تبلیغات
چلچراغ هدایت
آخرین مطالب
04:21 ق.ظ
286
لاله های به خون خفته همیشه جاوید روستای زاویه سنگ(زادگاهمان)



12:00 ق.ظ
724
حدیث روز
امیرالمومنین امام علی علیه‌السلام فرمودند: 
 آن کس که نهان خود را اصلاح کند خداوند آشکار او را نیکو گرداند.
و آن کس که به کار دینش پردازد، خداوند کارهاى دنیاى او را  درست می‌کند.
و آن که میان خود و خدا را اصلاح سازد خدا میان او و مردمان را نیکو دارد.

متن حدیث: 

من اصلح سریرته اصلح الله علانیته،و من عمل لدینه کفاه الله امر دنیاه و من احسن فیما بینه و بین الله کفاه الله ما بینه و بین الناس.


 

«قصار، 159 - کافی، ج8 ص30»



11:08 ب.ظ
723
حدیث روز
امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: خداى تبارك و تعالى رسول خدا صلى الله علیه و آله را به مكارم اخلاق مخصوص گردانید. پس شما نیز خود را بیازمایید، اگر این صفت ها در شما بود خداى عزوجل را سپاس گویید و از او این مكارم را بیشتر بخواهید. ـ سپس آن ده خصلت را برشمردند ـ : یقین، قناعت، صبر، شكر، بردبارى، خوش اخلاقى، سخاوت، غیرت، شجاعت و جوانمردى.

متن حدیث: 

إنّ اللّه تَبارَكَ وَتَعالى خَصَّ رَسولَ اللّه صلى الله علیه و آله بِمَكارِمِ الأخلاقِ ، فَامتَحِنوا أنفُسَكُم فَإن كانَت فیكُم فَاحمَدوا اللّه عَزَّوَجَلَّ وَارغَبوا إلَیهِ فى الزِّیادَةِ مِنها ـ فَذَكَرَها عَشرَةً ـ: الیَقینُ، والقَناعَةُ، والصَّبرُ، والشُّكرُ، و الحِلمُ، و حُسنُ الخُلقِ، والسَّخاءُ، والغَیرَةُ، والشَّجاعَةُ، والمُروءَةُ؛


«امالی صدوق،صفحه 184»




طبقه بندی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام،
11:06 ق.ظ
722
حدیث روز
امیرالمومنین امام علی علیه‌السلام: مرگ بهتر از تن به ذلت دادن و به اندک ساختن بهتر از دست نیاز به سوی مردم داشتن است.
اگر به انسان نشسته در جای خویش چیزی ندهند، با حرکت و تلاش نیز نخواهند نداد، روزگار دو روز است، روزی به سود تو، و روزی به زیان تو است، پس آنگاه که به سود تو است به خوش گذرانی و سرکشی رو نیاور، و انگاه که به زیان تو است شکیبا باش.

متن حدیث:

اَلْمَنِیَّةُ وَ لاَ اَلدَّنِیَّةُ وَ اَلتَّقَلُّلُ وَ لاَ اَلتَّوَسُّلُ وَ مَنْ لَمْ یُعْطَ قَاعِداً لَمْ یُعْطَ قَائِماً وَ اَلدَّهْرُ یَوْمَانِ یَوْمٌ لَكَ وَ یَوْمٌ عَلَیْكَ فَإِذَا كَانَ لَكَ فَلاَ تَبْطَرْ وَ إِذَا كَانَ عَلَیْكَ فَاصْبِرْ



«نهج البلاغه، حکمت 396»



طبقه بندی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام،
06:46 ب.ظ
721
وفات حضرت معصومه(س) تسلیت باد.

وفات حضرت فاطمه معصومه(س),زندگینامه حضرت فاطمه معصومه (س),زندگی نامه حضرت معصومه (س)

 وفات حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)
فاطمه معصومه (س) كیست ؟
نام شریف آن بزرگوار فاطمه و القاب ایشان " معصومه" ، " كریمه اهل بیت" ، " ستّی" ، و " فاطمه كبری" است.پدرش حضرت موسی بن جعفر (ع) و مادرش نجمه خاتون مادر حضرت رضا (ع) است.(1)


از ولادت تا هجرت حضرت معصومه :
آن حضرت اوّل ذی القعده سال 173هـ . ق در مدینه منوّره به دنیا آمد. و در سنّ28 سالگی در روز دهم(2)یا دوازدهم (3)ربیع الثانی سال 201هـ . ق در شهر قم از دنیا رفت.


سفر مقدّس به شهر مقدّس :
در سال 201 هـ . ق ، یك سال پس از سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به شهر " مرو" حضرت فاطمه معصومه (س) همراه عدّه ای از برادران خود برای دیدار برادر و تجدید عهد با امام زمان خویش راهی دیار غربت شد. در طول راه به شهر ساوه رسیدند، ولی در آنجا عده ای از مخالفین اهل بیت با مأموران حكومتی همراهی نموده و با همراهان حضرت به نبرد و جنگ پرداختند كه عدّه ای از همراهان حضرت در این حادثه غم انگیز به شهادت رسیدند.(4)حضرت در حالی كه از غم و حزن بسیار مریضه بود با احساس نا امنی در شهر ساوه فرمود: مرا به شهر قم ببرید ، زیرا از پدرم شنیدم كه فرمود:" شهر قم مركز شیعیان ما می باشد" ؛ (5)سپس حضرت به طرف قم حركت نمود.

 

بزرگان قم وقتی از این خبر مسرّت بخش مطّلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند و در حالی كه " موسی بن الخزرج " بزرگ خاندان " اشعری" زمام شتر آن مكرّمه را به دوش می كشید ؛ ایشان در میان شور و احساسات مردم قم وارد آن شهر مقدّس شد و در منزل شخصی " موسی بن خزرج " اجلال نزول فرمود. آن بزرگوار هفده روز در شهر ولایت و امامت به سر برد و در این مدّت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود و واپسین روزهای عمر پر بركت خویش را با خضوع و خشوع در برابر ذات پاك الهی به پایان رساند.


غروب مهتاب در شهر ستارگان :
سرانجام آن همه شوق و شور و شعف ، از اجلال نزول كوكب ولایت و توفیق زیارت بانویی از تبار فاطمه اطهر ، با افول نجمه آسمان عصمت و طهارت ، مبدّل به دنیایی از حزن و اندوه شد ، و این غروب غم انگیز عاشقان امامت و ولایت را در سوك و عزا نشاند. در رابطه با علّت مریضی نابهنگام حضرت و مرگ زود رس آن بزرگوار گفته شده است كه زنی در شهر ساوه ایشان را مسموم نمود كه این مطلب با توجه به درگیری دشمنان اهل بیت با همراهان حضرت و شهادت عده ای از آنها "‌در ساوه" و جوّ نامساعد آن شهر و حركت نابهنگام آن بزرگوار در حال مریضی به سوی شهر قم ، مطلبی قابل قبول می تواند با شد.

 

آری آن حضرت كه می رفت زینب وار با سفر پر بركتش سند گویایی بر حقانیت امامت رهبران راستین و افشاگر چهره نفاق و تزویر مأمونی باشد، و همانند قهرمان كربلا پیام آور خون سرخ برادری باشد كه این بار مزّورانه به قتلگاه (بنی عباس ) برده می شد ، ناگاه تقدیر الهی بر این شد كه مرقد آن بزرگ حامی خط ولایت و امامت برای همیشه تاریخ ، فریادگر مبارزه با ظلم و بی عدالتی ستم پیشگان دوران و الهام بخش پیروان راستین تشیّع علوی در طول قرون و اعصار باشد.


مراسم دفن :
بعد از وفات شفیعه روز جزا ، آن حضرت را غسل داده و كفن نمودند ، سپس به سوی قبرستان " بابلان" تشییع كردند ولی به هنگام دفن آن بزرگوار " به خاطر نبودن محرم " آل سعد" دچار مشكل شدند و سرانجام تصمیم گرفتند كه پیرمردی به نام" قادر" این كار را انجام دهد. ولی قادر و حتّی بزرگان و صلحا ، شیعه قم هم ، لایق نبودند عهده دار این امر مهم شوند ؛‌چرا كه معصومه اهل بیت را باید امام معصوم به خاك سپارد. مردم منتظر آمدن " آن پیرمرد صالح " بودند ، كه ناگهان دو سواره را دیدند كه از جانب ریگزار به سوی آنان می آیند و قتی نزدیك جنازه رسیدند ، پیاده شده و بر جنازه نماز خواندند و جسم پاك ریحانه رسول خدا را در داخل سردابی " كه از قبل آماده شده بود " دفن كردند و بدون اینكه با كسی تكلّمی نمایند ، سوار شده و رفتند ، و كسی هم آنها را نشناخت (6).

 

به قول یكی از بزرگان هیچ بعید نیست كه این دو بزرگوار ، امامان معصومی باشند كه برای این امر مهم ّ به قم آمدند.(7) پس از پایان رسیدن مراسم دفن ، موسی بن الخزرج سایبانی از حصیر و بوریا بر قبر شریف آن بزرگوار برافراشت و این سایبان برقرار بود تا زمانی كه حضرت زینب دختر امام جواد (ع) وارد قم شد و قبّه ای آجری بر آن مرقد مطهّر بنا كرد.(8) و بدین سان تربت پاك آن بانوی بزرگ اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبیت (ع) و دارالشّفای دلسوختگان عا شق ولایت و امامت شد.

 

------------------------------------
پی نوشتها:
(1) دلائل الامامه , ص 309 .
(2) وسیله المعصومیّه , ص 65 به نقل از نزههالابرار.
(3) مستدرك سفینه البحار , ج 8 , ص 257.
(4) زندگانی حضرت معصومه , مهدی منصوری , ص 14 ( به نقل از ریاض الانساب , تألیف ملك الكتّاب شیرازی).
(5)دریای سخن , سقازاده تبریزی , نقل از ودیعه آل محمّد , محمد صادق انصاری , ص 12.
(6) تاریخ قدیم قم , ص 214.
(7) آیه الله فاضل لنكرانی " دام ظله".

