛ پس ابوبکر روانه گشت و با پیامبر وارد غار گردید. و مشرکان شروع کردند به پرتاب سنگ به طرف علی همان طور که به سوی پیامبر پرت می¬کردند و علی نیز بر خود می¬پیچید در حالی که سرخود را تا صبح پنهان کرده بود و آن را بیرون نمی آورد و چون صبح شد سر خود را بیرون آورد، پس مشرکان به وی گفتند: به راستی که تو پستی، دوست تو را سنگ می¬زدیم بر خود نمی پیچید لیکن چون تو بر خود می¬پیچیدی این کار بر ما غریب بود.
گوید: و مردم عازم جنگ تبوک شدند، پس علی علیه السّلام به پیامبر ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ عرض کرد: با شما بیایم؟ پس نبی خدا به وی فرمود: نه، پس علی بگریست. پیامبر به وی فرمود: آیا خوشنود نمی-شوی که نزد من منزلت هارون از موسی را داشته باشی با این تفاوت که تو پیامبر نیستی؟ نمی¬توانم بروم مگر اینکه تو را جانشین خود (بر مدینه) کرده باشم.
گوید: و رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ به وی فرمود: تو پس از من ولیّ هر مرد و زن مؤمنی هستی.
گوید: و درِ خانه¬هایی را که به مسجد باز می¬شدند بست مگر درِ خانه علی علیه السّلام را و علی تنها کسی بود که می¬توانست در حال جنابت از مسجد النبی بگذرد چون راه دیگری جز این راه نداشت.
گوید: و آن حضرت ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ فرمود: «هرکس من مولایش بوده¬ام، بی¬شک علی مولای اوست.»
  11. قال رسول الله صلى الله علیه واله: إنّ وصیّی وخلیفتی وخیر من أترك بعدی ینجز موعدی ویقضی دینی علیّ بن أبی طالب. (شواهد التنزیل حافظ حسكانی: ج1 ص98)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: همانا وصیّ من و جانشین من و بهترین كسی كه بعد از من می ماند، وعده ام را به انجام می رساند و بدهی مرا می پردازد، علی بن ابی طالب است. 
12. قال رسول الله صلى الله علیه واله: ما تریدون من علیّ؟ ما تریدون من علیّ؟ ما تریدون من علیّ؟ ما تریدون من علیّ؟ إن علیاّ منّی وأنا منه و هو ولیّ كل مؤمن بعدی.  (سنن الترمذی: ج5 ص632) 
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: از علی چه می خواهید؟ از علی چه می خواهید؟  از علی چه می خواهید؟ همانا علی از من و من از علی هستم و او ولیّ هر مؤمن بعد از من است. 
  13. عن ابن عباس قال: تصدّق علیّ علیه السلام بخاتمه وهو راكع، فقال النبیّ صلى الله علیه واله للسّائل: من أعطاك هذا الخاتم؟ قال: ذاك الراكع، فأنزل الله: إنما ولیّكم الله ورسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة ویؤتون الزكاة وهم راكعون. (سوره مائده : 55)   (الدر المنثور، للسیوطی: ج2 ص93.)
ابن عباس روایت می كند كه علی علیه السلام در حال ركوع انگشترش را صدقه داد. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ از فقیر پرسید: چه كسی این انگشتر را به تو داد؟ فقیر گفت: این كس كه در ركوع است. در این هنگام خداوند این آیه را نازل كرد: ولىّ شما، تنها خدا و پیامبر اوست و كسانى كه ایمان آورده‏اند: همان كسانى كه نماز برپا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏ دهند.

  14. قال رسول الله صلى الله علیه واله: إن الله قد فرض علیكم طاعتی ونهاكم عن معصیتی، وفرض علیكم طاعة علی بعدی و نهاكم عن معصیته، وهو وصیی ووارثی، وهو منی وأنا منه، حبه إیمان وبغضه كفر، محبه محبی ومبغضه مبغضی، وهو مولى من أنا مولاه، وأنا مولى كل مسلم ومسلمة، وأنا وهو أبوا هذه الأمة. (ینابیع  المودة: ص146)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: خداوند اطاعت از من را بر شما واجب و از نافرمانی من بازداشته است و نیز بر شما اطاعت از علی را بعد از من واجب كرده و از نافرمانی او بازداشته است. علی وصیّ و وارث من است. او از من و من از اویم. دوستی با او ایمان و دشمنی با او كفر است. دوستدار او دوستدار من و نفرت از او نفرت از من است. او مولای هر كسی است كه من مولای او هستم و من مولای هر مرد و زن مسلمانم. من و علی پدران این امت هستیم. 