(8) سفینه البحار , ج 2 , ص 376 .

منبع: بیتوته




08:11 ق.ظ
719
حدیث روز
امام حسن عسکری علیه‌السلام فرمودند: شما را به تقواى الهى و پارسایى در دینتان و تلاش براى خدا و راستگویى و امانتدارى درباره كسى كه شما را امین دانسته ـ نیكوكار باشد یا بدكار ـ و طول سجود و حُسنِ همسایگى سفارش مى‌كنم.
محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم)براى همین آمده است. 

در میان جماعت هاى آنان نماز بخوانید و بر سر جنازه آنها حاضر شوید و مریضانشان را عیادت كنید. و حقوقشان را ادا نمایید، زیرا هر یك از شما چون در دینش پارسا و در سخنش راستگو و امانتدار و خوش اخلاق با مردم باشد، گفته مى‌شود: این یك شیعه است، و این كارهاست كه مرا خوشحال مى‌سازد. 
تقواى الهى داشته باشید، مایه زینت باشید نه زشتى، تمام دوستى خود را به سوى ما بكشانید و همه زشتى را از ما بگردانید.

زیرا هر خوبى كه درباره ما گفته شود ما اهل آنیم و هر بدى درباره ما گفته شود ما از آن به دوریم. 

در كتاب خدا براى ما حقّى و قرابتى از پیامبر خداست و خداوند ما را پاك شمرده، احدى جز ما مدّعى این مقام نیست، مگر آن كه دروغ مى‌گوید.

زیاد به یاد خدا باشید و زیاد یاد مرگ كنید و زیاد قرآن را تلاوت نمایید و زیاد بر پیغمبر(صلى الله علیه وآله وسلم) سلام و تحیّت بفرستید. زیرا صلوات بر پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) ده حسنه دارد. 
آنچه را به شما گفتم حفظ كنید و شما را به خدا مىسپارم، و سلام بر شما. 

متن حدیث: 


أُوصیكُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ الْوَرَعِ فى دینِكُمْ وَالاِْجْتَهادِ لِلّهِ وَ صِدْقِ الْحَدیثِ وَ أَداءِ الأَمانَةِ إِلى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فاجِر وَ طُولُ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجَوارِ. فَبِهذا جاءَ مُحَمَّدٌ(صلى الله علیه وآله وسلم) صَلُّوا فى عَشائِرِهِمْ وَ اشْهَدُوا جَنائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ، فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذا وَرَعَ فى دینِهِ وَ صَدَقَ فى حَدیثِهِ وَ أَدَّى الاَْمانَةَ وَ حَسَّنَ خُلْقَهُ مَعَ النّاسِ قیلَ: هذا شیعِىٌ فَیَسُرُّنى ذلِكَ. إِتَّقُوا اللّهَ وَ كُونُوا زَیْنًا وَ لا تَكُونُوا شَیْنًا، جُرُّوا إِلَیْنا كُلَّ مَوَدَّة وَ ادْفَعُوا عَنّا كُلَّ قَبیح، فَإِنَّهُ ما قیلَ فینا مِنْ حَسَن فَنَحْنُ أَهْلُهُ وَ ما قیلَ فینا مِنْ سُوء فَما نَحْنُ كَذلِكَ.
لَناحَقٌّ فى كِتابِ اللّهِ وَ قَرابَةٌ مِنْ رَسُولِ اللّهِ وَ تَطْهیرٌ مِنَ اللّهِ لا یَدَّعیهِ أَحَدٌ غَیْرُنا إِلاّ كَذّابٌ. أَكْثِرُوا ذِكْرَ اللّهِ وَ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ تِلاوَةَ الْقُرانِ وَ الصَّلاةَ عَلَى النَّبِىِّ(صلى الله علیه وآله وسلم)فَإِنَّ الصَّلاةَ عَلى رَسُولِ اللّهِ عَشْرُ حَسَنات، إِحْفَظُواما وَصَّیْتُكُمْ بِهِ وَ أَسْتَوْدِعُكُمُ اللّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَیْكُمْ السَّلامَ.



«بحارالانوار-جلد75-صحفه372- تحف العقول،صفحه487»



طبقه بندی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام،
09:27 ب.ظ
718
ولادت امام حسن عسگری مبارک

به گزارش مشرق، آنچه درپی می‌آید برخی ویژگی‌های راه راست زندگی و سبک زندگی اسلامی و قرآنی است که در احادیث و آموزه‌های امام حسن عسکری(ع) بیان شده است.
***
آموزه‌های اسلامی، زندگی دنیا را پلی به سوی آخرت، کشتزاری برای سرای دیگر و مقدمه‌ای برای زندگی بی‌پایان و بی‌نهایت پس از مرگ و قیامت برمی‌شمارد که در آن هیچ مرگی نیست تا انسان از جایی به جایی دیگر منتقل شود. (بقره، آیات 25 و 39 و 81 و 82)

پیشوایان دین نیز بر همین اساس، به جزئیاتی اشاره می‌کنند که اصول قرآنی آن را به صورت کلی بیان کرده است. آنان به ما می‌آموزند که چگونه زندگی کنیم که آخرتی سعادتمند داشته باشیم بی‌آنکه سعادت دنیوی را از دست دهیم. به سخن دیگر به ما می‌آموزند که چگونه از حسنات دنیا و آخرت بهره‌مند شویم و از خداوند بخواهیم که این‌گونه با ما تعامل و معامله کند. (بقره، آیه201)

سبک زندگی اسلامی قرآنی امام حسن‌عسکری(ع) به عنوان یکی از پیشوایان معصوم(ع) و اسوه حسنه الهی برخی ویژگی‌های راه راست زندگی را تبیین کرده است. در ادامه پاره‌ای از آموزه‌های آن حضرت(ع) که بیانگر فلسفه و سبک زندگی قرآنی و اسلامی در اینجا است بیان می‌شود.

1- پرهیز از مجادله: انسان باید برای فهم حقیقت تلاش کند و پس از درک حقیقت آن را ترویج دهد و تحقق بخشد. بنابراین، نمی‌بایست جدال و مجادله نماید مگر آنکه مجادله به احسن باشد که طرف مقابل اصول آن را پذیرفته و بدان باور دارد. (نحل، آیه125) این‌گونه است که می‌توان حق را بی‌آنکه خشونت کلامی و ناخشنودی پدید آید به دیگران منتقل کرد. انسان با ترک مجادلات می‌تواند ارزش خویش را نیز حفظ کند و در چشم دیگران بی‌ارزش نشود. از همین‌رو امام حسن عسکری(ع) می‌فرماید: لا تمار فیذهب بهاؤک؛ جدال مکن که ارزشت می‌رود. (أعیان الشیعه، ج2، ص41)

2- پرهیز از شوخی: شوخی هر چند که موجب سرور و شادی می‌شود اما باید توجه داشت که شوخی‌ها حتی اگر با حفظ موازین عقلی و شرعی و عرفی باشد و انسان در شوخی مثلاً از دروغگویی، اهانت به اقوام و اشخاص، تهمت و بهتان و مانند آنها پرهیز کند، ولی زیاده‌روی در آن ارزش آدمی را کاهش می‌دهد و زمینه‌ای را فراهم می‌آورد که دیگران جرأت بی‌ادبی می‌یابند. از همین‌رو امام حسن‌عسکری(ع) با توجه به پیامدهای شوخی، نسبت به آن هشدار داده و می‌فرماید: ولا تمازح فیجترأ علیک؛ و شوخی مکن که بر تو دلیر شوند. (تحف العقول ص486)

3- تواضع در نشستن: اصولاً کبر و تکبر تنها خصوصیت و صفتی است که شایسته و بایسته خداوندگاری است و انسان می‌بایست به شدت از آن پرهیز کند. کسانی که گرفتار کبر و تکبر و استکبار می‌شوند، دنیا و آخرت خویش را از دست می‌دهند. لذا در آموزه‌های اسلامی بر تواضع که ضد تکبر است، تأکید و تشویق شده است. در آیات و روایات به آثار و برکات تواضع توجه داده می‌شود تا این‌گونه مردم به سمت و سوی آن کشیده شوند و خصلت تواضع را در خود ایجاد کنند. (اسراء، آیه37؛ لقمان، آیه18) امام حسن‌عسکری(ع) نیز به یکی از آثار تواضع در مجالس عمومی اشاره کرده و می‌فرماید: من رضی بدون الشرف من المجلس لم یزل‌الله و ملائکته یصلون علیه حتی یقوم؛ هر که به پائین نشستن در مجلس خشنود باشد، پیوسته خدا و فرشته‌ها بر او رحمت فرستند تا برخیزد. (بحارالأنوار، ج78، ص466، ح12) آن حضرت نشانه تواضع را سلام گفتن و جلوس در پائین مجلس می‌داند و می‌فرماید: من التواضع ألسلام علی کل من تمر به، و الجلوس دون شرف المجلس؛ از جمله نشانه‌های تواضع سلام کردن بر هر کسی است که بر او می‌گذری و نشستن در پایین مجلس است. (بحارالأنوار، ج75، ص372، ح9)

4- اجتناب از شهرت و ریاست‌طلبی: شهرت، انسان را در جامعه انگشت‌نما می‌کند. شهرت علاوه بر اینکه محدودیت‌ساز است و انسان هر کاری را نمی‌تواند انجام دهد، در بسیاری از مردم موجب از دست رفتن دین و ایمان می‌شود؛ زیرا توجه ویژه مردم به آن، شرایط رشد و گسترش اموری چون خودبزرگ‌بینی، تکبر، استکبار، غرور، تفاخر، تکاثر و مانند آن را فراهم آورده و انسان را به هلاکت می‌افکند. ریاست‌طلبی نیز این‌گونه است؛ زیرا ظرفیت‌های هر انسانی محدود است و کسی که بخواهد بر مردمی ریاست کرده و رهبری آنان را به عهده گیرد می‌بایست در سطحی از اوج باشد که بتواند همه آنان را پوشش دهد؛ از آنجا که بسیاری از مردم خودشان تحت حاکمیت هواهای نفسانی هستند و از آن پیروی می‌کنند، نمی‌توانند رهبران خوبی برای جامعه باشند؛ چرا که هواهای نفسانی، آنان را به سمت تکبر و تفاخر و مانند آن سوق می‌دهد و زمینه هلاکت ابدی آنان را پدید می‌آورد. فرعون‌ها گرفتار چنین اموری شده و هلاک شده‌اند. امام حسن‌عسکری(ع) در این‌باره می‌فرماید: و ایاک و الاذاعه و طلب الریاسه، فانهما یدعوان الی الهلکه؛ مبادا شهرت‌طلبی کنی و درپی ریاست باشی، زیرا این دو، آدمی را به هلاکت می‌کشانند. (بحارالأنوار، ج50، ص296، ضمن ح70.)

البته برخی اذاعه را به معنای افشای اسرار و پخش کردن رازها گرفته‌اند؛ اینکه انسان رازهائی که در اختیار گرفته را پخش کند و موجب ناامنی در جامعه شود (نساء، آیه83) هر چند که پخش کردن رازها و اسرار، عملی زشت و گناه است، ولی با توجه به اینکه در عبارت امام(ع) با ریاست همراه شده، به نظر می‌رسد که همان شهرت‌طلبی است. یعنی اینکه شخص بخواهد نامش پخش شود و به اصطلاح امروزی‌ها رسانه‌ای گردد و همواره صوت و تصویر و فیلم وی در رسانه‌های گوناگون شنیداری و دیداری باشد.

5. شرک خفی: انسان‌ها کارهای خوب بسیاری انجام می‌‌دهند، ولی با کارهایی نیز تمام برکات و آثار آن را از میان می‌برند. منت‌گذاری و ریاورزی و گفتن اینکه اول خدا بعدا شما، از جمله اموری است که به عنوان شرک خفی آثار  عمل را از میان برده و دچار احباط می‌کند. بر اساس آیه ‍106 سوره یوسف بیشتر مومنان نیز گرفتار شرکت خفی و نهان هستند.

خداوند در قرآن می‌فرماید: و ما یومن اکثر هم بالله الا و هم مشرکون؛ و بیشتر آنان به خدا ایمان نیاوردند مگر آنکه مشرک باشند. امام صادق(ع) درباره این آیه می‌فرماید: انسان بگوید اگر فلانی نبود من از بین می‌رفتم و اگر فلانی نبود چنین و چنان می‌شدم و اگر فلانی نبود خانواده‌ام نابود می‌شد، مگر نمی‌بینی که او با این حرف‌ها در ملک خدا برایش شریکی قائل شده که روزی‌اش می‌دهد و از او دفاع و دفع گرفتاری می‌کند؟ راوی می‌گوید: عرض کردم پس بگوید: اگر خداوند به واسطه فلانی بر من منت نمی‌نهاد از بین می‌رفتم؟ فرمود: آری اشکالی ندارد. (تفسیر العیاشی، ج 2، ص 200، حدیث 96) 

امام‌حسن عسکری(ع) نسبت به شرک خفی این‌گونه هشدار داده می‌فرماید: از جمله گناهانی که آمرزیده نشود این است که [آدمی] بگوید: ای کاش مرا به غیر از این گناه مواخذه نکنند. سپس فرمود: شرک در میان مردم از جنبش مورچه بر روپوش سیاه در شب تار نهان‌تر است.

6. اجتناب از خنده بیجا: انسان باید موقعیت‌شناس و مقام‌شناس باشد. از قدیم گفته‌اند: هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد. باید توجه داشته باشد که بی‌خودی و بیجا نخندد؛ چرا که خنده‌هایی از این دست نشانه سفاهت و بی‌خردی است. انسان خردمند اگر می‌خندد در جایش می‌خندد. امام‌حسن عسکری(ع) در این باره می‌فرماید: من الجهل الضحک من غیر عجب؛ خنده بیجا و برنخاسته از تعجب، از نادانی است.

آن حضرت(ع) در اینجا به مهم‌ترین علت خنده نیز توجه داده است؛ زیرا تعجب عامل ایجادی خنده در انسان است؛ وقتی انسان از امری شگفت‌زده و متعجب می‌شود ناخواسته می‌خندد. از همین رو وقتی حضرت ساره(ع) در زمان پیری خود و حضرت ابراهیم(ع) با بشارت فرزنددار شدن از سوی فرشتگان مواجه می‌شود، شگفت زده و متعجب شده و با صدای بلند می‌خندد که خداوند در آیه 71 سوره هود به واژه «ضحکت» به آن اشاره می‌کند.

7. همسایه بد، بلای کمرشکن: انسان باید حق همسایه را مراعات کند. در آموزه‌های اسلامی چنان درباره حقوق همسایه سفارش شده که گمان برده شده که همسایه ارث می‌برد. (بحارالانوار، ج 71، ص 94) همسایه خوب کسی است که همواره حقوق همسایه را مراعات کند؛ اما همسایه بد - خداوند نصیب هیچ‌کس نکند - بلای کمرشکن است؛ چنانکه امام حسن عسکری(ع) می‌فرماید: از بلاهای کمرشکن، همسایه‌ای است که اگر کردار خوبی را بیند نهانش سازد و اگر کردار بدی را بیند آشکارش کند. (بحارالانوار، ج 75، ص 372، ح 11)

8. حقوق همنوعان: آن حضرت(ع) نه تنها بر حقوق همسایه تاکید بسیار دارد، بلکه به انسان‌ها فرمان می‌دهد که حقوق همنوعان را شناخته و مراعات کنند. ایشان برای تشویق مردم به شناخت و مراعات حقوق همنوعان به آثار و برکات آن توجه داده و می‌فرماید: هرکس حقوق همنوعان خود را بشناسد و رعایت کند و مشکلات و نیازمندی‌های آنها را برطرف نماید، در پیشگاه خداوند دارای عظمت و موقعیت خاصی خواهد بود. (احتجاج طبرسی، ج 2، ص 517، ح 340)

از نظر آن حضرت(ع) اموری هستند که باید در حقوق دیگران مراعات شود. از جمله مهم‌ترین اموری که رعایت آنها واجب اجتماعی است عبارتند از: شما را به تقوای الهی و پارسایی در دینتان و تلاش برای خدا و راستگویی و امانتداری درباره کسی که شما را امین دانسته - نیکوکار باشد یا بدکار - و طول سجود و حسن همسایگی سفارش می‌کنم. محمد(ص) برای همین آمده است. در میان جماعت‌های آنان نماز بخوانید و بر سر جنازه آنها حاضر شوید و مریضانشان را عیادت کنید. و حقوقشان را ادا نمائید، زیرا هر یک از شما چون در دینش پارسا و در سخنش راستگو و امانتدار و خوش‌اخلاق با مردم باشد، گفته می‌شود: این یک شیعه است و این کارهاست که مرا خوشحال می‌سازد.

 تقوای الهی داشته باشید، مایه زینت باشید نه زشتی، تمام دوستی خود را به سوی ما بکشانید و همه زشتی را از ما به دور گردانید، زیرا هر خوبی که درباره ما گفته شود ما اهل آنیم و هر بدی درباره ما گفته شود ما از آن به دوریم. در کتاب خدا برای ما حقی و قرابتی از پیامبر خداست و خداوند ما را پاک شمرده، احدی جز ما مدعی این مقام نیست، مگر آنکه دروغ می‌گوید. زیاد به یاد خدا باشید و زیاد یاد مرگ کنید و زیاد قرآن را تلاوت نمایید و زیاد بر پیغمبر سلام و تحیت بفرستید. زیرا صلوات بر پیامبر خدا(ص) ده حسنه دارد. آنچه را به شما گفتم حفظ کنید و شما را به خدا می‌سپارم، و سلام بر شما. (بحارالانوار، ج 75، ص 372، باب 29)

9. ویژگی‌های شیعیان: در آموزه‌های وحیانی اسلام با توجه به مراتب معرفت و ایمان، احکام خاص و شدیدتری وضع شده است. در حقیقت هر چه معرفت انسان افزوده می‌شود به همان میزان مسئولیت او نیز افزایش می‌یابد. آزمون‌ها نیز نسبت به افراد مقرب، بیشتر خواهد بود و تنوع و تعدد بیشتری می‌یابد. همچنین مسئولیت انسان در برابر مؤمنان، مسلمانان، همنوعان، حیوانات و گیاهان با توجه معرفت و ایمان تغییر می‌یابد. امام(ع) درباره مسئولیت شیعیان به عنوان منسوبان به اهل‌بیت(ع) می‌فرماید: پیروان ما، گروه‌های نجات یابنده و فرقه‌های پاکی هستند که حافظان [آیین] مایند، و ایشان در مقابل ستمکاران، سپر و کمک‌کار ما [هستند]. به زودی چشمه‌های حیات [منجی بشریت] بعد از گدازه توده‌های آتش! پیش از ظهور برای آنان خواهد جوشید.