   15. قال رسول الله صلى الله علیه واله: كنت أنا وعلی نوراً بین یدی الله عزّ وجلّ، یسبّح الله ذلك النور و یقدّسه قبل أن یخلق الله آدم بألف عام، فلمّا خلق الله آدم ركب ذلك النور فی صلبه، فلم یزل فی شیء واحد، حتى افترقنا فی صلب عبد المطلب فَفِیَّ النبوة وفی علیّ الخلافة. (مناقب علیّ بن ابی طالب…، ابن المغازلی شافعی : ص87 ـ 88 )
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: من و علی هزار سال قبل از آفرینش آدم نوری در برابر خدای عزّوجل بودیم و آن نور خدا را تسبیح و تقدیس می کرد. چون خداوند آدم را خلق كرد این نور را در پشت او قرار داد. ما پیوسته یكی بودیم تا اینکه در صلب عبدالمطلّب از هم جدا گشتیم که نبوّت در من و خلافت در علی قرار گرفت.
  16. إن فی علی خصالاً لو كانت واحدة منها فی رجل اكتفى بها فضلاً وشرفاً: قوله صلى الله علیه واله: من كنت مولاه فعلی مولاه، وقوله صلى الله علیه واله: علی منی كهارون من موسى، وقوله صلى الله علیه واله: علی منی وأنا منه، وقوله صلى الله علیه واله: علی منی كنفسی طاعته طاعتی ومعصیته معصیتی، وقوله صلى الله علیه واله: حرب علی حرب الله وسلم علی سلم الله، وقوله صلى الله علیه واله: ولی علی ولی الله وعدو علی عدو الله، وقوله صلى الله علیه واله: علی حجة الله على عباده، وقوله صلى الله علیه واله: حب علی إیمان وبغضه كفر، وقوله صلى الله علیه واله: حزب علی حزب الله وحزب أعدائه حزب الشیطان، وقوله صلى الله علیه واله: علی مع الحق والحق معه لا یفترقان، وقوله صلى الله علیه واله: علی قسیم الجنة والنار، وقوله صلى الله علیه واله: من فارق علیاً فقد فارقنی ومن فارقنی فقد فارق الله، وقوله صلى الله علیه واله: شیعة علی هم الفائزون یوم القیامة. (ینابیع  المودة: ص 65 ب7)
قندوزی حنفی در كتاب خود ینابیع الموده می نویسد: در علی بن ابی طالب ـ علیه السلام ـ ویژگی هایی است كه اگر یكی از آنها در فردی باشد برای فضیلت و شرافت او كافی است. این فضیلتها عبارتند از: این سخن پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ كه: هر كس من مولای او هستم، علی مولای اوست. و این سخن پیامبر: نسبت علی با من مانند نسبت هارون با موسی است. و این سخن پیامبر: علی از من است و من از علی هستم. و این سخن پیامبر: علی مانند نفس من است، اطاعت او اطاعت من و نافرمانی او نافرمانی من است. و این سخن پیامبر: جنگ با علی جنگ با خداست و صلح با علی صلح با خداست. و این سخن پیامبر: دوست علی دوست خدا و دشمن علی دشمن خداست و این سخن پیامبر: علی حجت خداوند بر بندگانش است و این سخن پیامبر: دوستی علی ایمان و دشمنی با او كفر است. و این سخن پیامبر: حزب علی حزب الله و حزب دشمنان علی حزب شیطان است. و این سخن پیامبر: علی با حق است و حق با علی است كه هرگز از هم جدا نمی شوند. و این سخن پیامبر: علی تقسیم كننده بهشت و جهنم است و این سخن پیامبر: آن كس از علی جدا شود از من جدا شده است و هر كس از من جدا شود، از خداوند جدا شده است. و این سخن پیامبر: علی و شیعیانش در قیامت رستگارانند. 

   17. قال رسول الله صلى الله علیه واله: ستكون من بعدی فتنة، فإذا كان ذلك فالزموا علیّ بن أبی طالب، فإنّه أوّل من یرانی وأول من یصافحنی یوم القیامة وهو معی فی السماء الأعلى وهو الفاروق بین الحق والباطل. (تاریخ دمشق لابن عساكر، ج42 ص450)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: پس از من فتنه ای رخ خواهد داد، پس هر گاه چنین شد با علی بن ابی طالب همراه شوید. او اولین كسی است در قیامت مرا می بیند و با من مصافحه می كند. او با من در آسمان اعلی است. او جدا كننده بین حق و باطل است. 