10- مقامات بلند انسانی: هر کسی که می‌خواهد به مقامات بزرگ انسانی دست یابد و در پیشگاه خداوند از نام و نشان برخوردار شود. باید اموری را مراعات کند. اما بسیاری از مردم گمان می‌کنند که پارسایی و تقوا و رسیدن به مقامات الهی و مقام قرب و محبوبیت در پیشگاه خداوندی، دور از دسترس همگانی است و تنها شماری اندک و آن نیز اهل عصمت به آن خواهد رسید؛ در حالی که امام حسن‌عسکری(ع) بیان می‌کند که می‌توان با انجام چند چیز به مقامات بسیاری از جمله مقام پارساترین، عابدترین و زاهدترین مردمان رسید. 

ایشان می‌فرماید: أورع الناس من وقف عند الشبهه، أعبد الناس من أقام علی الفرائض أزهد الناس من ترک الحرام، أشد الناس اجتهادا من ترک الذنوب؛ پارساترین مردم کسی است که در هنگام شبهه توقف کند. عابدترین مردم کسی است که واجبات را انجام دهد. زاهدترین مردم کسی است که حرام را ترک کند. کوشنده‌ترین مردم کسی است که گناهان را رها سازد.  (تحف‌العقول، ص489)

11- محدودیت‌های عمر و آینده، متوقف به اعمال: براساس آموزه‌های قرآنی، عمر انسان در دنیا بسیار کوتاه است ولی همین دوره کوتاه زندگانی عصری است که عصاره آن برای ابدیت می‌ماند؛ زیرا انسان بهشت و دوزخ خویش را با اعمالش در همین مدت کوتاه عمر در دنیا می‌سازد؛ یعنی عین عمل را در آخرت مشاهده می‌کند و همان بهشت و دوزخش را شکل می‌دهد. (نباء، آیه26؛ اعراف، آیه180؛ فجر، آیه23) امام حسن عسکری(ع) نسبت به این مسئله هشدار می‌دهد و می‌فرماید چنان زندگی کنید که آخرت شما آباد باشد نه خراب. آن حضرت(ع) بهشت و دوزخ را سازه و محصول اعمال خود ما دانسته و می‌فرماید: شما عمر کاهنده و روزهای معدود و قابل شمارش دارید و مرگ به ناگهان می‌آید، هرکس تخم خیری بکارد به خوشی بدرود و هر کس تخم شری بکارد به پشیمانی بدرود. هر که هر چه بکارد همان برای اوست. هرکه به خیری رسد خدایش داده و هر که از شری رهد خدایش رهاند. (أعیان الشیعه: ج2، ص42، س2، بحارالأنوار: ج75، ص373، ح19.)

12- تلاش بیهوده برای رزق مقدر: حضرت امام حسن‌عسکری(ع) نسبت به تلاش‌های مردم در زندگی هشدار می‌دهد و می‌فرماید که خودتان را به اموری مشغول نکنید که بی‌فایده است در حالی که اموری است که باید بدان مشغول بود؛ زیرا فایده آن اعمال، دنیا و آخرت ما را می‌سازد. به عنوان نمونه آن حضرت(ع) می‌فرماید که روزی هر کسی مقدر است و انسان نباید تمام هم و غم خویش را این قرار دهد که لقمه نانی به دست آورد و به غفلت بخورد و از آخرت خود غافل شود. ایشان می‌فرماید: لا یشغلک رزق مضمون عن عمل مفروض؛ رزق و روزی ضمانت شده، تو را از کار واجب باز ندارد. (تحف‌العقول/ ص486) پس انسان باید هنگام ماه رمضان به روزه بپردازد و دنبال کاری نرود که او را از این واجب باز دارد. همچنین واجب انسان آن است که هر روز پیشانی بر خاک نهاده و نمازهای واجب روزانه خود را به جا آورد نه آنکه برای کسب روزی ترک نماز کند.

 انسان هر آنچه روزی‌اش است به آن خواهد رسید؛ یعنی گمان نبرد که اگر وقت نماز به کار بپردازد و دکان و مغازه‌اش را باز گذارد  روزی بیشتری نصیب او خواهد شد و کسی که به نماز برود کمتر روزی می‌خورد. این باور غلط است؛ زیرا اگر به ظاهر بیشتر کسب کرده در جایی دیگر از دست خواهد داد؛ برکت از زندگی او می‌رود و آن مبلغ زیادی اگر به دست آید که نمی‌آید باید صرف دارو و درمان یا خرابی وسایل و اثاثیه منزل کند. روزی هر کسی آن است که از آن بهره‌مند می‌شود و مابقی چیزی جز آن نیست که یا وارث بخورد و یا دزد به غارت برد یا به آتش بسوزد. پس هنگامه عمل به واجبات، ترک کار کنید و به نماز و روزه و حج و دیگر اعمال عبادی واجب بپردازید؛ زیرا خداوند روزی هر کسی را مقدر و تضمین کرده است و می‌داند که انجام آن عمل واجب عبادی چه میزان وقت و هزینه داشته و آن را جبران می‌کند و به زندگی و پول و کارش برکت می‌دهد.

آنچه بیان شد تنها گوشه ای از آموزه‌هایی است که امام حسن‌عسکری(ع) در بیان راه راست زندگی بیان کرده ولی از همین‌ها می‌توان درس گرفت و به عنوان یک کلام جامع در همه ابعاد زندگی بهره برد. این نوع تفکر و رویه می‌تواند انسان را به سعادت دنیا و آخرت برساند و پاسخی به پرسش چگونه زندگی کنیم باشد. 
منبع: کیهان



طبقه بندی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام،
08:09 ب.ظ
717
اهمّیت بسم الله الرحمن الرحیم


اهمّیت بسم الله الرحمن الرحیم

نقش و اهمیت شروع هر کار با نام پروردگار تا آنجا است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «قَالَ اللهُ تَبارَکَ و تَعالی کُلُّ أَمرٍ ذِی بَالٍ لا یُذکَرُ بسم الله فیه فَهُوَ أبتَرُ؛[1]
خداوند متعال می فرماید: هر کار مهمی که در آن «بسم الله» ذکر نشود، بی فرجام است.»

سرآغاز هر نام، نام خداست
که بی نام او نامه یکسر خطاست

پایداری و بقای عمل، بسته به ارتباطی است که با خدا دارد؛ از این رو خداوند بزرگ در نخستین آیات قرآن بر پیامبر رحمت، دستور می دهد که تبلیغ اسلام را با نام خدا شروع کند: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ.[2]

حضرت نوح (علیه السلام) در آن طوفان سخت و عجیب، هنگام سوار شدن بر کشتی و حرکت روی امواج کوه پیکر آب که هر لحظه با خطرهای فراوانی روبه رو بود، برای رسیدن به سرمنزل مقصود و پیروزی بر مشکلات، به یاران خود دستور می دهد که هنگام حرکت و توقف کشتی، «بِسْمِ اللهِ» بگویند:  وَقَالَ ارْکَبُوا فِیهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَ مُرْسَاهَا.؛[3] «و گفت در کشتی سوار شوید. «بسم الله»، معبر و محل عبور و [موجب] متوقف شدنش است.» سرانجام، آنها این سفر پر مخاطره را با پیروزی، پشت سر گذاشتند و با سلامت و برکت از کشتی پیاده شدند.

همچنین سلیمان نبی (علیه السلام) در نامه ای به ملکه سبا، سرآغاز آن را «بِسمِ الله» قرار می دهد:  إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیِم؛[4] «این نامه از سلیمان است و چنین است: به نام خداوند بخشنده مهربان.»

مرد دانا سخن ادا نکند
تا به نام حق، ابتدا نکند

طبق همین اصل، تمام سوره های قرآن با بسم الله آغاز می شود تا هدف اصلی که همان هدایت و سوق بشر به سعادت است از آغاز تا انجام با پیروزی قرین باشد.

اهمّیت شروع هر کاری با اسم جلاله و آشنا نبودن بسیاری از مردم با این مسئله، باعث شد تا در این مقاله مختصری از بیانات ائمه اطهار(علیه السلام) را به رشته تحریر درآوریم. امید آنکه ره گشای کارها و گره گشای مشکلات زندگی باشد.

اوّل، بسم الله الرحمن الرحیم

در باب علت انتخاب «بسم الله الرحمن الرحیم» برای آغاز هر کار، می توان به چند مورد اشاره کرد:

1. الله، جامع ترین نام
جمله «بِسْمِ اللهِ»، حاوی کلمه «الله» است که جامع ترین نامهای خدا می باشد؛ زیرا بررسی اسامی خدا در قرآن مجید و یا سایر منابع اسلامی نشان می دهد که هر کدام از آنها یک بخش خاص از صفات خدا را منعکس می سازد. تنها نامی که اشاره به تمام صفات و کمالات الهی می کند یا به تعبیر دیگر، جامع صفات جلال و جمال است، همان «الله» است.

2. رحمت عام و خاص خدا
مشهور در میان گروهی از مفسران، این است که صفت «رحمان»، اشاره به رحمت عام خدا است که شامل دوست و دشمن، مؤمن و کافر و نیکوکار و بدکار است؛ زیرا می دانیم «باران رحمت بی حسابش، همه را رسیده، و خوان نعمت بی دریغش، همه جا کشیده.» همه بندگان از مواهب گوناگون حیات بهره مندند و روزی خویش را از سفره گسترده نعمتهای بی پایانش بر می گیرند. این، همان رحمت عام او است که پهنه هستی را در برگرفته و همگان در دریای آن غوطه ورند.

«رحیم» اشاره به رحمت خاص پروردگار است که ویژه بندگان مطیع، صالح و فرمانبردار است؛ زیرا آنها به حکم ایمان و عمل صالح، شایستگی این را یافته اند که از رحمت، بخشش و احسان خاصی بهره مند شوند که آلودگان و بدکاران از آن سهمی ندارند.[5]

به نام آنکه الله است نامش
بود از هر سخن برتر کلامش

به نام آنکه رحمان و رحیم است
به نام آنکه خلّاق کریم است

3. تأثیر فکری و اخلاقی «بسم الله الرحمن الرحیم»
قرآن، یکتا کتاب توحید و برای تکامل فکری بشر است. سوره های این هدیه الهی با جمله «بسم الله» آغاز می شود تا انسان را متوجه سازد که همه تعالیم و دستورهای پروردگار، از مبدأ حق و از مظهر رحمت است (جز سوره توبه که آیاتش نماینده قهر با مردم لجوج و اعلام قطع رابطه رحمت با آنها است). دستور گفتن این کلمه برای آن است که روی فکر و دل را از غیر خدا برگرداند تا انسان، همه جهان و هر عملی را از نظر توحید بنگرد و به سوی وحدت و ارتباط بگراید، و نامهای بتها و قدرتمندان را در آغاز کارهای مهم، از خاطر بزداید تا از پراکندگی برهد و نگرانی به خود راه ندهد.

اهمیت فوق العاده آغاز با «بسم الله الرحمن الرحیم»

در روایات اسلامی به قدری به این آیه از قرآن مجید اهمیت داده شده است که آن را هم ردیف «اسم اعظم الهی» معرفی کرده اند. امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام) می فرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ أَقْرَبُ إِلَی اسْمِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ مِنْ نَاظِرِ الْعَیْنِ إِلَی بَیَاضِهَا؛[6] بسم الله الرحمن الرحیم، به اسم اعظم خدا نزدیک تر از سیاهی چشم است، به سفیدی آن.»

آنچه از میان روایات امامان معصوم: درباره اهمّیت «بسم الله الرحمن الرحیم» به دست می آید عبارت است از:

1. امامان معصوم(علیهم السلام) هیچ کاری را بدون گفتن این جمله آغاز نمی کردند.

2. سفارش می کردند غذا را با این جمله آغاز و اگر چند غذا تناول می کنید برای هر کدام جدگانه «بسم الله» بگویید و چنانچه فراموش کردید، جمله «بِسمِ الله عَلی اَوَّلِهِ وَ آخِرِهِ» را بر زبان جاری کنید. این مطلب، به اهمیت فوق العاده شروع غذا با نام خداوند اشاره می کند.[7]

3. بلند گفتن و آشکار کردن «بسم الله الرحمن الرحیم»، بسیار سفارش شده است. امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ التَّقِیَّةُ دِینِی وَ دِینُ آبَائِی فِی کُلِّ شَیْ ءٍ إِلَّا فِی تَحْرِیمِ الْمُسْکِرِ وَ خَلْعِ الْخُفَّیْنِ عِنْدَ الْوُضُوءِ وَ الْجَهْرِ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ؛[8] پدرم از پدرانش روایت کرده است که علی بن ابی طالب (علیه السلام) فرمود: تقیه در هر چیز، دین من و دین پدران من است؛ جز در تحریم مست کننده و در کندن کفش، [برای مسح] هنگام وضو و در بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم

4. امام زین العابدین (علیه السلام) در فضیلت «بسم الله الرحمن الرحیم» می فرماید: «أَنَّ اللَّهَ قَدْ فَضَّلَ مُحَمَّداً بِفَاتِحَةِ الْکِتَابِ عَلَی جَمِیعِ النَّبِیِّینَ مَا أَعْطَاهَا أَحَداً قَبْلَهُ إِلَّا مَا أَعْطَی سُلَیْمَانَ بْنَ دَاوُدَ مِنْ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ فَرَآهَا أَشْرَفَ مِنْ جَمِیعِ مَمَالِکِهِ کُلِّهَا الَّتِی أُعْطِیَهَا فَقَالَ یَا رَبِّ مَا أَشْرَفَهَا مِنْ کَلِمَاتٍ إِنَّهَا لَآثَرُ مِنْ جَمِیعِ مَمَالِکِیَ الَّتِی وَهَبْتَهَا لِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَی یَا سُلَیْمَانُ وَ کَیْفَ لَا تَکُونُ کَذَلِکَ وَ مَا مِنْ عَبْدٍ وَ لَا أَمَةٍ سَمَّانِی بِهَا إِلَّا أَوْجَبْتُ لَهُ مِنَ الثَّوَابِ أَلْفَ ضِعْفِ مَا أَوْجَبْتُ لِمَنْ تَصَدَّقَ بِأَلْفِ ضِعْفِ مَمَالِکِکَ یَا سُلَیْمَانُ هَذِهِ سُبْعُ مَا أَهَبُهُ لِمُحَمَّدٍ سَیِّدِ النَّبِیِّینَ تَمَامَ فَاتِحَةِ الْکِتَابِ إِلَی آخِرِهَا؛[9]

خداوند با سوره فاتحه الکتاب، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را بر تمام پیامبران برتری بخشید؛ به گونه ای که به احدی قبل از ایشان، این سوره را عطا نکرده بود؛ مگر آنچه که به سلیمان بن داود عطا کرد که همان بسم الله الرحمن الرحیم است. وی این جمله را بالاتر از تمام سرزمینهایی که به او ارزانی شده بود، می دانست پس گفت: پروردگارا! چه کلمات عالی و شریفی است. این جمله از تمام سرزمینهایم که به من بخشیدی گرامی تر است. خداوند متعال فرمود: ای سلیمان! چگونه چنین نباشد در حالی که هیچ مرد و زنی نیست که مرا با این جمله بخواند مگر آنکه هزار برابر ثوابی برای او مقرر می کنم که برای کسی که هزار برابر سرزمینهای تو را صدقه می دهد، مقرر می نمایم. ای سلیمان! این جمله یک هفتم آن چیزی است که به محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) سید پیامبران بخشیدم که همانا تمام فاتحه الکتاب است.»

5. در اهمیت این جمله، همین بس که اگر حیوان حلال گوشتی بدون «بسم الله» ذبح شود، خوردن گوشت آن، حرام است. این حکم شرعی اسلام، حکایت از تأثیر فراوان «بسم الله» در امور دنیوی نیز دارد.

آثار گفتن «بسم الله الرحمن الرحیم»

1. در وضو

در تفسیر امام حسن عسکری(علیه السلام) در ثواب شروع وضو با بسم الله آمده است: 

« وَ إِنْ قَالَ فِی أَوَّلِ وُضُوئِهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ طَهُرَتْ أَعْضَاؤُهُ کُلُّهَا مِنَ الذُّنُوب؛[10]
و اگر گفت بسم الله در آغاز وضویش، باعث پاک شدن همه اعضا از گناهان می شود.»

رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) به فردی که درباره ثواب وضو سؤال داشت، فرمود: «فَاعْلَمْ أَنَّکَ إِذَا ضَرَبْتَ یَدَکَ فِی الْمَاءِ وَ قُلْتَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ الَّتِی اکْتَسَبَتْهَا یَدَاکَ فَإِذَا غَسَلْتَ وَجْهَکَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ الَّتِی اکْتَسَبَتْهَا عَیْنَاکَ بِنَظَرِهِمَا وَ فُوکَ بِلَفْظِهِ فَإِذَا غَسَلْتَ ذِرَاعَیْکَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ عَنْ یَمِینِکَ وَ شِمَالِکَ فَإِذَا مَسَحْتَ رَأْسَکَ وَ قَدَمَیْکَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ الَّتِی مَشَیْتَ إِلَیْهَا عَلَی قَدَمَیْکَ فَهَذَا لَکَ فِی وُضُوئِک؛[11]
بدان! چون دستت در آب بری و بسم الله الرحمن الرحیم بگویی، گناهانی که دستهایت انجام داده فرو می ریزد و چون چهره خویش را بشویی، گناهانی که چشمهایت با نگاه کردنشان انجام داده اند از بین می رود، همچنین گناهان دهانت که تلفظ کرده زدوده می شود و وقتی دو دست خود را از آرنج بشویی، گناهان، از دست راست و چپت فرو می ریزد و چون بر سر و پشت پاهای خود مسح کشی، گناهانی از بین می رود که قدمهایت به سوی آنها گام برداشته اند. پس این، پاداش وضوی تو است.»

حضرت امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام) می فرماید: «أَنَّ مَنْ تَوَضَّأَ فَذَکَرَ اسْمَ اللَّهِ طَهُرَ جَمِیعُ جَسَدِهِ وَ کَانَ الْوُضُوءُ إِلَی الْوُضُوءِ کَفَّارَةً لِمَا بَیْنَهُمَا مِنَ الذُّنُوبِ وَ مَنْ لَمْ یُسَمِّ لَمْ یَطْهُرْ مِنْ جَسَدِهِ إِلَّا مَا أَصَابَهُ الْمَاءُ؛[12]
هر کس وضو بگیرد و نام خدا را ذکر کند (بسم الله الرحمن الرحیم بگوید) تمام بدنش پاک می شود و این وضو تا وضو[ی بعد]، خود کفاره گناهان میان دو وضو است و هر کس بسم الله نگوید، فقط اندام هایی که آب به آنها رسید پاک می شود.»

2. تعلیم به کودکان
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: «أَنَّهُ إِذَا قَالَ الْمُعَلِّمُ لِلصَّبِیِّ قُلْ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ فَقَالَ الصَّبِیُّ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ کَتَبَ اللَّهُ بَرَاءَةً لِلصَّبِیِّ وَ بَرَاءَةً لِأَبَوَیْهِ وَ بَرَاءَةً لِلْمُعَلِّمِ؛[13]
هر گاه معلّم به کودک بگوید: بگو: «بسم الله الرحمن الرحیم»، پس کودک بگوید: «بسم الله الرحمن الرحیم»، خداوند برای این کودک و پدر و مادر او و این معلّم، برائت [از آتش] خواهد نوشت.»