   18. عن أبی ثابت مولى أبی ذر قال: كنت مع علیّ علیه السلام یوم الجمل فلمّا رأیت عائشة واقفة دخلنی بعض ما یدخل الناس، فكشف الله عنّی ذلك عند صلاة الظهر، فقاتلت مع أمیر المؤمنین علیه السلام فلمّا فرغ ذهبت إلى المدینة، فأتیت أمّ سلمة فقلت: إنّی والله ما جئت أسأل طعاماً ولا شراباً ولكنّی مولى لأبی ذر. فقالت: مرحباً، فقصصت علیها قصّتی، فقالت: أین كنت حین طارت القلوب مطائرها؟ قلت: إلى حیث كشف الله ذلك عنّی عند زوال الشمس. قالت: أحسنت، سمعت رسول الله صلى الله علیه واله یقول: علیّ مع القرآن والقرآن مع علی لن یتفرّقا حتى یردا علیّ الحوض (المستدرك على الصحیحین: ج3 ص124)
از ثابت غلام ابوذر روایت شده است كه گفت: با امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ جمل حاضر شدم. چون عایشه را در پیش صف مخالفان دیدم شكى در دل من پیدا شد چنانكه اكثر مردم به آن سبب در شك افتاده بودند. هنگام نماز ظهر حق تعالى پرده شك را از دل من برداشت و در لشكر امیرالمؤمنین مشغول جنگ با مخالفان شدم. بعد از آن به نزد ام سلمه همسر رسول خدا ـ صلى الله علیه و آله ـ آمدم و به او گفتم سوگند به خدا برای خوردنی و نوشیدنی نزد شما نیامده ام. من غلام ابوذر هستم. ام سلمه گفت: خوش آمدی. آن گاه قصه خود را برای او نقل كردم. پس گفت: در وقتى كه مرغ دلها از آشیانه هاى خود پرواز كرده بودند چه کردی؟ گفتم: هنگام زوال خورشید و نماز ظهر خداوند آن حجاب تردید را از دلم برداشت. ام سلمه گفت: کار خوبی كردى. من از رسول خدا شنیدم كه مى‏گفت: على با قرآن است و قرآن با على واین دو از یكدیگر جدا نمى‏شوند تا در حوض كوثر به نزد من آیند.

19. قال رسول الله صلى الله علیه واله فی مرض موته: أیّها الناس یوشك أن أقبض قبضاً سریعاً فینطلق بی وقد قدمت إلیكم القول معذرة إلیكم، ألا إنی مخلّف فیكم كتاب ربّی عزّوجلّ وعترتی أهل بیتی، ثمّ أخذ بید علیّ علیه السلام فرفعها فقال: هذا علیّ مع القرآن والقرآن مع علیّ لایفترقان حتى یردا علیَّ الحوض فاسألهما ما خلفت فیهما. (الصواعق المحرقة، ابن حجر: ص75)
رسول خدا ـ صلى الله علیه و آله ـ در بیماری آخر خود كه به رحلت آن حضرت انجامید، فرمود: ای مردم! به زودی خداوند روح مرا خواهد گرفت و از میان شما خواهم رفت. این سخن را برای اتمام عذر و حجت با شما در میان نهادم. بدانید که من پس از خود، کتاب خدا و عترت و اهل بیتم را به جا می گذارم. سپس دست علی را گرفت و بالا برد و فرمود: علی با قرآن است و قرآن با علی. این دو از یکدیگر جدا نمی شوند تا در قیامت در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. من از این دو (قرآن و علی) درباره برخوردی که با آنها شده است خواهم پرسید.

    20. قال رسول الله صلى الله علیه واله لعلیّ علیه السلام: جعلتك علماً فیما بینی وبین أمتی، فمن لم یتبعك فقد كفر. (تاریخ دمشق ابن عساكر، ج42 ص388)
رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ خطاب به علی علیه السلام فرمود: من تو را پرچم (هدایت) بین خود و امتم قرار دادم، پس هر كس از تو پیروی نكند، كافر شده است. 



طبقه بندی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام، ایام الله،

تاریخ : پنجشنبه 9 مهر 1394 | 10:11 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات

منابع حدیثی اهل سنت مملو از روایاتی است که فضائل امیرالمؤمنین و اهل بیت علیهم السلام را بیان کرده اند. آنچه در زیر از نظر می گذرانید چهل حدیث برگزیده نبوی از این منابع در باره فضائل امیرالمؤمنین علی علیه السلام است که به مناسبت عید سعید غدیر برای خوانندگان محترم نقل می کنیم: 

 1. قال رسول الله صلی الله علیه و آله: علیّ باب علمی ومبین لأمتی ما أرسلت به من بعدی، حبّه إیمان وبغضه نفاق.  (اللئالی سیوطی : ج1 ص173)
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: على ـ علیه السلام ـ دروازه دانش من است و پس از من پیام هاى مرا براى امّتم تبیین مى كند. دوستی با او ایمان و دشمنی با او نفاق است. 