3. هنگام افطار
امام کاظم (علیه السلام) از پدرانش نقل می فرماید: «أَنَّ لِکُلِّ صَائِمٍ عِنْدَ فُطُورِهِ دَعْوَةً مُسْتَجَابَةً فَإِذَا کَانَ أَوَّلُ لُقْمَةٍ فَقُلْ بِسْمِ اللَّهِ [اللهم ] یَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ اغْفِرْ لِی قَالَ وَ فِی رِوَایَةٍ أُخْرَی بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ یَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ اغْفِرْ لِی فَإِنَّهُ مَنْ قَالَهَا عِنْدَ إِفْطَارِهِ غُفِرَ لَهُ؛[14]
همانا برای هر شخص روزه دار، هنگام افطارش، دعای مستجابی است. پس هنگام لقمه نخست، بگو: «بسم الله یا واسع المغفره اغفرلی» و در روایت دیگر است (که بگو:) «بسم الله الرحمن الرحیم یا واسع المغفره اغفرلی.» پس کسی که هنگام افطارش، این کلمات را بگوید، آمرزیده خواهد شد.»

4. هنگام دعا
رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: «لَا یُرَدُّ دُعَاءٌ أَوَّلُهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ؛[15] »
دعای آغاز شده با بسم الله الرحمن الرحیم رد نمی شود.

5. هنگام گرفتاری
امام صادق(علیه السلام) درباره تأثیر «بسم الله» می فرماید: «اَلَا أُعَلِّمُکَ کَلِمَاتٍ إِذَا وَقَعْتَ فِی وَرْطَةٍ أَوْ بَلِیَّةٍ فَقُلْ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ فَإِنَّ اللَّهَ یَصْرِفُ بِهَا عَنْکَ مَا یَشَاءُ مِنْ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ؛[16]
آیا برای زمان نابودی و هلاکت، کلماتی به تو بیاموزم؟ پس بگو: «بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوّه الّا بالله العلیّ العظیم»، که خداوند به سبب آن، هر نوع بلایی را که بخواهد از تو دفع می کند.»

6. در دفع بلا
امام کاظم (علیه السلام) به مفضل بن عمر فرمود: «یَا مُفَضَّلُ اِحْتَجِبْ مِنَ النَّاسِ کُلِّهِمْ بِبِسْمِ اللهِ الرَّحْمِنِ الرَّحِیمِ وَ بِقُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ اِقْرَأَهَا عَنْ یَمیِنِکَ وَ شِمَالِکَ وَ مِنْ بَیْنِ یَدَیْکَ وَ مِنْ خَلْفِکَ وَ مِنْ تَحْتِکَ وَ مِنْ فَوْقِکَ وَ إذَا دَخَلْتَ عَلَی سُلْطَانٍ جَائِرٍ حِینَ تَنْظُرُ إِلَیْهِ فَاقْرَأَهَا ثَلاثَ مَرَّاتٍ وَاعْقِدْ بِیَدِکَ الْیُِسْرَی ثُمَّ لاَ تُفَارِقْهَا حَتَّی تَخْرُجَ مِنّ عِنْدِهِ؛[17]
ای مفضل! با «بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمْ و با قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد»، خود را از تمام مردم بپوشان. آن را سمت راست و چپ و مقابل و پشت سر و پایین و بالای خودت بخوان و هر گاه بر حاکم ظالمی وارد شدی و نگاهت به او که افتاد، آن را سه مرتبه بخوان و دست چپ خود را گره بزن، سپس آن را باز نکن تا از نزدش خارج شوی.»

7. هنگام خروج از منزل
امام باقر(علیه السلام) می فرماید: «مَنْ خَرَجَ مِنْ بَیْتِهِ فَقَالَ بِسْمِ الله الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ قَالَ لَهُ الِمَلِکَانِ هُدِیْتَ وَ إِذَا قَالَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظیِمِ قَالاَ لَهُ وُقیِتَ وَ إِذَا قَالَ تَوَکَّلْتُ عَلَی اللهِ قَالاَ لَهُ کُفِیْتَ فَیَقُولُ الشَّیْطَانُ کَیْفَ اَصْنَعَ بِمَنْ هُدِی وَ وُقِیَ وَ کُفِیَ؛[18]
هر کس که از خانه اش خارج شود و «بسم الله الرحمن الرحیم» بگوید، دو فرشته به او می گویند: هدایت شدی و هر گاه بگوید: «لا حول و لا قوّه الّا بالله العلیّ العظیم»، به او می گویند: نگاه داشته شدی و هرگاه بگوید: «توکّلت علی الله»، به او می گویند: کفایت شدی. [در اینجا] شیطان می گوید: چه کار کنم با کسی که هدایت شده، نگاه داشته شده و کفایت شده است.»

8. در مسائل زناشویی
امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «إِذَا أَتَی أَحَدُکُمْ أَهْلَهُ فَلْیَذْکُرِ اللَّهَ فَإِنَّ مَنْ لَمْ یَذْکُرِ اللَّهَ عِنْدَ الْجِمَاعِ وَ کَانَ مِنْهُ وَلَدٌ کَانَ ذَلِکَ شِرْکَ شَیْطَانٍ وَ یُعْرَفُ ذَلِکَ بِحُبِّنَا وَ بُغْضِنَا؛[19]
هر یک از شما چون آهنگ کام بردن از همسر کند، خداوند را یاد کند (بسم الله الرحمن الرحیم بگوید)؛ زیرا هر کس هنگام نزدیکی، نام خدا را نبرد و فرزندی به وجود آورد شیطان در آن دخالت کرده باشد و این مطلب، با دوستی و دشمنی با ما مشخص می شود.»

9. در شروع غذا
ابی سیار می گوید: به امام صادق(علیه السلام) گفتم: «إِنِّی أَتَّخِمُ قَالَ سَمِّ قُلْتُ قَدْ سَمَّیْتُ قَالَ فَلَعَلَّکَ تَأْکُلُ أَلْوَانَ الطَّعَامِ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ فَتُسَمِّی عَلَی کُلِّ لَوْنٍ قُلْتُ لَا قَالَ فَمِنْ هَاهُنَا تَتَّخِمُ؛[20] من [هنگام خوردن غذا ناراحت می شوم و] تَخْمه می کنم. فرمود: [غذای خود را] با نام خدا آغاز کن، گفتم: چنین می کنم. فرمود: شاید غذاهای رنگارنگ می خوری؟ گفتم: بله. فرمود: بر هر رنگی نام خدا می بری؟ گفتم: نه. فرمود: پس بدین سبب ناراحت می شوی [و تَخْمِه می کنی].»

آنچه گذشت، خلاصه ای از صدها روایت درباره فضیلت و آثار «بسم الله الرحمن الرحیم» بود؛ ولی متأسفانه، نوشتن این جمله در ابتدای نوشته ها کمرنگ شده است و احترام بایسته و شایسته به این کلام گزارده نمی شود؛ در حالی که در میان هزاران حدیث از ائمه اطهار: یک نوشته با کلمه بسمه تعالی و مشابه آن مشاهده نشده است.

پی نوشت ها:
[1]. تفسیر الإمام العسکری، امام حسن عسکری(علیه السلام) ، انتشارات مدرسه امام مهدی (علیه السلام)، قم، 1409 ق، ص 25.
[2]. علق/1.
[3]. هود/ 41.
[4]. نمل/30.
[5]. برگرفته از: تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، دارالکتب الإسلامیه، تهران، اول، 1374 ش، ج 1، ص 20 23.
[6]. بحارالانوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 ق، ج 89، ص 233.
[7]. «قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ 7 کَیْفَ اُسَمِّی عَلَی الطَّعَامِ قَالَ فَقَالَ إِذَا اخْتَلَفَتِ الْآنِیَةُ فَسَمِّ عَلَی کُلِّ إِنَاءٍ قُلْتُ فَإِنْ نَسِیتُ أَنْ أُسَمِّیَ قَالَ تَقُولُ بِسْمِ اللَّهِ عَلَی أَوَّلِهِ وَ آخِرِه؛ به حضرت صادق(علیه السلام) گفتم: چگونه نام خداوند را بر طعام بگویم؟ فرمود: وقتی چند ظرف غذای مختلف هست برای [خوردن از] هر کدام «بسم الله» بگو. پرسیدم: اگر فراموش کنم؟ فرمود: می گویی: «بسم الله علی اوّله و آخره.» الکافی، ج 6، ص 295.
[8]. مستدرک الوسائل، محدث نوری، مؤسسه آل البیت:، قم، 1408ق، ج 17، ص 68.
[9]. بحارالانوار، ج 24، ص 383.
[10]. تفسیر امام حسن عسکری(علیه السلام)، ص 521.
[11]. وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، مؤسسه آل البیت:، قم، 1409 ق، ج 1، ص 393.
[12]. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1413 ق، ج 1، ص 50.
[13]. مستدرک الوسائل، ج 4، ص 386 و 387.
[14]. وسائل الشیعه، ج 10، ص 149.
[15]. مجموعه ورام، ورام بن ابی فراس، انتشارات مکتبه الفقیه، قم، ج 1، ص 32.
[16]. عده الداعی، ابن فهد حلی، دارالکتاب اسلامی، قم، اوّل، 1407ق، ص 280.
[17]. همان، ص 293.
[18]. اعلام الدین، حسن بن ابی الحسن دیلمی، مؤسسه آل البیت (علیهم السلام)، قم، 1408 ق، ص 394.
[19]. من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 404.
[20]. وسائل الشیعه، ج 24، ص 362.

منبع: سبطین




08:07 ق.ظ
715
حدیث روز
امیرالمومنین امام علی علیه‌السلام فرمودند: مردم را روزگارى دشوار در پیش است كه توانگر اموال خود را سخت نگهدارد، در صورتى كه به بخل ورزى فرمان داده نشد. 
خداى سبحان فرمود: «بخشش میان خود را فراموش نكنید» بدان در آن روزگار، بلند مقام، و نیكان خوار گردند، و با درماندگان و ناچاران، خرید و فروش مى‌كنند در حالى كه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم از معامله با درماندگان نهى فرموده.


متن حدیث:


وَ قَالَ ( علیه السلام ):
یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ عَضُوضٌ یَعَضُّ الْمُوسِرُ فِیهِ عَلَى مَا فِی یَدَیْهِ وَ لَمْ یُؤْمَرْ بِذَلِكَ قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَكُمْ تَنْهَدُ فِیهِ الْأَشْرَارُ وَ تُسْتَذَلُّ الْأَخْیَارُ وَ یُبَایِعُ الْمُضْطَرُّونَ وَ قَدْ نَهَى رَسُولُ اللَّهِ ( صلى الله علیه وآله ) عَنْ بَیْعِ الْمُضْطَرِّینَ.



«نهج البلاغه، حکمت468»



طبقه بندی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام،
12:58 ب.ظ
714
حدیث روز
پیامبر اكرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمود: برترین شهیدان كسانى هستند كه در صف اول «خط مقدم» پیكار مى كنند و روى بر نمى گردانند تا كشته شود، اینها هستند كه جایگاه آنان غرفه هاى عالى بهشت است، و خداوند برآنها متبسّم است و اگر خداوند بر بنده‌اى تبسّم كند «خشنود شود»، هیچ حسابى بر او نیست.

متن حدیث: 

 قالَ رَسُولُ اللّه صلی الله علیه و آله: اَفْضَلُ الشُّهَداءِ الِّذینَ یُقاتِلُونَ فىِ الْصَّفِ الاَْوَّلِ فَلا یَلْفِتُونَ وُجُوْهَهُمْ حَتّى یُقْتَلُوا، اُوْلئِكَ یَتَلَبَّطُونَ فىِ الْغُرَفِ الْعُلى مِنَ الْجَنَّةِ یَضْحَكُ اِلَیْهِمْ رَبُّكَ فَاِذا ضَحِكَ رَبُّكَ اِلى_'عبْدٍ فىمَوْطِنٍ فَلاحِسابَ عَلَیْهِ.



«كنزالعمال، جلد 4، صفحه 401»



طبقه بندی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام،
07:51 ب.ظ
713
شهادت مجاهد راه خدا
ل
لعنت خدا و ملائکه و تمام انس و جن بر شجره خبیثه سفیانی آل سعود
والیک المشتکی یا صاحب الزمان عجل علی ظهورک



10:33 ق.ظ
712
حدیث روز
امیرالمومنین امام علی علیه‌السلام: خداوند متعال،محمد صلى الله علیه و آله را تبلیغ كننده بر عالمیان، و امین ‏براى فرستادن قرآن و رسالت،مبعوث نمود، در آن حال شما گروه عرب ‏داراى بدترین دین و در بدترین جامعه زندگى میكردید، در میان سنگ‏هاى‏ سخت، و مارهاى ناشنوا سكنى داشتید، آبهاى تیره می‌آشامیدید، و غذاى‏ خشن می‌خوردید، و خونهاى یكدیگر را می‌ریختید، و از خویشاوندان خود قطع رابطه می‌نمودید، بت‏ها در میان شما[براى پرستش]نصب شده، وگناهان و انحراف‏ها سخت ‏به شما بسته بود.
بیان حال خود پیش از بیعت
در آنموقع نگریستم،جز دودمان خودم كمكى نداشتم، از سپردن آنان‏ به كام مرگ خود دارى كردم، چشم بر روى خاشاكى در دیدگانم بستم، و زهراب اندوه ‏ها را آشامیدم. و بر فرو بردن خشم بردباری ها كردم، و بر هضم رویدادهاى تلخ‏تر از طعم زهرآگین درخت علقم تحمل نمودم.
[آن‏ عمرو بن العاص تبهكار در بیعتى كه با معاویه كرده است،] شرط نموده كه معاویه ‏براى بیعت او قیمتى بپردازد. 
پیروز مباد دست این بیعت كننده خود فروش، و رسواى و پوچ باد امانت آن زورگویى كه از چنان خود فروشى بیعت ‏گرفته است.
[اى یاران من] ساز و برگ و وسایل جنگ را آماده بسازید، و هر گونه نیازمندى‏هاى پیكار با دشمن را تهیه نمائید، زیرا شعله‌‏هاى جنگ زبانه می‌كشد، و روشنائى شعله‏ هاى جنگ سر بر كشیده است، صبر و بردبارى‏ براى استقبال رویدادهاى كارزار را دریابید، زیرا شكیبائى و تحمل،بهترین‏ انگیزه براى پیروزى است.

متن حدیث:

ومن خطبة له علیه السلام [وفیها یصف العرب قبل البعثة ثم یصف حاله قبلالبیعة له] [العرب قبل البعثه]
إِنَّ اللهَ سُبحانَه بَعَثَ مُحَمَّداً نَذِیراً لِلْعَالَمِینَ، وَأَمِیناً عَلَى التَّنْزِیلِ، وَأَنْتُمْ مَعْشَرَ العَرَبِ عَلَى شَرِّ دِینٍ، وَفِی شَرِّ دَارٍ، مُنِیخُونَبَیْنَ حِجارَةٍ خُشْنٍ وَحَیَّاتٍ صُمٍّ تشْرَبُونَ الكَدِرَ، وَتَأْكُلُونَ الجَشِبَ وَتَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ، وَتَقْطَعُونَ أَرْحَامَكُمْ، الاََْصْنَامُ فِیكُمْ مَنْصُوبَةٌ، وَالاَْثَامُ بِكُمْ مَعْصُوبَةٌ
منها:
فَنَظَرْتُ فَإِذَا لَیْسَ لِی مُعِینٌ إِلاَّ أَهْلُ بَیْتِی، فَضَنِنْتُ بِهمْ عَنِ المَوْتِ، وَأَغْضَیْتُبـ عَلَى القَذَى، وَشَرِبْتُ عَلَى الشَّجَا وَصَبَرْتُ عَلَى أَخْذِ الكَظَمِ0ـ،وَعَلىْ أَمَرَّ مِنْ طَعْمِ العَلْقَمِ.
ومنها: وَلَمْ یُبَایعْ حَتَّى شَرَطَ أَنْ یُؤْتِیَهِ عَلَى البَیْعَةِ ثَمَناً، فَلاَ ظَفِرَتْ یَدُ المبایِعِ، وخَزِیَتْذـ أَمَانَةُ المُبْتَاعِ فَخُذُوا لِلْحَرْبِ أُهْبَتَهَا وَأعِدُّوا لَهَا عُدَّتَهَا، فَقَدْ شَبَّ لَظَاهَا وَعَلاَ سَنَاهَا وَاسْتَشْعِرُوا الصَّبْرَ فَإِنَّهُ أحْزَمُ لِلنَّصْرِ.


 
«نهج البلاغه، خطبه 26»



طبقه بندی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام،
05:12 ب.ظ
711
ولادت باسعادت پیامبر اکرم و امام صادق علیهماالسلام مبارک باد.

  عارف کامل میرزاجواد آقاملکی تبریزی(ره) در کتاب المراقبات در اعمال روز 17 ربیع الاول می آورد:

اولا – توسل به حمایت کنندگان این روز یعنی معصومین(ع) و سپردن عقل و قلب خود بلکه تسلیم تمامی وجود خود را (به وسیله آنها) به خدای تعالی باشد با توقع به اینکه آنان حال او را (در تمامی انقلابات و تطورات او) با خدای - جل جلاله – اصلاح نمایند و در جلب انوار و برکات این روز در تمام آنات و در تمام حرکات و سکنات و تطورات کمک نمایند و اگر وی در این توسل و تسلیم صادق باشد خدا هم در امانت خیانت نخواهد نمود و همچنین زیات آنحضرت(ص) را که سید اجل العزیز در «اقبال» به تفصیل روایت نموده بخواند و همچنین زیارت برادر و جانشین او (ع) را که نیز در «اقبال» روایت نموده است.


ثانیا – از مهمات، روزه این روز است که به شکرانه آن بگیرد و دو رکعت نماز که در هر رکعتی یک مرتبه حمد و ده مرتبه «سوره قدر» و ده مرتبه «سوره اخلاص» است بگزارد و پس از نماز در محل نماز بنشیند و دعائی که روایت شده است بخواند.


ثالثا – از کارهای مهم آنکه در این روز «مراسم معروفه شرعیه اعیاد بزرگ» را به جای آورد تا آنکه عوام و زنان و کودکان بدانند که «عید» است لیکن آنها را به عمل خود در اعیاد به آنچه موافق حقیقت «عید» است عادت دهد یعنی به آنچه در شرع وارد گشته نه آنچه خلاف مقررات شرع باشد همچنان که عادت و سنت پاره‌ای از نادانان است که به لهو و لعب بلکه پاره‌ای از افعال حرام می‌پردازند، چه عید عبارت از وقتی است که ملک الملوک – جل شانه- برای بار عام قرار داده و موسمی است که «نیکو کار و بدکار» را برای حضور در برابر خویش به عرض خاکساری و مسکنت و اظهار مراسم عبودیت خوانده تا در آن، جایزه و بخشش کند و لباس امان و خلعت بر آنها بپوشاند و ملک و سلطنت حواله فرماید؛ پس بر آن کس که این مراتب بداند شایسته است که تدارک حضور در این محضر جلیل شریف نماید و به آنچه ممکن و مقدورش باشد برای تهیه این مجلس سعید منیف، خود را مهیا سازد و به آنچه مرسوم زینت در برابر اهل این محضر نظیف باشد خود را زینت و آرایش دهد؛ زیرا برای هر مجلسی لباس مخصوصی و زینتی مناسب آن در خوراست و لباس شایسته اهل چنین مجلس، لباس تقوی و تاج آنها، تاج کرامت و وفار می‌باشد؛ یعنی لباس اهل این مجلس تخلق و اخلاق حسنه و تاج معارف ربانیه و تطهیر آنها، پاکیزه ساختن دل از اشتغال به غیر خدا و بوی خوش ایشان، ذکر خدا و درود بر رسول خدا و آل طاهرین او است؛ و زنهار! زنهار که در مجلس پاکان حاضر شوی و حال آنکه دلت چرکین و آلوده به ذکر دنیا و بدنت عاری از تقوی و سرت برهنه از عمامه مراقبت و بوی گند قازورات محبت دنیا از تو متصاعد و اخلاقت آمیخته با قبایح کردارهای زشت و سرت خالی از عقل و معرفت و قلبت خالی از ایمان و دیانت و چشمت پر و خسته از نظر به حرام و زیانت گنگ از تکلم در رضای خالق انام و گوشت‌کر از شنیدن ذکر باری و دستت بسته به بخل از کوشش در جود و سخا و داد ودهش در راه حق تعالی و فلج شده از توانائی بر جهاد در یاری دین خدا و شکمت پر از مال غیر و حرام و فرجت معمول در محارم الله و پایت عاجز از سعی در قضاء حوائج اولیاء الله و زمین‌گیر از حرکت به سوی خانه‌های خدا باشد.