 2. قال رسول الله صلی الله علیه و آله: أقدم أُمتی سلماً و أكثرهم علماً و أصحهم دیناً و أفضلهم یقیناً وأكملهم حلماً وأسمحهم كفاً وأشجعهم قلباً علی، وهو الإمام على أُمتی.  (ینابیع المودة قندوزی حنفی : ص76)
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: علی ـ علیه السلام ـ پیشتازترین در مسلمان شدن و پربهره ترین در علم و خالص ترین در دین و برترین در یقین و كاملترین در بردباری و بخشنده ترین و پردل ترین امت من است و او امام و پیشوای امت (پس از من) است.  

   3. عن أبی أیوب الأنصاری قال: إن فاطمة أتت فی مرض أبیها . و بكت، فقال رسول الله صلى الله علیه واله: یا فاطمة! إن لكرامة الله إیاك، زوّجتك من هو أقدمهم سلماً وأكثرهم علماً وأعظمهم حلماً، إن الله عز وجل اطلع إلى أهل الأرض اطلاعة، فاختارنی منهم فبعثنی نبیاً مرسلاً، ثم اطلع اطلاعة فاختار منهم بعلك، فأوحى إلیّ أن أزوجه إیاك وأتخذه وصیاً. (ینابیع المودة : ص93)
ابو ایوب انصاری روایت می كند كه فاطمه ـ سلام الله علیها ـ در بیماری پدرش رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ به عیادت ایشان آمد و گریست. پیامبر به فاطمه فرمود: به خاطر كرامتی كه خداوند برای تو قائل شده است، من كسی را كه پیشتازترین امت در اسلام آوردن و فزون ترین آنها در علم و بلند مرتبه ترین آنها در حلم است (یعنی علی علیه السلام) به ازدواج تو در آوردم. خداوند ـ عز و جل ـ به اهل زمین نظر افكند و از میان آنها من را به عنوان پیامبر مرسل بر انگیخت. بار دیگر نظر اقكند و شوهر تو را برگزید و به من وحی كرد كه او را به ازدواج تو در آورم و نیز به عنوان جانشین خویش برگزینم. 

   4. عن جابر بن عبد الله قال: كنا عند النبی صلى الله علیه واله، فأقبل علیّ فقال رسول الله: قد أتاكم أخی، ثم التفت إلى الكعبة فمسها بیده ثم قال: والذی نفسی بیده إن هذا و شیعته هم الفائزون یوم القیامة، ثم قال: إنه أولكم إیماناً معی و أوفاكم بعهد الله و أقومكم بأمر الله و أعدلكم بالرعیة و أقسمكم بالسویة وأعظمكم عند الله مزیة، قال فنزلت: إن الذین آمنوا وعملوا الصالحات أُولئك هم خیر البریة (بیّنة:7) قال: فكان الصحابة إذا اقبل علیّ قالوا: قد جاء خیر البریة. (ینابیع المودة : ص74)
جابر بن عبدالله انصاری روایت می كند: نزد رسول خدا  ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ نشسته بودیم که علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ آمد. رسول خدا فرمود: برادرم نزد شما آمده، سپس رو به کعبه نموده و آن را با دست خود لمس كرد و فرمود: به پروردگار این خانه سوگند که علی و شیعیان او در روز قیامت رستگار هستند. سپس فرمود: او پیش از همه شما همراه من به خدا ایمان آورده و با وفاترین شما در عمل به پیمان خدا و استوارترین شما برای اجرای حکم خدا و عادل¬ترین شما در میان مردم و منصف¬ترین شما در رعایت مساوات و بزرگترین شما نزد خدا به جهت مرتبت و منزلت است. جابر گوید: آن گاه این آیه نازل شد: «إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئكَ هُمْ خَیرُْ الْبرَِیَّه»(آنان كه ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، بهترین آفریدگانند) 
جابر گوید: هرگاه امیرالمؤمنین علیه السّلام بر جمع صحابه وارد می شد، می گفتند: خیر البریه آمد.

چهل حدیث نبوی در مناقب و فضائل امیرالمؤمنین از منابع اهل سنت

 5. قال رسول الله صلی الله علیه و آله: إن الله تبارك وتعالى اصطفانی واختارنی وجعلنی رسولاً وأنزل علیّ سید الكتب، فقلت: إلهی، وسیدی! إنك أرسلت موسى إلى فرعون فسألك أن تجعل معه أخاه هارون وزیراً، یشد به عضده و یصدق به قوله، و إنی أسألك یا سیدی و إلهی، أن تجعل لی من أهلی وزیراً تشد به عضدی، فاجعل لی علیاً وزیراً وأخاً، واجعل الشجاعة فی قلبه وألبسه الهیبة على عدوه، وهو أول من آمن بی و صدقنی، وأول من وحد الله معی، و إنی سألت ذلك ربی عزوجل فأعطانیه، فهو سید الأوصیاء، اللحوق به سعادة و الموت فی طاعته شهادة، و اسمه فی التوراة مقرون إلى اسمی، و زوجته الصدیقة الكبرى ابنتی، و ابناه سیدا شباب أهل الجنة ابنای، وهو وهما و الأئمة من بعدهم حجج الله على خلقه بعد النبیین، و هم أبواب العلم فی أُمتی من تبعهم نجا من النار، و من اقتدى بهم هدی إلى صراط مستقیم، لم یهب الله محبتهم لعبد إلا أدخله الله الجنة. (ینابیع المودة: ص74 )
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: همانا خدای تبارک و تعالی مرا برگزید و اختیار نمود و رسول گردانید و سیّد کتاب ها را بر من نازل فرمود، پس عرض کردم: ای خدا و سیّد و معبود من، تو موسی را به سوی فرعون فرستادی و او از تو درخواست نمود که برادرش هارون را با او همراه کنی تا وزیرش باشد و بازویش را بدو قوی گردانی و سخن او را به وی تصدیق کنی، من نیز ای خدا و سرورم از تو می خواهم از خاندانم وزیری برای من قرار دهی که بازوی مرا بدو قوی گردانی! پس علی را وزیر و برادر من قرار ده و شجاعت را در دل وی افکن و در برابر دشمنش با هیبت گردان و او نخستین کسی است که به من ایمان آورده تصدیقم نمود و اولین کسی است که به همراه من خدا را به یکتایی می پرستید.
 من او را از پروردگارم عزّوجل در خواست نمودم و او وی را به من عطا فرمود. او سیّد اوصیاست و همراهی با او سعادت، و مرگ در راه فرمانبرداریش شهادت است و در تورات نامش مقرون نام من است و همسرش صدّیقه کبری دخت من است و دو پسرش دو سرور جوانان اهل بهشت پسران منند، او و آن ها و امامان بعد از ایشان حجّت های خدا بر خلق او پس از پیامبرانند و آن¬ها دروازه¬های علم در اُمّت منند، هرکس دنباله رو آن ها باشد از آتش نجات می یابد و آن که به ایشان اقتدا کند، به سوی صراط مستقیم رهنمون گردد، و خدای عزّوجل مهر آن ها را در دل بنده ای نیندازد مگر اینکه او را وارد بهشت کند.

 6. قال رسول الله صلی الله علیه و آله لعلی: أنت أول من آمن بی وأنت أول من یصافحنی یوم القیامة وأنت الصدیق الأكبر وأنت الفاروق الذی یفرق بین الحق والباطل وأنت یعسوب المسلمین والمال یعسوب الكفار.  (ینابیع  المودة: ص73)
پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ خطاب به امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ فرمود: تو اولین كسی بودی كه به من ایمان آوردی و اولین كسی هستی كه در روز قیامت با من مصافحه خواهی كرد. تو صدّیق اكبر و فاروقی هستی كه حق را از باطل جدا می كنی. تو پیشوای مؤمنان و مال پیشوای كافران است.  

 7. قال رسول الله صلی الله علیه و آله: یا علی! أنت صاحب حوضی وصاحب لوائی، وحبیب قلبی ووصیی ووارث علمی، وأنت مستودع مواریث الأنبیاء من قبلی، وأنت أمین الله على أرضه، وحجة الله على بریته، وأنت ركن الإیمان وعمود الإسلام، وأنت مصباح الدجى ومنار الهدى، والعلم المرفوع لأهل الدنیا. یا علی! من اتّبعك نجا ومن تخلف عنك هلك، وأنت الطریق الواضح والصراط المستقیم، وأنت قائد الغر المحجلین ویعسوب المؤمنین، وأنت مولى من أنا مولاه، وأنا مولى كل مؤمن ومؤمنة، لایحبك إلاّ طاهر الولادة، ولا یبغضك إلاّ خبیث الولادة، وما عرجنی ربی عزوجل إلى السماء وكلمنی ربی إلاّ قال: یا محمد اقرأ علیاً منی السلام، وعرِّفه أنه إمام أولیائی، ونور أهل طاعتی، وهنیئاً لك هذه الكرامة. (ینابیع  المودة: ص158)
رسول خدا ـ صَلی الله علیهِ و آله ـ به علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ فرمود: یا علی، تو صاحب حوض و پرچمدار منی و محبوب دل و وصیّ و وارث علم منی، و تو خزانه میراث پیامبران از سوی من و امین خدا بر روی زمین وی هستی و حجّت خدا بر خلق اویی و تو رکن ایمان و ستون (خیمه) اسلام و چراغ شب دیجور و مناره هدایتی و تویی آن پرچم برافراشته برای اهل دنیا؛ هر که از تو پیروی کرد نجات یافت و آن که از تو باز ماند هلاک گشت، و تو آن راه روشن و صراط مستقیمی، و تو جلودار رو سپیدان و بزرگ مؤمنانی، و تو مولای هرکسی هستی که من مولای اویم و من مولای هر مرد و زن مؤمنم، جز پاکیزه زاد تو را دوست نمی¬دارد و جز پلید زاد از تو نفرت ندارد، و هرگز پروردگارم مرا به آسمان نبُرد و با من سخن نگفت مگر اینکه به من فرمود: ای محمّد، سلام مرا به علی برسان و آگاهش کن که او پیشوای اولیای من و نور اهل طاعت من است، پس ای علی، این کرامت بر تو گوارا باد !

    8.  قال رسول الله صلى الله علیه واله: نزل جبرائیل صبیحة یوم فرحاً مستبشراً وقال: قرت عینی بما أكرم الله أخاك ووصیك وإمام أُمتك علیّ بن أبی طالب! قلت: وبما أكرم الله أخی؟ قال: باهى الله سبحانه بعبادته البارحة ملائكته وحملة عرشه وقال: یا ملائكتی! انظروا إلى حجتی فی أرضی كیف عفر خده فی التراب تواضعاً لعظمتی، أُشهدكم أنه إمام خلقی ومولى بریتی. (ینابیع  المودة: ص92)
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: یك روز صبح جبرئیل نزد من فرود آمد و گفت: به آنچه خداوند در حقّ برادر و وصیّ تو و امام امّتت علی بن ابیطالب اکرام فرمود چشمانم روشن شد. گفتم: پروردگار، برادرم را به چه چیز اکرام بخشید؟ گفت: با عبادتی که دیشب انجام داد بر فرشتگان و حاملان عرشش، مباهات و افتخار کرد. و فرمود: ای فرشتگانم! به حجّت من (پس از پیامبرم) در زمین بنگرید که چگونه صورتش را برای اظهار فروتنی در مقابل عظمتم به خاک مالید. شما را گواه می¬گیرم که او امام مخلوقاتم و مولای آفریدگانم است. 



طبقه بندی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام، ایام الله،

تاریخ : پنجشنبه 9 مهر 1394 | 10:09 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات
سید احمد پلارک و ماجرای مرقد معطــر وی
شهید سید احمد پلارک در یکی از پایگاه های زمان جنگ ،کار میکرد  و همیشه مشغول نظافت سرویس بهداشتی آن پایگاه بود . در یک حمله هوایی هنگامی که او در حال نظافت بود  ، موشکی به آنجا برخورد میکند و این شهید زیر آوار مدفون میشود .
بعد از بمباران ، هنگامی که امداد گران در حال جمع آوری زخمی ها و شهیدان بودند ، متوجه میشوند که بوی شدید گلاب از زیر آوار می آید .
وقتی آوار را کنار میزنند با پیکر پاک این شهید روبرو میشوند که غرق در بوی گلاب است .

مادرش میگفت :پسرم از ۱۳ سالگی تا به هنگام شهادت وقتی ۲۳ سالش بود؛ نماز شبش ترک نشد.  شبهای بسیاری سر بر سجده عبادت با خدای خود نجوا می کرد و اشک می ریخت…

 

نوشته ای وصیت گون از شهید سید احمد پلارک :

بسم ا… الرحمن الرحیم

سـتایش خدای را که ما را به دین خود هدایت نـمود و اگر مـا را هـــدایت نمی کردما هـدایت نمی شــدیم السلام علیک یا ثارا… ای چراغ هدایت و کشتی نجات ، ای رهبر آزادگان ، ای آموزگار شهادت بر حران ای که زنـــده کردی اسلام را با خونت و با خون انــصار و اصــحاب باوفایت ای که اسلام را تا ابــــد پایدار و بیمـه کردید .

یا حسین(ع) دخیلم! آقا جانم وقتی که ما به جبهه می رویم به این نیت می رویم که انتقام آن سیلی که آن نامردان برروی مادر شیعیان زده برای انتقام آن بازوی ورم کرده و گرفتن انتقام آن سینه ســــوراخ شده می رویم . سخت است شنیدن این مصیبتها خدایا به ما نیرویی و توانی عنایت کـن تا بتوانیم بـرای یـاری دینت بکار ببندیم . خدایا به ما توفیق اطاعت و فــرمانبرداری به این رهبر و انقـــلاب عنایت بفرما . خـــــدایا توفیق شناخت خودت آنطور که شـــــهداء شناختند به ما عطا فرما و شهداء را از ما راضـی بفرمــا و ما را به آنها ملحق بفرما .خدایا عملی ندارم که بخواهم به آن ببالم ، جز معصیت چیزی ندارم و الله اگر تو کمک نمی کردی و تو یاریم نمی کردی به اینجا نمی آمدم و اگر تو ستــارالعــیوبی را بر می داشــتی میدانم کـه هیچ کدام از مردم پیش من نمی آمدند ، هیچ بلکه از من فرار می کردند حتی پدر و مادرم . خدایا به رمت و مهربانیت ببخش آن گناهانیکه مانع از رسیدن بنده به تو می شود . الهی عفو…
بر روی قبرم فقط و فقط بنویسید :

( امام دوستت دارم و التماس دعا دارم ) که میدانم بر سر قبرم می آید .
ظهر عاشورا ۲۴/۶/۱۳۶۵
سید احمد پلارک

درباره‌ی شهید «منوچهر پلارک»، مطالب بسیاری در فضای مجازی درج شده که گاهی ضد و نقیض است. در اینجا به طور خلاصه به برخی از مطالبی که راجع‌به این شهید بزرگوار ذکر شده است، اشاره می‌شود تا خوانندگان محترم، خود درباره‌ی آسیب‌هایی که پیش‌تر گفته شد، قضاوت کنند:

شهید سیداحمد پلارک در یکی از پایگاه‌های زمان جنگ، به عنوان یک سرباز معمولی کار می‌کرد. او همیشه مشغول نظافت توالت‌های آن پایگاه بوده و همیشه بوی بدی بدن او را فرا می‌گرفت. تا اینکه در یک حمله هوایی هنگامی که او در حال نظافت بوده، موشکی به آنجا برخورد می‌کند و او شهید و در زیر آوار مدفون می‌شود. بعد از بمب‌باران، هنگامی که امدادگران در حال جمع‌آوری زخمی‌ها و شهیدان بودند، متوجه می‌شوند که بوی شدید گلاب از زیر آوار می‌آید. وقتی آوار را کنار می‌زنند با پیکر پاک این شهید روبه‌رو می‌شوند که غرق در بوی گلاب بود. هنگامی که پیکر آن شهید را در بهشت زهرای تهران در قطعه ۲۶ به خاک می‌سپارند، همیشه بوی گلاب تا چند متر اطراف مزار این شهید احساس می‌شود و نیز سنگ قبر این شهید همیشه نمناک می‌باشد.

توضیح: ۱- ایشان حداقل از طرف پدر جزء سادات نبودند. ۲- نام اصلی وی منوچهر بوده است. ۳- ایشان سرباز نبوده، بلکه به‌عنوان بسیجی در جنگ حضور داشته است. ۴- بسیجی عادی نبودند، بلکه گویا مسئول دسته بودند. ۵- بعید نیست که ایشان یک موقعی از سر شکسته نفسی و ایثار و خودسازی به نظافت مکان‌های عمومی پرداخته باشند، اما این‌گونه نبوده که «همیشه مشغول نظافت» بوده باشند. ۶- اصل داستان شهادت ایشان کلاً جعلی است و بدین صورت نبوده است.

***

ـ سنگ قبر شهید پلارک رو با یه چفیه خشک کنید. از این طرف که با چفیه خشک می‌کنید از اون طرف سنگ خیس می‌شه و گلاب ازش میاد بیرون.

شش‌سالگی پدر را از دست داد و چون تک‌پسر خانواده بود، علاوه بر تحصیل، بار مسئولیت خانواده نیز بر عهده او افتاد و تن به کار داد و توانست خواهرانش را در ازدواج یاری دهد.

توضیح: پدر منوچهر یک سال قبل از شهادت او رحلت کرده بود.

***

ـ یک روز چند کارشناس به همراه پدر و مادر شهید پلارک به سازمان آمدند تا تحقیق کنند در رابطه با چگونگی غسل دادن شهید پلارک و اینکه چه کسی او را شسته و قبر را بازدید کنند و در مورد این موضوع اطلاعات جمع‌آوری کنند. در روز غسل و کفن و دفن شهید پلارک عکسی از او مانده بود. آن زمانی که من چهره او را باز کرده بودم تا به مادر و پدر شهید نشان بدهم، تصویر مرا گرفته بودند و براساس آن عکس آمدند سراغ من و در مورد چگونگی شستن شهید پلارک از من سؤال کردند. من تمام آنچه دیده بودم و حس کرده بودم را برای آنها گفتم.

توضیح: همان‌طور که گفتیم، پدر شهید پلارک، یک‌سال قبل از شهادت او از دنیا رفته بود. بنابراین مطلبی که در این خاطره ذکر شده است، غلط است.

***

ـ سیداحمد یه مادر داره که هنوزم زنده است. خدا حفظش کند. خیلی مؤمنه و اهل دله. معروف بود که تو قنوت نماز از لباش آبی می‌ریخت که معطر بود.

توضیح: بر فرض صحت ادعاهایی این چنین، نمی‌توان مجوزی برای نشر آنها کسب کرد؛ چه اینکه گفته‌اند: آنکه را اسرار حق آموختند/ مُهر کردند و دهانش دوختند.

همه‌ی علمای تشیع و تمامی آن‌هایی که صاحب کرامات فراوانی بودند، هیچ‌گاه اجازه‌ی نشر به کسی که احیانا اطلاعی از کرامت‌شان پیدا می‌کرد، نمی‌دادند.

***

ـ این شهید بزرگوار همواره در مراسم اعیاد و مناسبت‌های اهل‌بیت(ع) کار و کوشش فراوان می‌کرد. هنگامی که از او سؤال می‌شد که نیت و هدفت چیست؟ همواره می‌گفت که آروز دارم که حضرت زهرا(س) مرا به فرزندی قبول کند.

یکی از آشنایان خواب شهید پلارک رو دیده بود. می‌گفت ازش تقاضای شفاعت کرده. شهید پلارک بهش گفته: من نمی‌تونم شما رو شفاعت کنم. تنها وقتی می‌تونم شفیع شما باشم که نماز بخونید و بهش توجه داشته باشید. همچنین زبانتون رو نگه دارید. در غیر این صورت هیچ کاری از دست من برنمی‌آید.

توضیح: حال چه کسی در کجا از ایشان چنین سؤال کلی را پرسیده مشخص نیست. حتی منبعی برای این خاطره ذکر نشده است تا صحت و سقم آن را جویا شد.

***

ـ مرحوم آیت‌الله العظمی بهجت درباره این شهید بزرگوار چنین فرموده‌اند: «یکی از نهرهای بهشت از زیر قبر مطهرشان رد می‌شود. تشریف ببرید زیارت کنید، آنگاه مطمئن باشید با خلوص بیشتری پروردگار بلندمرتبه را عبادت می‌کنید».



تاریخ : یکشنبه 5 مهر 1394 | 09:55 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات


تاریخ : شنبه 4 مهر 1394 | 10:04 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات



طبقه بندی: ایام الله،

تاریخ : پنجشنبه 2 مهر 1394 | 07:45 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات
 امیرالمومنین امام علی علیه‌السلام فرمودند:
پنج موقع را برای دعا و حاجت خواستن غنیمت شمارید: موقع تلاوت قرآن، موقع اذان، موقع بارشباران، موقع جنگ و جهاد  فی سبیل اللّه ، موقع ناراحتی و آه كشیدن مظلوم. در چنین موقعیت‌ها مانعی برای استجابت دعا نیست.


متن حدیث: 

قالَ الاْمامُ علی عَلَیْهِ السلام:
إغْتَنِمُوا الدُّعاءَ عِنْدَ خَمْسَةِ مَواطِنَ: عِنْدَ قِرائَةِ الْقُرْآنِ، وَ عِنْدَ الاْذانِ، وَ عِنْدَ نُزُولِ الْغَیْثِ، وَ عِنْدَ الْتِقاءِ الصَفَّیْنِ لِلشَّهادَةِ، وَ عِنْدَ دَعْوَةِ الْمَظْلُومِ، فَاِنَّهُ لَیْسَ لَها حِجابٌ دوُنَ الْعَرْشِ.




«بحارالأنوار، جلد 90، صفحه 343- امالی صدوق، ص97»



طبقه بندی: اهل بیت علیهم السلام، احادیث و روایات معصومین علیهم السلام،

تاریخ : سه شنبه 31 شهریور 1394 | 01:19 ب.ظ | نویسنده : یدالله محمودی | نظرات
.: Weblog Themes By salehon:.

تعداد کل صفحات : 35 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...