پس اگر در مجالس این پادشاه آزاد و پاک با چنین حال اسفناک حضور یابی از چرکی لباس پست و پر آلایش و گرفتاری این عیوب و بد حالی و عدم آسایش، خود را رسوا کنی و خویشتن را مفتضح سازی.
پس بهتر آنکه ای مسکین در نفس گرامی و شریف خود تدبر کنی و بدانی که چگونه آن را به دست غفلت تباه ساخته‌ای و با اهانت و شعائر و حرمات خویشتن را دچار توهین و مذلت قرار داده‌ای و در میدان تحصیل کمال به سبب کسالت و اهمال از مسابقه با اقران و امثال به عقب افتاده و به آن خرسندی.

از امام حسن(ع) روایت است که چون در روز عید فطر به مردم نظر نموده و آنها را به حالت خنده و بازی بدید به اصحاب خود فرمود:

خداوند عز و جل «ماه رمضان» را برا یبندگان خود به منزله میدان مسابقه‌ای بیافرید که در آن به سبب طاعت و رضوان او بر یکدیگر سبقت جویند گروهی پیش افتادند و کامیاب شدند و دسته‌ای تخلف کردند و زیانکار گشتند. بسی‌جای شگفتی است که کسی در چنین روز که روز مزد گرفتن نیکو کاران و زیان دیدن مقصران است به خنده و بازی مشغول باشد، به خدا سوگند اگر پرده را برگیرند هر آینه نیکوکار بکار نیک خود و بدکار بکردار زشت خویش سرگرم باشند و در روایت دیگر فرمود:

به خدا سوگند اگر پرده گشوده شود محسن (به احسان خویش) و بدکار (به کار بد خود) چنان گرفتار است که به شانه کردن سر و آراستن لباس نپردازد چنانکه بقیه آن در عیدین بیاید ان شاء الله.

رابعا – از امور مهمه در این روز آنکه روز عید را به سلام برحامیان آن روز به پایان برساند و به درگاه آنها تضرع و الحاح نماید و آنها را برای استصلاح حال به اعمال یعنی طلب صلاح از بارگاه صاحب جلال و جمال شفیع گرداند و به مناسبت وقت تسلیم اعمال به حضرت سیدالمرسلین(ص) استرحام از آن بزرگوار را نیز به آن ضمیمه نماید که اگر آن روز مختص به او نباشد باز او را حق ثابتی در «روز نگهبانی» آل طاهرین و خلفای معصومین او (ص) خواهد بود ولی این استرحام و التجاء با حالتی آمیخته به شرمساری و حیاء از تقصیر در ادای حق شکر نعمت و قدر منت و با لطف در گفتار و الفاظ تضرع و ابتهال بوده باشد چه چنین ال را در قبولی اعمال و فرود آوردن فیض و خیر از معدن افضال اثر بزرگی است و تراست که به صاحب روز برای شفاعت در حضرت پروردگار توجه نمائی و به وسیله او – صلوات الله علیه و آله- اعمال خود را در حضرت الوهیت عرضه بداری تا از باب کرم و عفو خود ترا تراند و سئیات ترا به اضعاف از حسنات مبدل گرداند و به مکارم و عنایات مقبول و مرضی درگاه خویش سازد.

«فانه یفعل مایشاء ولایفعل ما یشاء احد غیره»

و تراست که از او مزید توفیق خود را در جد و اجتهاد و کوشش در خدمت مالک عباد و وفای به عهد با رسول عماد و آل امجاد برای ایام بعدی خویش خواستار شوی؛ چه وفای در ایام غیبت را به حکم عقل در نزد خردمندان با سادات و احباب، حقوق بزرگی است.
منبع: تسنیم



طبقه بندی: ایام الله،
05:10 ب.ظ
710
حدیث روز
پیامبر اکرم حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمودند : محبوب ترین خلایق نزد خدانوجوان خوش سیمایى است كه جوانى و زیبایى خود را براى خدا و در راه طاعت او بگذارد. خداوند رحمان به وجود چنین نوجوانى برفرشتگان مى‌بالد و مى‌فرماید : «این است بنده راستین من!» .

متن حدیث: 

رسول الله صلی الله علیه و آله : إنَّ اَحَبَّ الخَلائِقِ إلَى اللّه ِ شابٌّ حَدَثُ السِّنِّ فی صُورَةٍ حَسَنَةٍ جَعَلَ شَبابَهُ و جَمالَهُ لِلّهِ و فِی طاعَتِهِ ذلِكَ الَّذی یُباهِی بهِ الرَّحمنُ مَلائكتَهَ یَقولُ : هذا عَبدِی حَقّا.


«میزان الحكمه ، ح 9096 » 



طبقه بندی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام،
04:09 ب.ظ
709
حدیث روز
 امام حسن عسكرى علیه السلام: بنى امیّه و بنى عباس به دو دلیل به قتل و كشتار ما پرداختند.
یكى این كه: آنها خود مى دانستند كه خلافت، حقّ آنان نیست، لذا مى‌ترسیدند كه ما ادعاى خلافت كنیم و خلافت در جایگاه [اصلى ]خود استقرار یابد. 
دوم این كه: آنها، از طریق اخبار متواتر فهمیده بودند كه حكومت جباران و ستمگران به دست قائم ما نابود خواهد شد و از طرفى در این كه آنان از جباران و ستمگران هستند، شكّ نداشتند. از این رو،در كشتار اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و نابود كردن نسل او كوشیدند تا بلكه با این كار، مانع تولد قائم عجل اللّه تعالى فرجه شوند یا او را به قتل رسانده باشند. 
اما خداوند نخواست كه قضیّه او [قائم] حتى براى یك نفر از ایشان (خلفاى اموى و عباسى) معلوم شود تا آن گاه كه نور خویش را كامل گرداند، هرچند كافران خوش نداشته باشند.

متن حدیث: 

الإمام العسكریّ علیه السلام : قَد وَضَعَ بَنو اُمَیَّةَ وبَنُو العَبّاسِ سُیوفَهُم عَلَینا لِعِلَّتَینِ ، إحداهُما: أنَّهُم كانوا یَعلَمونَ أنَّهُ لَیسَ لَهُم فِی الخِلافَةِ حَقٌّ ، فَیَخافونَ مِنِ ادِّعائِنا إیّاها وتَستَقِرُّ فی مَركَزِها . وثانیهِما : أنَّهُم قَد وَقَفوا مِنَ الأَخبارِ المُتَواتِرَةِ عَلى أنَّ زَوالَ مُلكِ الجَبابِرَةِ وَالظَّلَمَةِ عَلى یَدِ القائِمِ مِنّا ، وكانوا لا یَشُكّونَ أنَّهُم مِنَ الجَبابِرَةِ وَالظَّلَمَةِ، فَسَعَوا فی قَتلِ أهلِ بَیتِ رَسولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله وإبادَةِ نَسلِهِ ، طَمَعًا مِنهُم فِی الوُصولِ إلى مَنعِ تَوَلُّدِ القائِمِ عَجَّلَ اللّه ُ فَرَجَهُ ، أو قَتلِهِ ، فَأَبَى اللّه ُ أن یَكشِفَ أمرَهُ لِواحِدٍ مِنهُم ، إلاّ أن یُتِمَّ نورَهُ ولَو كَرِهَ الكافِرونَ.



«إثبات الهداة، جلد 3، صفحه 570»



طبقه بندی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام،
06:40 ب.ظ
708
حدیث روز
امام محمد باقر علیه‌السلام نقل کرده‌اند که پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمود: به راستى جبرئیل آیینه‌اى برایم آورد که در وسط آن نقطه‌ سیاهی بود. پس گفتم: اى جبرئیل! این چیست؟
گفت: این جمعه است. گفتم: جمعه چیست؟ گفت: براى شما در آن خیر و برکت فراوان است. گفتم: خیر فراوان چیست؟ فرمود: روز جمعه عید براى تو و امتت تا روز قیامت خواهد بود. ...».

متن حدیث:

اِنَّ جَبْرئیل أَتانى بِمرْآةٍ فى وَسَطِها کالنّکَتةِ السَّوداء ، فَقُلْتُ لَهُ: یا جَبرئیلُ ما هذِهِ؟ قال: هذِهِ الجمعَةُ، قال: قُلْتُ  وَ ما الجُمُعَةُ؟ قالَ: لَکُمْ فیها خَیرٌ کثیرٌ ، قال: قُلْتُ و ما الخَیرُ الکثیرُ؟ قال: تکونَ لَکَ عیِداً و لِاُمَتِّکَ مِن بَعدکَ الى یَوم القیامةِ. ...


«مستدرک الوسائل، ج6، ص58»



طبقه بندی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام،